۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
نبرد پایاپای؟!
نبرد پایاپای؟!

نبرد پایاپای؟!

جزئیات

یادداشت

14 شهریور 1403
بی‌خبر جایی را نمی‌زنیم، مردم غیرنظامی را نمی‌کشیم، به آدم‌های موثر دشمن هم یا دسترسی نداریم یا برای ترورشان نقشه‌های پنهانی نمی‌کشیم. تنها کاری که می‌کنیم اطلاع‌رسانی از قبل و سپس زدن چند ساختمان و پایین‌آوردن چند سقف و روی هم انبار کردن چند آهن‌پاره، که خیلی زود می‌شود راست‌‌وریست‌شان کرد و بهتر از قبل ساخت‌شان!
حالا این خراب کردن‌ها در قبال چیست؟ در قبال از دست دادن فرماندهان تراز اولی است که جبهه مقاومتِ مستضعفان جهان، سال‌ها برای رسیدن‌شان به عرصه تقابل در برابر بی‌نظمی دنیای کور مادی، چشم به راه‌شان بوده.
شهادت فخر ماست و مرگ به دست خداست؛ ولی آیا قرار است جنایتکارها تا آخرین توان‌شان را در میدان نبرد به کار بگیرند و بعد از سال‌ها جنایت، با آلزایمر و پارکینسون و بر اثر پیری بمیرند؟ یعنی همه اسباب و علل مادی جهان در خدمت حفظ و حراست جنایت‌پیشه‌هاست و مرگ فقط دنبال ماست؟ ما نباید یا نمی‌شود یا نمی‌توانیم از این اسباب و علل بهره ببریم تا فرماندهان‌مان به نوبت در کام نفوذ جاسوسان و پهپاد و بمب و تیر و فشنگ فرو نروند؟
حواس‌مان هست که صهیونیست‌ها دارند فرماندهان ‌ما را یکی‌یکی از ما می‌گیرند؟ خبر داریم جنایتکارها اتاق‌شان را کرده‌اند اتاق مرگ؟ آن‌ها اسم یاران ما را روی تخته نوشته‌اند و برای حذف دانه‌به‌دانه‌شان به‌ترتیب برنامه می‌ریزند و بعد از حذف، روی نام‌شان را خط می‌کشند و بعد با آمادگی کامل می‌نشینند به انتظار چند موشک ریز و درشت تا درحالی که خودشان مثل موش در سوراخ‌ها خزیده‌اند، از راه برسند و گرد و خاکی به پا کنند و خرابه‌هایی به جا بگذارند.
واقعا چه باید کرد؟ تا کی مردمی را که مظلومانه به ما امید بسته‌اند به تماشای پاسخ‌های‌مان بنشانیم؟ تا کی و کجا توان داریم که نیروهای زبده‌مان را از دست بدهیم؟ آیا تخریب چند پایگاه و پادگان و ساختمان، انتقام شهید سلیمانی و شهید زاهدی و شهید سیدرضی و شهید هنیه و شهدای بی‌شماری از فرماندهان بین‌المللی جبهه مقاومت است؟ دفعه بعدی نوبت کیست تا در غزه و کرانه‌باختری یا حتی خیابان‌های بیروت و بغداد و تهران از دستش بدهیم؟ چند نفر دیگر داریم که به ارزانی هزینه‌شان ‌کنیم؟
دسترسی به فرماندهان ما برای جنایت‌پیشه‌های صهیونیست چه راحت و دم‌دستی شده! چقدر ساده‌ایم که رییسی عزیزمان را با چند هلی‌کوپتر لکنتی راهی ارسبارانش می‌کنیم و بقیه مردان‌مان را هم از این ساده‌تر، سیبل پهپاد‌های انتحاری می‌کنیم که از راه برسند و صاف بخورند به ماشین و موتورشان یا از پنجره اتاق‌شان وارد بشوند و تمام امیدمان را ناامید کنند! راستی هزینه صهیونیست‌ها برای زدن بالاترین فرماندهان ما چقدر است و در عوض، ما برای تخریب ساختمان‌های خالی از آدم و امکانات آن‌ها چقدر خرج می‌کنیم؟ فصل تغییر رویه یا در «نوع حفاظت» از نیروهای‌مان یا در «نوع انتقام» نرسیده؟!
اگر این نبرد پایاپای است، با همین دست‌فرمان ادامه بدهیم؛ آن‌ها با تیر‌و‌کمان بزنند چشم ما را کور کنند، ما هم بزنیم تیر‌و‌کمان‌شان را بشکنیم و بگوییم مجازات‌شان کردیم.

نویسنده: زهره علی‌عسگری

مقاله ها مرتبط