۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
پای ایرانِ حسین(ع) ایستاده می‌میرند
پای ایرانِ حسین(ع) ایستاده می‌میرند

پای ایرانِ حسین(ع) ایستاده می‌میرند

جزئیات

یادداشت

11 خرداد 1405
جنگ به‌خودی‌خود زشت و دردآور است و روحیه انسان را از بین می‌برد؛ مخصوصا اگر فرسایشی هم بشود. اما چطور شد که جنگ هشت‌ساله را که در آن حکومت بعث که به‌نیابتِ بیش از سی کشور جهان با ما در حال نبرد بود، توانستیم اداره کنیم؟ جنگی که سربازانش داوطلبانه وارد جبهه‌های جنوب و غرب می‌شدند و در خط مقدم با کمترین سلاح با دشمنی که مسلح به بهترین تجهیزاتِ به‌روز بود می‌جنگیدند و ملتش با تمام توان در پشت جبهه به پشتیبانی نیروهای اعزام‌شده به جبهه ایستادگی می‌کرد و از همه‌چیز خود می‌گذشت تا امورات این جنگ ناموزون بگذرد. این در حالی بود که برای تجهیزات انفرادی و جمعی، سبک و سنگین، زمینی، هوایی و دریایی کاملا در مضیقه بودیم و هیچ کشوری حاضر نبود جواب سلام مارا بدهد.
آن روز شیرمردان غیور، همان‌هایی که امام(ره) در موردشان فرمودند «اینان زاهدان شب و شیران روز هستند» به این فکر افتادند که باید سازوکاری راه انداخت تا بتوانیم کشور را از این وضعیت جنگی نجات بدهیم. جا دارد اهل مطالعه به کنکاش و تبیین ابعاد جنگ هشت‌‌ساله به‌خصوص منظومه فکری امام عزیز و تدابیر و عشق و علاقه آقای شهید به رزمندگان و شرکت در جبهه‌های نبرد که شانه‌به‌شانه حضور ایشان در خطوط مقدم جبهه در تاریخ ثبت شده بپردازند تا دنیا زحمات این جوانان را که امام خمینی به آنان هویت داد، مقابل چشم خود ببیند. جمله طلایی امام(رضوان‌الله) که در آن دوران بیان فرمودند این بود که «این جنگ نعمت است.» خیلی از کسانی که بصیرت لازم را نداشتند با بی‌سوادی و بدون اطلاع گفتند «مگر می‌شود جنگ نعمت باشد؟!» اما بعدِ سالیان طولانی که از آن روزها طلایی می‌گذرد، خیلی‌ها به این باور رسیده‌اند که بله واقعا نعمت بود. چطور؟ فقط اگر توان اطلاعاتی و نظامی ما این بوده باشد که پژوهش علمی و تخصصی در این زمینه انجام بدهیم، می‌رسیم به این‌که کشوری که نمی‌توانست برای اداره جنگ حتی سیم‌خاردار تهیه کند چه برسد به تجهیزات نظامی، چگونه امروز در دفاع مقدس دوم و سوم به جایی رسیده که کارشناسان نظامی دنیا به این معترفند که ایران ابرقدرتی است که دنیا به او احتیاج دارد.
امروز بیداری ملت‌ها، دیپلماسی و میدان نبرد دست به دست هم داده تا پوزه آمریکا و اسراییل و کسانی که سرزمین خود را پایگاه آنان کرده‌اند به خاک بکشد تا جبهه مقاومت در لبنان، عراق، فلسطین، یمن و... مقابل زورگویان و ستمگران قد علم کرده و سینه سپر کنند تا این‌که دشمنان ملتمسانه تقاضای آتش‌بس و مذاکره کنند. هرچند که برای چندمین بار نقض تفاهم‌نامه کردند که این عهدشکنی خصلت و خوی این دشمنان قسم‌خورده اسلام است.
