روزنامهنگاری جنگ، گونهای از روزنامهنگاری است که در جنگهای داخلی آمریکا شکل گرفت. جنگهایی که آنقدر بر دنیای ارتباطات بعد از خود تاثیرگذار بودند که حتی عنوان صفحه اول مطبوعات را هم به صفحه جبهه (
Frontpage)
تغییر دادند؛ وضعیتی که هماکنون نیز پا برجاست. اکنون بعد از یک قرن و نیم از شروع این گونۀ روزنامهنگاری، مجلات تخصصی جنگ زیادی، چه در کشورهای درگیر جنگ و چه در ممالکی که زمانی درگیر جنگ بودهاند منتشر میشوند. حتی روزنامههای جهان نیز در هفته یا ماه، صفحههایی را به جنگهایی که کشورشان درگیر آنها بوده یا هست، اختصاص میدهند. آنچه در پی میآید گزارش روزنامهنگاری جنگ در ایران است. کشوری که در یک قرن اخیر در سه جنگ بزرگ و تمامعیار درگیر بوده است. با این تفاوت که دو جنگ اولی، اشغال کامل کشور را در پی داشتند و در جنگ سوم حتی یک وجب از خاک آن اشغال نشد.
۶۲ سال پس از پایان جنگ جهانی اول و ۳۶ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و ناکام ماندن پروژه تجزیه ایران در هر دو جنگ، باز هم دکترین تبدیل ایران بزرگ به ایران کوچک از بالقوه به بالفعل تبدیل شد تا حرف برنارد لوئیس شرقشناس روی زمین نماند و «ایرانِ خطرناکِ بزرگ» به هر قیمتی تجزیه شود. اینبار در شهریور ۱۳۵۹ توپخانههای جهان، خوزستان ایران را نشانه گرفته بودند. توپخانههایی که البته نیروی محرکه آنها دستهایی در آستین حزب بعث عراق بود.
ظهر اول مهر ۱۳۵۹ روزی که همه دانشآموزان از مدرسه به خانه برمیگشتند، روزنامههای تهران خبر از وقوع جنگی دیگر میدادند. جنگی که چند ماهی بهطور غیررسمی در مرزها شروع شده بود، اما ساعت ۱۴ و ۲۰ دقیقه روز ۳۱ شهریور، این فرودگاه مهرآباد تهران بود که بمباران شد تا صدام، حاکم همسایه غربی، رسما جنگ را شروع کرده باشد.
روزنامه جمهوری اسلامی با تیتر «جنگ ایران و آمریکا گسترش یافت» روی پیشخوان رفت. کیهان، اطلاعات، انقلاب اسلامی و بامداد نیز تیترهای مشابهی زدند. روزنامهها و هفتهنامهها صفحههایشان کمکم در اختیار جنگ گذاشته شد، حتی صفحات ورزشی و هنری. هر روز که از جنگ میگذشت، بازتابش چشمگیرتر میشد و خبرنگاران اعزامی نیز بیشتر. مطالب آموزشی درباره نحوه مواجه شدن با وضعیت قرمز، آشنایی با جنگندهها، زندگی نیروهای مردمی که به خوزستان اعزام میشدند و از ایندست مطالب هر روز در جراید به چاپ میرسیدند.
