۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
امامِ جوانان
امامِ جوانان

امامِ جوانان

جزئیات

یادداشت

31 اردیبهشت 1405
وقتی تماشایش می‌کردند، میان اقیانوس چشم‌هایش غرق می‌شدند؛ خصوصا وقتی برق نگاهش همراه آن لبخند زیبا،‌ میخ‌کوب‌شان می‌کرد. هرگز فکر نمی‌کردند رهبرشان تا این حد باحوصله و بادقت، بدون قضاوت و برچسب زدن پای حرف‌های‌شان بنشیند و حتی نکات قابل‌‌تامل صحبت‌های‌شان را یادداشت کند. خیلی به جوان‌ها و نوجوان‌ها امیدوار بود. برای‌شان کلی برنامه داشت و قدم‌قدم با دل‌شان رفاقت می‌کرد. همیشه دوست داشت جوان‌ها مشغول تحصیل و تهذیب و ورزش باشند و خودشان را باور کنند. دنبال این بود که آن‌ها را با جایگاه و ارزش‌شان در حفظ دین و وطن‌شان آشنا کند. می‌خواست از ته دل باور داشته باشند که برایش خیلی مهم‌اند. می‌خواست از ته دل باور داشته باشند که چقدر روی‌شان حساب باز کرده. جهادِ خودسازی را واجب می‌دانست. یادم نمی‌رود خرمشهرهایی را که او می‌دید و ما نمی‌دیدیم، وقتی می‌گفت «جوانان‌های عزیز! بچه‌های عزیز من! فردا مال شماست، آينده مال شماست؛ شما هستید که باید این تاریخ را با عزتش محفوظ نگه دارید، شما هستید که این بارِ مسئولیت را بر دوش دارید. خرمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، [بلکه] در یک میدانی که از جنگ نظامی سخت‌تر است؛ البته ویرانی‌های جنگ نظامی را ندارد. به‌عکس، آبادنی به دنبال دارد، اما سختی‌اش بیشتر است.»
می‌گفت باید جهاد کرد. می‌گفت «معنای جهاد فقط تلاش نیست؛ در مفهوم اسلامی، جهاد عبارت است از آن تلاشی که در مقابل یک دشمن است، در مقابل یک خصم است. هر تلاشی جهاد نیست؛ مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامی، مواجهه با یک معارض است.» میان جهادها، برای جهاد علمی طور دیگری دغدغه‌مند بود. همیشه تاکید می‌کرد «امروز ما احتیاج داریم به یک حرکت مبتکرانه‌ای از سوی دستگاه‌های علمی کشور تا عقب نیفتیم. ما حرکت کردیم، اما دیگران هم حرکت کردند؛ حتی عده‌ای از کشورهای منطقه با مشاهده پیشرفت ایران تشویق شدند به حرکت کردن، در حالی که عقب بودند؛ امروز ما به آمارها که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم این‌ها خیلی جلو آمده‌اند. بیمِ آن وجود دارد که ما از مسابقه علمی دنیا عقب بمانیم؛ جدا این بیم وجود دارد. می‌دانید و بارها بنده گفته‌ام که اَلعِلمُ سُلطان(۱)؛ علم قدرت است. اگر بخواهیم کشور از آسیب‌های متعارف کشورهای دنیا مصون و برکنار بماند، در درجه اول، یک کار مهم، پیشرفت علمی است؛ اگر عقب ماندیم، آسیب‌پذیر خواهیم شد؛ باید تلاش کنیم عقب نمانیم.» و ما امروز نتیجه توجه به دغدغه‌هایش را در جنگ رمضان با همه وجودمان درک کردیم. وقتی تلاش جمعیِ ابرقدرت‌های نظامی دنیا نتوانست مقابل قدرت نظامی بومی ما حرفی برای گفتن داشته باشد.
من خروش جوانی را در آینه نگاه تو پیدا کردم؛ از آن جوانی‌هایی که پشیمانی در پی‌اش نیست؛ از آن جوانی‌هایی که اگر به پیری برسد، عاقبت‌به‌خیری را تضمین می‌کند. همیشه خودم را علی‌اکبرت می‌دیدم تا در رکابت پوزه دشمن را به خاک بکشانم. هرچند تو به‌ظاهر از میان ما رفتی؛ اما من همچنان در مکتب تو شمشیر می‌زنم تا روزی سعادت را در احدی الحسنیین در آغوش بکشم. قاب عکست را تا ابد به دیوار قلبم آویخته‌ام تا روزی که دوباره خودم را کنار تو بیابم. حالا دلم می‌خواهد به‌زبان آوینی دست یاری به‌سویت دراز کنم که تا انتها در راهت بمانم و از منجلاب دنیا به‌سلامتِ قلب عبور کنم؛ «ای شهید! ای آن‌که بر کرانه وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان‌نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش.»

پی‌نوشت:
۱. العِلمُ سُلطانٌ مَن وَجدَهُ صالَ بِهِ وَ مَن لَم يَجِدهُ صيلَ عَلَيه. دانش، سلطنت و قدرت است، هركه آن را بيابد با آن يورش برد و پیروز شود، و هركه آن را نیابد بر او يورش برند و مغلوب گردد. شرح‏ نهج‌‌البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲۰، ص۳۱۹.


نویسنده: منیره‌سادات سجاسی

مقاله ها مرتبط