۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
آن‌چه می‌خوانید خبر نیست، یک تحلیل است
آن‌چه می‌خوانید خبر نیست، یک تحلیل است

آن‌چه می‌خوانید خبر نیست، یک تحلیل است

جزئیات

یادداشت

1 اردیبهشت 1405
کسی که شطرنج بلد است می‌داند که در خطر قرار گرفتنِ شاه یعنی اتمام بازی. مهرۀ شاه را نمی‌شود حذف کرد ولی بازیگر ماهر، هر مهره‌ای را، هرچند با ارزش، طوری طعمه قرار می‌دهد تا رقیب به هوای حذف کردنش، به دام کیش و ماتی بیفتد که راهی برایش نمانَد، جز قبول شکست. امروز در شطرنجِ مناسبات جهانی، شاه، جمهوری اسلامی ایران است که هرگز حذف نمی‌شود و هر چیز و هر کس خود را فدا می‌کند تا این مهره را حفظ کند.

مرگِ بعضی‌ها زمان می‌خواهد تا علتش و آمران و عاملانش معلوم شود؛ به‌خصوص اگر مرگ، شهادت باشد. یکی از موضوعاتی که هرچه زمان بگذرد باز هم ابعاد پنهان زیادی برای کشف کردن دارد، شهادت امام شهید انقلاب است. ذهن‌های تیز لازم است تا از گرد نسل‌ها برسند و این پرونده مفتوح را نقادی کنند و مطالب ناب از آن بیرون بکشند که چه شد، چرا شد، چه کسانی گردن‌شان زیر دِین این شهادت است، چه از داخلی‌ها و چه خارجی‌ها و از این‌ها مهم‌تر، نقش خودِ امام شهید کجای صحنه این شهادت، قابل‌تعریف است.

شاید دور از ذهن نباشد اگر ادعا شود این شطرنج‌باز ماهر، از جمعه نصر، تصمیم تاریخ‌‌سازش را علنی کرد. زمانی که زیر تهدیدها به مصلا رفت، در بزرگداشت شهید سیدحسن نصرالله، سرِ صبر نشست و در آرامش، قرآن تلاوت کرد. حضورش انگار هَل‌مِن مبارز طلبیدن بود، دام بود، نقشه بود تا دشمن را به اشتباه بیندازد. رهبری که داخلی‌ها را از گرفتار اشتباه محاسباتی شدن پرهیز می‌داد، خودش در حال به اشتباه انداختن دشمنان بود تا گردن‌شان را زیر چکمه شهادت خودش خُرد کند. به‌علاوه این که بر تمام تهمت‌های بی‌معرفتان خط بطلان بکشد.

هرچند که این شهادت، نافی مسئولیت هیچ مسئولی نیست و بار تقصیر هیچ مقصری را سبک نمی‌کند ولی اشتباه محاسباتی دشمن چه بود؟ دشمن با محاسبه بعضی واقعیت‌های میدان، به دام این خون افتاد. بدون تعارف، بخش اندکی از مردمی که فریب خوردند، چه مسئول و چه مردم عادی، مدت‌ها بود که در عمل، این پیام را به دشمنان رسانده بودند که اهل مصالحه و کوتاه آمدن و زانو زدن هستند. همین برداشت از رفتارها و کردارها چراغ سبزی شد و دشمنان را به این‌جا رساند که کسی را که مقاومت می‌کند حذف کنند تا راه برای سازشکاران صاف شود و بشود کار جمهوری اسلامی را تمام کنند. دشمن خبر نداشت این شهادت، ملتی را در خونخواهی تهییج می‌کند که جز آن، احدی قدرتش را ندارد.

انتقام خون امام شهید و خانواده‌اش میان شیعیان، اتفاق غریب و تازه‌ای نیست و گذر زمان برنمی‌دارد. این اخلاقِ خونخواهی است که مردم را ماه‌هاست به کف خیابان‌ آورده. انتقام این خون، رسیدن به همان هدفی است که رهبر شهید را به انتخاب این مرگ آگاهانه رساند.
این خون به آزادی قدس و حذف رژیم اشغالگر به‌مثابه بازوی نظامی استکبار در منطقه غرب آسیا یا افول قدرت آمریکا نمی‌انجامد که این‌ها در میزان این خون، اهداف کوچکی هستند. ارزش این خون، تحمیل قدرتی به‌نام ایران اسلامی در جهان است که مقدمات ظهور منجی را فراهم خواهد کرد، به یاری خدا.
امام ما رفت در حالی که برخلاف روسیاهیِ بدخواهانش، پیروز رفت. گاهی انتخاب آگاهانه مرگ، آخرین تلنگر رهبری می‌شود که مرگ را برای رسیدن به هدفی مقدس انتخاب می‌کند:
یک ملت وقتی کارش به جایی برسد که ببیند هیچ چاره‌ای ندارد جز این‌ که مردن شجاعانه را به جان بخرد، دیگر هیچ چیز در مقابل او تاب ایستادگی ندارد. ۱۳۸۱/۳/۹


نویسنده: زهره علی‌عسگری

مقاله ها مرتبط