کوتاه بود و البته ملغمهای از درست و غلط و البته رعبآور. کسی این حرفها را میزد که معاونارشد رییسجمهور است.
- اگر به جوانان کاری نداشته باشیم... قیم آنان در عرصههای مختلف از جمله علمی و فرهنگی نشویم، میتوانند در همه بخشها افتخار بیافرینند.
یک سوال مثل میخ در ذهنها فرومیرود که نکند بقیه مشورتدادنها هم از این دست باشد.
آقای معاون! کاری نداشته باشیم؟!
علیرضا دبیر قبل از رفتن به فدراسیون، خدمت حضرتآقا رسیده و اجازه گرفته. قبلش تا سال۹۶، حدود ۱۱سال توی شورایشهر تهران رییس کمیته ورزش و رییس یک کمیسیون بوده که قابلقیاس با فدراسیون نیست. بعد از مشورت با آقا، سال۹۸ وارد فدراسیون شده و تا الان حدود شش سال است که دارد کار میکند. بله؛ دبیر امکانات داشته ولی به راهنماییهای بزرگتر وصل بوده. خودش میگوید وقتی تایید آقا و دنبالکردن ایشان را میدیده، دنبال کار را گرفته. وقتی آقا به دبیر گفته «برای بچهها پدری کن.»، او مصمم شده.
آقای معاون! اگر کاری به جوان نداشته باشی، چیزی عاید مملکت نمیشود، بهخصوص در دو حوزه علم و فرهنگ که خودتان با لحن شریف خودتان اشاره کردهاید. کدام بزرگترِ دلسوزی، فرزندانش را در روزمرگیهای بیهوده رها کرده و سرآخر، المپیادی و قهرمان ملی تحویل گرفته!
اساسا چارچوب رهاسازی و کاری به کار نداشتن، چارچوب مطمئنی برای اداره کشور نیست. باید مادی و معنوی حمایت کرد. باید چپ و راست، پی کار را گرفت و رفت و برگشت و دوباره تاکید کرد. بهغیر از سرمایهگذاری و استعدادیابی، باید از یک جوان خواست که برای جوانان همردیف خودش بزرگتری کند. این نوع پیگیریهاست که مدیران میانی را به کار دلگرم میکند؛ نه فاکتورزدن موفقیتها بهاسم کسانی که روش مدیریتی رهاسازی دارند.
بله؛ دخالتهای بیمورد نکنیم تا میان جوانان و ارزشها و نمادهای ملی فاصله نیفتد؛ ولی باید روشن شود چه کاری بیمورد است و چه کاری نیست. این فرمول را یادمان نرود که وقتی عدهای خوابند، کسانی مشغول کارند؛ خواه دوست، خواه دشمن، بهخصوص در مورد جوانان.
آقای معاون! اگر کاری به کار جوانها ندارید و رهایشان کردهاید، لااقل گاهی بروید نزدیکشان، در آغوششان بگیرید و بگویید به یادشان هستید و برایشان دعا میکنید.
نویسنده: زهره علیعسگری