اما بعد از این مقدمه می‌پردازیم به این‌که چه شد ساختار موشکی ما امروز به این‌جا رسید و این جز به تلاش و همت همان جوانان تربیت‌شده مکتب خمینی کبیر نبود. مجموعه موشکی در دوران جنگ با اراده آهنین و توکل به خدا و ائمه اطهار(ع)، با تلاش‌های سردار حسن طهرانی‌مقدم شکل گرفت. کسی باور نداشت این اتفاق روزی ما را در ردیف ابرقدرت‌های جهانی قرار دهد.
کار باسختی بسیار شروع شد و جمعی از بهترین‌ها که از همه‌چیز خود گذشتند آماده ایستادند و این آمادگی بیش از چهل سال طول کشید تا کارشان امروز به نتیجه‌ای که می‌بینیم رسید. از پافشاری‌های حضرت‌آقا، از پشتیبانی ایشان تا کار و تلاش شبانه‌روزی، تا این‌که سردار حسن طهرانی‌مقدم با گروهی در تاریخ 21آبان1390 هنگام آزمایش همین موشک‌هایی که امروز بر سر دشمنان از خدا بی‌خبر فرود می‌آید شهید شد، همه‌وهمه مسیر برپایی خیمه اقتداری بود که عمودش با اخلاص و توکل رزمندگان بر زمین کوبیده شد و بعد از آن هم در ادامه راه، سردار امیرعلی حاجی‌زاده و سردار محمود باقری و دیگر افرادی که شهید شدند یا امروز هستند همانند سردار سیدمجید موسوی کار را به‌نحو احسن دنبال کردند. این زحمات شبانه‌روزی این بزرگواران آن‌قدر با مشقت و سختی بود که کمتر کسی از آن مطلع است. پای شکل‌گیری فناوری ساخت این موشک‌ها آن‌قدر عَرقِ غیرت و خون سرخ جوانان این مملکت ریخته شد که همه ما در قبال این نفس‌های محترم باید در روز قیامت جوابگو باشیم.
حضرت آقای شهید فرمود باید قوی باشیم. او امروز را دیده بود. حساب کنید اگر انواع و اقسام این موشک‌ها ساخته نشده بود و هرکسی از زیر این کار سخت و پرهزینه جانی و مالی شانه خالی می‌کرد چه اتفاقی می‌افتاد؟ آیا آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها و ایادی آنان به کسی از آحاد مردم، زن و مرد پیر و جوان و کودک این کشور رحم می‌کردند؟ آن‌ها که حتی به کودکان مظلوم و بی‌گناه میناب هم رحم نکردند یا به ورزشکاران لامرد و مناطق مسکونی شهر و روستا که برای‌شان کوچک‌ترین اهمیتی نداشت. یا آن خانواده محیط‌بان در طارم هرمزگان؛ به چه گناهی دو بچه و مادر را به شهادت رساندند؟
آنان که در داخل کشور هزاران شبهه در ذهن دارند و خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی می‌کنند، کلاه خود را یک بار قاضی کنند و ببینند چه حکمی برای عملکرد خود صادر می‌کنند در حالی که حتی از زبان دشمن هم به سوالات‌شان پاسخ داده شده است. آن‌ها که از سر ندانستن به حمایت از دشمن برخاسته بودند، بعد از آن‌که حق را فهمیدند می‌توانند همانند کسانی که در شهادت حضرت‌آقا و خانواده محترم‌شان آمدند به تشییع و گریه کردند و ضجه زدند که «آقای عزیز ما را حلال کنید»، پشت نظام جمهوری اسلامی و ملت‌شان بایستند. یادمان نرود که امروزِ دنیا این است و وای به آخرتی که روز حساب و کتاب است. آن روز در صف محشر شهدا ایستاده‌اند و به چهره‌های ما نگاه می‌کنند که چطور از امانتی که نتیجه خون هزاران شهید بی‌گناه است حفاظت و صیانت کردید.

مقاله ها مرتبط