یکی از چالشهای امروز انقلابیها، چرایی وحدت با گرایشهای فکریِ دیگر است. چرا باید مقابل طیفهای مختلف ساکت بود؟ چرا باید کنار کسانی ایستاد که سالهاست وضوح خط فکریِ غربگراییشان چشمها را میزند؟
وحدت، دو سوال مهم دارد که اگر بهآنها پاسخ داده شود، درک و دریافت چراییاش ساده میشود:
۱. وحدت روی حرف چه کسی؟
۲.وحدت حول چه چیزی؟
کسی نیست که نداند، هم امام شهید(رضوانالله) و هم امام سیدمجتبی(حفظهالله) عَلَم وحدت را بلند کردهاند؛ یعنی منبع دعوت به وحدت آنچنان معتبر است که در ضرورت وحدت شکی نیست. میماند اینکه روشن کنیم وحدت حول چه چیزی. از سخنان آقای شهید است که فرمود «اتحاد بر مبنای اصول است. بههمان اندازهای که اصول را قبول دارند، بههمان اندازه ما به هم مرتبط و متصلیم ... آن کسی که ... نشان میدهد اصول را قبول ندارد یا تصریح میکند که اصول را قبول ندارد، او قهرا از این دایره خارج است.۱»
نتیجه این فرمایش این است که در عین وحدت، باید در مورد اصول اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی حساسیت داشت و مماشات نکرد. اگر رفتاری از فردی سر زد که چارچوب میدان مقاومت نظامی، اقتصادی، اجتماعی یا رسانهای را میشکند، باید موضع گرفت تا نشان داد که شعار وحدت، برای نیروهای حافظ انقلاب، لالایی نیست.
اما این هم نکته است که بپرسیم «وحدت فعلی به نفع کیست.» خیلی از انقلابیها که این سطح از اتحاد را برنمیتابند، گمان میکنند وحدت، بهنفع غربگرایان داخلیست؛ در حالی که مهم است بدانیم، فضای داخلی اگر از اختلاف و کشمکش ساکت باشد، ما پیروزیم. چرا؟ چون رهبریِ نظام، تماموکمال در خدمت اصول اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامیست، نه جبهه مقابل. نتیجه وحدت، آرامش فضای داخلیست و این آرامش، یک ضرورت برای رهبریِ یکپارچه در ساحات مختلف در نبردِ فراگیرِ امروز است.
اگر مسائل هستهای دانه بود برای مشغول کردن جهان استکبار تا صنعت موشکی ایران قدرتمند بشود، وحدت هم دانهای است برای در اختیار گرفتن تمام میدان در جهت تمام اصول. بنابراین، حتی اگر طیف فکری مقابل هم خواست وحدت را به هم بزند، انقلابیها نباید بگذارند. حتی نباید بگذارند که برای رعایت وحدت، تذکر بگیرند. وحدت فرزند ماست؛ هرگز به دایه نمیسپاریمش.
پینوشت
۱. بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار با دانشجویان ۳۱مرداد۱۳۸۹.