ماه رمضان و سال جدید فرصتی است برای جبران مافات و مرور دوباره آنچه گذشته است تا شاید جبران خسران کنیم و در بعد معنوی و مادی فرصتی دیگر به خود دهیم. اما آنچه که انسان را نسبتبه آینده استوار و پایدار نگه میدارد، امید است. امید به آنچه که دارد و آنچه که از دست داده است. در هرصورت اگر نقصان و ناتوانی آدمی را ناامید میکند، اعمالی را ناشایسته انجام داده است، عمری از او بیهوده گذشته است و آنطور که باید در زندگی به علل مختلف موفق نبوده است، همه از رفتار و کردار خود او میباشند و بس. برای هر بندهای که بندگی خدا را کند، امید و پشیمانی از آنچه که به اشتباه انجام داده است، راه نجات و مسیر صواب است.
بعد از ۱۱ ماه که از هرسال میگذرد، یک ماه را خداوند مهربان و بخشنده بهعنوان فرصتی در اختیار همه بندگانش میگذارد تا انسان که بهعلت زرقوبرق و زیباییهای مادی دنیا دستخوش افکار و رفتار شیطانی شده و از صراط مستقیم خارج گردیده است دوباره راه درست را از نادرست، توبه را از نافرمانی، شادابی را از ناراحتی و در انتها آشتی و صلح با معبودی که صاحب نعمتش است را پیدا کند و از چشمه زلال الطاف حضرت حق سیراب گردد و بر ریسمان الهی چنگ زند تا رضای خدا را جلب نموده و در دنیا و آخرت عاقبتش ختم به خیر گردد و اوست که با اعمال درستش بر شیطان برتری مییابد و اشرف مخلوقات میشود.
دنیای مادی، این روزها رنگهای خاصی دارد؛ سرد و خاکستری و مقابل آن گرم و پر از نور خالق. انسانها در نقشهای و در هر پازلی از آن نام کشور با جغرافیای خود را ثبت کردهاند، و از این برای اهل خرد، و کم و زیاد آشنا با آن، مفهومی برداشت میشود.
انسانهایی که داخل این نقشه زندگی میکنند، همگی بندگان خدا هستند و اوست که آنها را آفریده است. آدمهایی که بعضی از آنها استکبارستیز و سلطهگر هستند و بهدنبال مطامع مادی خود، از هیچ جنایتی نمیگذرند و برای اینکه خود را نژاد برتر نشان دهند، زن و بچه بیگناه را به خاک و خون میکشند. تا جایی که همه دنیا صدایشان از این همه ظلم و بیعدالتی درمیآید و ملتها هم بر سر آنها فریاد میکشند که بس کنید این همه جنایت و بیرحمی و جفا را! تا اینکه این جنایتها را به جایی میرسانند که از آب و غذا و دارو و احتیاجات اولیه یک موجود زنده هم دریغ میکنند و آنچه را که انسان در کتابها خوانده است بهوضوح میبیند که یک بچه، چطور از گرسنگی گریه میکند و جان میدهد... .
غزه یک فاجعه و جنایت انسان بر انسان است که از هرلحظه و ساعت که بر مردم مظلوم آن میگذرد، دل هر آدمی را ریشریش و داغدار میکند و چشمان حیرتزده دنیا، خیره میشود به جنایاتی که در آن شکل میگیرد. و این جمله در ذهن تداعی میگردد که به کدامین گناه کشته میشوید؟! حکومتها و ملتها کِی میخواهند مقابل اینهمه جنایت به خود بیایند و مقابل این رفتارهای کثیف که بوی تعفن و فساد از آنها به مشام میرسد، قد علم کنند.
امروز قضیه فلسطین و غزه قصه نوشته شده نیست که ساخته و پرداخته ذهن یک نویسنده خلاق باشد. امروز حقیقت این است که بیش از سیهزار انسانِ بیگناه به دست شقیترین افراد، به بدترین وضع ممکن شهید شدهاند و نسل یک جامعه از ریشه و بن از بین رفته است. نه فقط نسلکشی، بلکه شعور و فهم انسانیت جریحهدار شده و از بین رفته است. تاریخ چگونه میتواند سکوت و بیشعوری انسانها را ثبت کند تا نسلهای بعدی از آن عبرت بگیرند؟ چه نکته اخلاقی و انسانیای در این قرن رقم خورده است که آیندگان به آن افتخار کنند؟ اما آنچه که میماند و آيندگان از آن بهره میبرند، نسل آخرالزمانی است که به صحنه غزه آمدهاند و یک تنه مقابل این همه جنایت عکسالعمل نشان داده اند.
جبهه مقاومت امروز یکپارچه ایستاده تا آنان که حقوق بشر را مینویسند و سنگ آن را بر سینه میزنند، بدانند کسانی هستند که مقابل این دورویی و دروغ و جنایت تا آخرین لحظه ایستادهاند؛ همانطور که در قرآن آمده است «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَهٌ وَيَكُونَالدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِانْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَىالظَّالِمِينَ»*
پینوشت:
*سوره مبارکه بقره، آیه۱۹۳
نویسنده: علی حسینپور