جامعه را نسلهای نو به دگرگونی دچار میکنند. پیرترها چه بخواهند و چه نخواهند باید به این اتفاق تن بدهند و هیچ، چاره ندارند. هرچند این اتفاق برای بعضی مسنها تلخ است؛ ولی خوشا به حال پیرانی که با جوانهای جامعهشان همنظر باشند. نمونهاش امام ۷۸ساله انقلابِ۵۷ که دانشجوها و بچهمدرسهایها نظرشان با او یکی بود.
این تطور و دگرگونی فقط با انقلابها رخ نمیدهد. انقلاب یک تغییر ناگهانی است ولی تغییرها همه دفعی نیستند. نسلهای نو معمولا جامعهشان را بهتدریج تغییر میدهند. این تغییر، همهجایی هم هست و به فلان جامعه یا بهمان منش و سبک زندگی تعلق ندارد. جامعه فلسطین هم از این قاعده مستثنا نیست.
در این بیشاز یک سالی که از وقایع فلسطین و بهخصوص غزه گذشته، با بخشی از ادبیات نویسندگان و سررشتهداران جامعه فلسطینی آشنا شدیم. در این مدت به مطالبی دسترسی پیدا کردیم که تا پیشاز این، دم دستمان نبود. از مجموع این مطالب، مسائلی عاید شده که در معرفی «تطور نسلی» در فلسطین، عملیات طوفانالاقصی را در حد یک معجزه ارتقا میدهد. عملیاتی که بیشاز اینکه به سرزمینهای اشغالی صدمه بزند، باعث تخریب غزه شد. تصاویر نشان میدهند بخش زیادی از این باریکه به برهوتی تبدیل شده ولی درعینحال، فلسطینیها در خرابههایش ساکنند.
از زندگی و زمانه این مردم معلوم میشود که سیر تطور جامعه فلسطینی بهسمتی رفته که برای دشمنانش غیرقابل پیشبینی شده. در تمام سالهایی که صهیونیستها گمان میکردند دارند نسلهای جدید فلسطینی را دستآموز مدنیِ خودشان میکنند، این جمع داشتند برای هویت دینی و ملیشان تلاش میکردند. یک جمعی که نه یک جمعیت، بلکه یک ملیت مشخص برای خود قائلند.
از قرائن پیداست که نسل قبلیِ تحت اشغال، میدانستند چه میکنند. آنها مشغول تربیت و تحصیل فرزندانشان در یک مسیر کاملا هدفمند بودند. آنها با درک محرومیتی که سرتاپای وجود ملیشان را گرفته بود، در تلاش بودند که نگذارند نسل جدیدشان در چارههای ناچارِ اشغال، حل بشوند. نسل گذشته، بدون تعصب، ضعفهایش را شناخت، آنها را بر زبان آورد تا در برابر نسل نویش، از خود یک ابرقهرمان نساخته باشد. همین بود که توانست واژه وطن را برای فرزندانش بازتعریف کند تا فراموش نکنند خاکی هست که مال آنهاست و هیچ اشغالگری نمیتواند تصاحبش کند، هرچند سالیانی در آن لانه کرده باشد.
بعد از دههها، اشغالگران گمان کردند قدیمیها دارند میروند و جوانها هم تجربهای از زیست استقلالی ندارند. بنابراین شروع کردند به دادن انشعاب برق و آب و ایجاد امکان و مجوز اشتغال در بخشهای اشغالشده. مدتها بود که جوانهای فلسطینی برای کار به مناطق اشغالی و شهرهای ایجاد شده به دست صهیونیستها میرفتند و برای آنها و در سازمانها و نهادهایشان کار میکردند. طبیعی این بود که وقتی از دست آنها حقوق میگیرند، به نوعی وابستگیِ معنوی دچار شوند. صهیونیستها خبر نداشتند که بخش زیادی از نسل جدید فلسطینی، زیر پوست تمام این اقدامها دارد راه خودش را میرود و بهزودی آنها را وادار به زانو زدن خواهد کرد.
جنگ در غزه غیر از آن ویرانیهایی که تا امروز دیدهایم، روی دیگری نیز دارد. «مسئله فلسطین برای فلسطینیها فقط مسئله ملتی نیست که از سرزمینشان طرد شدهاند و حالا برخاستهاند که خانهشان را پس بگیرند؛ مسئله اصلی نسل جدید فلسطین، نبردِ عقیده و دین و معرکه تمدن و تاریخ و وجود است.۱» این آن نکتهای است که حل و فصل موضوع فلسطین را برای اشغالگران دشوار میکند.
پینوشت:
۱.جملهای از شهید یحیی سنوار.
نویسنده: زهره علیعسگری