در جهان امروز که بیعدالتی و بیقانونی بیداد میکند، بهوضوح جایگاه قانون برای آنان که عدالتخواه هستند روشن است. استعمارگران داعیه حقوق بشر دارند اما خودشان یکی از کسانی هستند که تولید ظلم و ستم میکنند و بیقانونی را رواج میدهند؛ پایمال کردن حقوق بهحق ملتها و نادیده گرفتن حق اولیه آنها در همه ابعاد، ظلمی است که سالها در دنیای امروز ثابت و استوار مانده است.
آمریکا و اروپا در طول سالها سلطه جهانی و دخالت و در امور کشورها، خودشان را قانونمند و قانونگذار میدانند؛ در صورتی که خود اصلا مهد بیقانونی میباشند. قبل از انقلاب، در دوران رژیم گذشته، امام خمینی(ره) همیشه از ظلم و تضییع حقوق ملت سخن میگفت و از اجحاف، به حق ملت ایران از طرف آمریکا و انگلیس در منابر صحبت میکرد. قانون کاپیتولاسیون خود یکی از نمونههای بارز و فاحش این دسته از ظلمهاست. آنان خود را همیشه نسل برتر میدانند و در این راه حاضرند نهتنها هزاران نفر بلکه بهگفته خودشان میلیونها نفر کشته شوند تا بهناحق به اهداف نامشروع خود برسند و در بیان آن و عمل کردن به آن هیچ ابایی ندارند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، رهبری و ملت ایران همگی به بحث عدالت و ظلمستیزی اذعان داشتهاند و یکی از امور حقه و درخواست واقعبینانه را برای خود و نظام اسلامی طلب میکردند.
حمله صدام در جنگ هشتساله با عملکرد منافقین و همراهی با دشمنان انقلاب، حرکتهای ضدانقلاب در کردستان و انواع و اقسام توطئههای داخلی و صدها توطئه و دخالت بیگانگان نتوانست در این نظم و عدالت عمومی خدشهای وارد کند.
ترور شخصیتها و کشتن مردم بیگناه توسط منافقین انجام شد و البته تجهیز گروهکهای معاند که با بمبگذاری و آسیب به امنیت مردم میخواستند اساس حکومت اسلامی را جمع کنند که به شکر خدا با رهبری و تدابیر امامین انقلاب این نتیجه حاصل نشد.
بیش از ۱۷هزار ترور توسط منافقین و با حمایت آمریکا و انگلیس، خود نمونهای است از خروارها ظلم فاحش در حق ملت ایران و ملتهای دیگر که امروز از آنها بهعنوان جبهه مقاومت نام میبریم. دفاع مقدس دوم و سوم هم میتواند مهر تاییدی باشد بر اینکه چطور هنوز این از خدا بیخبرها و فاسدین فکری و عملی، مردم و بچهها را به چه وضعی به آتش خودخواهی خود گرفتار کردند و خون هزاران بیگناه را بر زمین ریختند. از کودک چندماهه و چندساله تا نوجوان و جوان، پیرمرد و پیرزن را تکهتکه کردند تا نکند جهوری اسلامی پروندههای کثیف آنها را که در دادگاههای تشکیل شده برملا کند؛ کودککشی و تعرض جنسی و بعد هم مثل یک حیوان درندهخوی آنها را خوراک شهوات خود کنند که این خود پرونده دیگری است.
کشتن رهبر مظلوم یک کشور در خانه خود، گواه و سندی است که برای همگان آشکار است. امروز قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، باید با تمام توان پیگیر ظلمی باشد که در طول این سالها به دولت و ملتش روا داشته شده؛ همانطور که رهبر عزیزمان آیتالله سیدمجتبی خامنهای فرمودند «این را همه باید بدانند باذناللهتعالی ما حتما متجاوزین تبهکاری را که کشور ما مورد حمله قرار دادند را رها نمیکنیم. حتما غرامت تکتک صدمات واردشده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتما مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود. ما طالب جنگ نبوده و نیستیم؛ ولی به هیچوجه از حقوق حقه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه در نظر داریم.»