هرکس را نگاه میکنی سرش توی گوشیاش است؛ فرقی نمیکند توی تاکسی و اتوبوس باشد یا ایستگاه مترو و قطار، حتی در مهمانیها. توی جمعها حتما یکی، دو نفر را میبینی که بهدنبال تازهها، دارند صفحه نمایشگر گوشیشان را بالا و پایین میکنند. این روزها مرجع و منبعی برنده است که خبرهایش را با تراکم بالا و ارسالی بیوقفه و با روشهایی کارآمد، زودتر به مردم برساند. هر مرجعی که خبری دارد، از موضوع اقتصاد و سیاست و اجتماع گرفته تا دنیای قضا، باید بجنبد. البته آخری اهمیت بیشتری دارد؛ چون بهطور مستقیم با امنیت عمومی و روحی و روانی اجتماع ارتباط دارد.
گاهی اوقات از زبان مردم میشنویم که به فلان حکم یا فلان محکمه یا قاضی معترضاند؛ بهخصوص وقتی که روند یک دادرسی، رسانهای میشود و مردم در جریان کار قرار میگیرند، یا به یکباره از حکمی مطلع میشوند که از دیدشان عادلانه نیست. در این مواقع تنها فکری که به اذهان عمومی القا میشود، دخالت پول و پارتی در روند محاکمه است. در حالی که اگر اطلاعرسانی بهموقع و کامل صورت بگیرد مشخص میشود که قاضی از یک حق قانونی برای حل مسئله استفاده کرده که عموم، از آن بیاطلاع هستند. گاهی هم افراد مشکلی دارند که اگر به مرجع صحیح و مرتبط مراجعه کنند، مشکلشان حل خواهد شد؛ ولی بهعلت بیاطلاعی، شکشان متمرکز بر بیعدالتی در جامعه میشود و این که اساسا کسی نیست به داد مردم برسد.
در کنار اینها، سالانه حجم زیادی از فعالیتهای گوناگون در ارکان دستگاه قضا، اعماز دادگاههای عمومی شامل کیفری، حقوقی، خانواده، اطفال و نوجوانان و دادگاههای اختصاصی شامل انقلاب، نظامی، روحانیت و همچنین دادگاههای تجدید نظر و دیوان عالی کشور و شورای حل اختلاف انجام میشود که ضرورت دارد برای اطمینانافزایی، مردم را از آنها باخبر کرد. از دسته مسائل مهم که میتواند در این راستا به افکار عمومی شکل دهد، دادن اطلاعات قضایی کامل و بهموقع با استفاده از شیوههای نوین تبلیغاتی و نمایشی مثل فیلم و سریال و پویانمایی برای تبیین سیاستها و روشهای احقاق عدالت اجتماعی برای گروههای سنی و نهادیِ مختلف در جامعه است.
اطلاعرسانی جامع علاوهبر اینکه میتواند با شرح دادن عواقب بیقانونی بر سر راه بزهکاران مانع بگذارد، مردم را از راههای دسترسی به حقوق خودشان با کمک قوه قضاییه با خبر میکند که خودش از مصادیق سرمایههای اجتماعی است و به انسجام جمعی کمک میکند.