حجم مطالب مربوط به جنگ وقتی فزونی گرفت، روزنامهها و مجلهها شروع به ایجاد صفحههای ثابت برای دفاع مقدس کردند. روزنامه اطلاعات به صفحه انعکاس اخبار جبهه و جنگ بسنده نکرد و هفتهنامهای مستقل به نام «اطلاعات جبهه» منتشر کرد که در خطوط مقدم جبهه برای رزمندگان توزیع میشد. اطلاعات جبهه تا انتهای سال ۱۳۶۷ توسط روزنامه اطلاعات به چاپ رسید و انتشارش در اسفند این سال پایان یافت. برخی روزنامههای کثیرالانتشار هم صفحات جبهه و جنگشان را با پایان دوران دفاع مقدس در سال ۶۷ خاتمه دادند. برخی هم صفحاتشان را تا امروز حفظ کردهاند مثل صفحه «جبهه و جنگ» روزنامه جمهوری اسلامی که همچنان خوانندگان ثابت خودش را دارد. چند روزنامه مانند روزنامه جوان و ایران نیز که انتشارشان پس از جنگ آغاز شده، صفحه ثابت هفتگی برای دفاع مقدس در نظر گرفتند که البته برای خود، مشتریانی دارند. جوان علاوه بر صفحه ثابت دفاع مقدس، دو ضمیمه «فرهنگ و مقاومت» و «سروقامتان» را به علاقهمندان و پژوهشگران حوزه دفاع مقدس تقدیم کرد. فرهنگ و مقاومت از خرداد ۱۳۷۸ در سالروز آزادی خرمشهر به چاپ رسید و با وجود انتشار چند شماره، ترتیب خاصی نداشت. تحریریه روزنامه جوان پس از سه سال انتشار فرهنگ و مقاومت نام این ضمیمه رایگان را به سروقامتان تغییر داد. ضمیمهای خواصپسند و عوام فهم که توانست ارتباط خیلی نزدیکی با مخاطبان و علاقهمندان حوزه دفاع مقدس برقرار کند.
علاوه بر روزنامهها، از میانه جنگ برخی مطبوعات تخصصی که عمدتا مربوط به ترجمانهای نظامی بودند نیز برای انعکاس اخبار و تحولات دفاع مقدس روانه کیوسکها شدند. امید انقلاب، پیام انقلاب، پاسدار انقلاب، پاسدار اسلام، صف، مرزداران و سرباز از جمله نشریاتی بودند که در دوران دفاع مقدس به صورت تخصصی گزارش جنگ، پیشرفتها و ابتکارات نظامی، معرفی شهدای جنگ، نقش مردم در دفاع مقدس و مسائل دیگر را منعکس میکردند. این نشریات نظامی پس از دوران دفاع مقدس نیز توسط ارتش و سپاه منتشر شدند تا منعکسکننده فعالیتهای رزمندگان اسلام و یادآوری عملیاتهای جنگ باشند.
«پاسدار اسلام» که ابتدای امر، نشریه داخلی سپاه بود و بعدا روانه کیوسکها شد. هم مردم انقلابی را در جریان اتفاقهای داخلی سپاه قرار میداد و هم از دلاوریهای رزمندگان و فرماندهان این نهاد در دوران دفاع مقدس اطلاعرسانی میکرد. پاسدار اسلام مدتی پس از جنگ به چاپ رسید، اما در سال ۱۳۷۰ از ادامه راه بازماند.
اما هفتهنامه پنجزاری و جمعوجور «سرباز» که از اول مهر ۵۹ توسط اداره سیاسی-ایدئولوژیک ستاد مشترک ارتش در پادگانها منتشر میشد کمکم به خانهها راه یافت و نشریه جالب توجهی برای انعکاس مطالب جنگ شد تا گزارش عملکرد قوای سهگانه را به مخاطبانش برساند. سرباز همانند «صف» در مراکز نظامی ارتش بین نظامیان توزیع میشد تا در جریان گزارشهای نظامی دیروز و امروز قرار بگیرند.
با این حال، نشریات تخصصی نظامی شاید برای خواص و پژوهشگران نظامی بیشتر مورد پسند بود، اما نبود نشریات عامهپسند حوزه دفاع مقدس که بتواند با اقشار مختلف ارتباط برقرار کند و مفاهیم این حوزه را به همه سلیقهها و گروههای سنی منتقل کند احساس میشد. از اینرو روزنامهنگاران دغدغهمند انقلاب اسلامی آستینها را بالا زدند و گونه روزنامهنگاری دفاع مقدس را خلق کردند تا این که فرهنگ دفاع مقدس نسل به نسل منتقل شود.
«کمان» اولین نشریه تخصصی دفاع مقدس بود که مرداد ۱۳۷۵ روی دکه رفت تا خاطرات رزمندگان، گزارش عملیاتها، ادبیات دفاع مقدس، نقد فیلمهای جنگی و مصاحبههای مربوط به این حوزه را به مخاطبانش پیشکش کند. کمان در شهریور ۱۳۸۳ پس از انتشار دویست شماره، به دلیل مشکلات مالی به انتشار خود پایان داد.
