۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
پرده‌هایی از نوجوانی انقلابی
پرده‌هایی از نوجوانی انقلابی

پرده‌هایی از نوجوانی انقلابی

جزئیات

یادداشت

18 بهمن 1403
نوجوانی من و خیلی از هم‌سن‌هایم مصادف شده بود با روزهایی که قرار بود سرنوشت یک کشور از سختی‌ها و زشتی‌ها و بی‌عدالتی‌ها و هزاران «و» دیگر به روزهای روشن و سفید و نابودی ظلم و فساد رقم بخورد؛ روزها و شب‌هایی که برای محقق شدن آینده‌ای روشن خون‌های زیادی برایش داده‌ شده بود.
انسان‌های زیادی زندان و شکنجه شده بودند و آن‌قدر در این مسیر مقدس جوانان دانشجو و طلبه و بازاری سال‌ها خون دل خورده بودند تا ثمره آن درخت نونهال را بچشند.
این قصه‌ای که برای‌تان در چند جمله آتی مشق می‌کنم واقعیتی انکارناپذیر است که باید به ابعاد آن از زاویه‌های مختلف هندسی نگاه کرد و تا عمق آن رفت و دست پُر برگشت و شاهد آن بود که چه انسان‌هایی در گذرگاه رسیدن به هدف، چه خون دل‌ها خوردند و سفاکان چه خون‌ها که بی‌گناه ریختند.
نوجوانی من و خیلی از هم‌سن‌هایم شاهدِ این قصه‌ای است که سینه‌به‌سینه از زبان پدران و مادران برای نسل‌های امروز به‌خصوص در این ایام زمزمه می‌شود تا اتفاقات و مشکلاتی که سر راه یک ملت مسلمان و با‌خدا که در مکتب حسینی قدم زده و در مسیر او حرکت کرده‌اند و می‌کنند تجربه‌ای باشد امیدوارکننده تا مشخص شود جای جلاد و شهید کجاست و همگان بفهمند که راه و چراغی که به‌نام امام حسین(ع) روشن است خاموش نمی‌شود و جماعت گمراه را به راه راست هدایت ‌کند.
نوجوانی من و خیلی از هم‌سن‌هایم پر از خاطرات تلخ و شیرینی است که سال۴۲ به‌عینه با صدای دلنشین مردی که از قم، حکومت شاهنشاهی را مورد عتاب و عقاب قرارداد و لحظه‌ایی در دلش ترس جای نداشت و در طول مبارزه با رژیم منحوس پهلوی برای احیای حق و رسیدن به اهداف الهی‌اش عقب ننشست. ابرمردی که تاریخ را جریان‌سازی کرد و امتی را از زیر یوغ ظلم و فساد نجات داد. مردی که برای خودش هیچ چیز نمی‌خواست و خود را خادم مردم می‌دانست. پایگاه مردمی امام روز‌به‌روز، استان‌به‌استان، شهربه‌شهر و روستابه‌روستا شکل گرفت و دیگر هر پیر‌ و جوانی و هر مرد ‌و ‌زنی آوازه آیت‌الله خمینی(ره) را در هر کوی و برزنی‌ شنیدند و از صمیم قلب به او عشق می‌ورزیدند و او را رهبری می‌دانستند که قرار بود آنان را رهبری کند و خورشیدی بود که باید برای تطهیر و روشنی به همه می‌تابید.
نوجوانی من و خیلی از هم‌سن‌هایم با تظاهرات، راهپیمایی و شعارهای «درود بر خمینی» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» شکل گرفته است. چهره‌های زنان و ‌مردان و جوانانی که از صبح تا شب به فکر این بودند که چگونه با سفاکان رژیم طاغوت بجنگند. بچه‌هایی که در آغوش مادران و در میان جمعیت تظاهرکننده متعجب ازاین‌که آینده‌شان باید چگونه رقم بخورد، مادرانی که به فکر احیای حقوق از دست رفته‌شان بودند، مادرانی که به‌عنوان انسانی پوچ و بی‌هدف در جامعه‌ رژیم شاهنشاهی هیچ جایگاهی نداشتند و فعالیت آنان در جامعه آن روز زشت و به دور از جایگاه یک خانم بود و زن را به‌عنوان ابزاری برای گذراندن دنیا می‌دانستند.
نوجوانی من و خیلی از هم‌سن‌هایم شاهد پیروزی شعار «خون بر شمشیر پیروز است» است، شاهد حرکت‌های مردمی در حمایت از نهضت خمینی کبیر است، نهضتی که باعث شد خون در رگ‌های مرده جریان پیدا کند. شاهد این‌که انسان‌ها جایگاه خود را پیدا کنند و ایران و ایرانی در دنیا آقایی کند، شاهد این باشد که آمریکا و انگلیس مردم ایران را استثمار نکنند و کاپیتولاسیون را در موردشان اجرا نکنند، نفت‌شان را به غارت نبردند و مردم ایران را نوکر خود ندانند.
امام خمینی آمد تا ۲۲بهمن‌۵۷ را برای همیشه در صفحات تاریخ ایران و دنیا ثبت کند. مردی که با عبا و عمامه خود، با آن زبان برنده و چشمان نافذ، ریشه آمریکایی‌هایی که عامل بدبختی ملت ایران بودند را از خاک این سرزمین بیرون کشید. انقلابی کرد با کمک ملت که برای همه آزادگان جهان الگویی شد تا زورگویان حساب کار خود را بدانند. بیش‌از ۴۶‌سال است که از انقلاب خمینی کبیر می‌گذرد و امروز شاهد محقق شدن آرمان‌های آن امام همام هستیم.
اسراییل، آمریکا، انگلیس و تمامی ایادی آن‌ها امروز می‌دانند که ایران اسلامی با حکومت جمهوری اسلامی، با رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ایرانی است که در دنیا حرف برای گفتن دارد، در تمام ابعاد علمی، صنعتی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی با مشکلات دست‌و‌پنجه نرم می‌کند؛ اگرچه دشمن سرسخت است ولی هیمنه‌اش خورده. امروز غزه قهرمان به‌برکت حمایت‌های جمهوری اسلامی در حمایت از جبهه مقاومت به‌لطف و خواست حضرت حق پیروز است. انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) الگوی یمن، لبنان، سوریه و افغانستان و... است و این بزرگ‌ترین پیروزی است.

نویسنده: علی حسین‌پور

مقاله ها مرتبط