سال ۱۳۷۶ نشریهای ابتدا در میعادگاههای نماز جمعه و بعد روی کیوسکهای روزنامهفروشی توزیع شد که «شلمچه» نام داشت. هفتهنامهای عامهپسند که بخشی از آن به دفاع مقدس اختصاص داشت و به دلیل چاپ عکس شهدا در صفحه اول، توسط عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد توقیف شد. تیم گرداننده شلمچه پس از توقیف هفتهنامه، هفتهنامههای دیگری به نامهای «جبهه»، «صبح» و سپس «صبح دوکوهه» راه انداختند که آنها نیز به سرنوشت شلمچه دچار شدند.

خرداد ۱۳۷۸ ماهنامه «فکه» نیز به زیور طبع آراسته شد. نشریهای تخصصی برای حوزه کلان انقلاب اسلامی و به صورت تخصصی دفاع مقدس مردم این سرزمین که با وجود گذشت بیش از دو دهه از انتشار آن، همچنان پرمخاطب است و حتی بین پژوهشگران خارجی انقلاب و دفاع مقدس هم محبوبیت کسب کرده. فکه در خود، مصاحبههای تخصصیای را مربوط به دفاع مقدس، فراگیری دفاع مقدس در همه عرصههای جهادی، انتشار خاطرات رزمندگان و نیز روایت محور مقاومت جای داده است.
گروه روایت فتح که پیشتر با پیگیریهای مستمر سیدمرتضی آوینی سلسله مستندهای روایت فتح را به مردم ایران تقدیم میکرد، سال ۱۳۷۹ مجله «مستند» را برای انعکاس اخبار و تحولات مستندسازی دفاع مقدس منتشر کرد. مجلهای که بعدا به ویژهنامههای «روایت فتح» تبدیل شد و این یکی هم به تاریخ مطبوعات ایران پیوست. مثل مجله «یاد ماندگار» متعلق به سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران که سال ۱۳۸۴ به جمع مطبوعات حوزه دفاع مقدس اضافه شد و پس از دو سال انتشار پراکنده، خیلی زود کیوسکهای روزنامهفروشی را ترک کرد. شهرداری تهران غیر از یاد ماندگار، ماهنامه «همشهری پایداری» را هم به عنوان مجله تخصصی دفاع مقدس در کیوسکها داشت. ماهنامهای که از سال ۱۳۸۱ ابتدا به صورت گاهنامه منتشر میشد و بعد از سال ۱۳۸۶ انتشار خود را تا سال ۱۳۹۷ به صورت منظم پی گرفت و بعد روانه تاریخ مطبوعات شد.
فصلنامه «فرهنگ پایداری» هم از سال ۱۳۸۵ تنها شش شماره منتشر کرد تا هم ادبیات جنگ را رونق بدهد و هم سبک خاصی در روایت و انتقال فرهنگ دفاع مقدس ابداع کند. ابداع در سایر نشریات دفاع مقدس هم به چشم میخورد. مثل «خط» که مجله ادبی دفاع مقدس بود و در قطع پالتویی منتشر میشد و نیز مانند مجله «خمپاره» که گردانندگانش، این نشریه را در قطع جیبی عرضه میکردند. نوآوری را میشد در مجله ادبی «هابیل» هم جستوجو کرد که به جای انتشار از شماره ادواری یک، از شماره ۱۲ شروع میشد و به صورت شمارش معکوس پس از یک سال به شماره یک ختم میشد.
«امتداد» دیگر مجله تخصصی جنگ هم در میانه دهه ۸۰ عملیاتها و خالقانشان را که رزمندگان باشند روایت میکرد. «شاهد یاران» هم ترجیح میداد علاوه بر قهرمانان دفاع مقدس هشت ساله خودمان، به سراغ قهرمانهای دفاع مقدس همه تاریخ معاصر ایران برود. «پلاک هشت» هم مجله دیگر حوزه دفاع مقدس بود که با خلاقیتهایی در فرم و محتوا سعی کرد لولای وصلی باشد بین نسلهای سوم و چهارم و پنجم با جنگ تحمیلی و فرهنگ شهادت. رسالتی که هماکنون بر دوش صدها نویسنده و پژوهشگر عرصه دفاع مقدس است.