۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
غزه برای ماندن
غزه برای ماندن

غزه برای ماندن

جزئیات

یادداشت/ درباره رمان خار و میخک نوشته شهید یحیی سنوار

30 بهمن 1403
هرچند فیزیکِ کتاب یک صفای دیگری دارد ولی موفق شدم نسخه‌ رادیویی کتاب خار و میخک، نوشته شهید یحیی سنوار را گوش بدهم. سی قسمت بود و دیشب نوبت سی‌ام؛ یعنی قسمت پایانی‌اش را شنیدم. بعداز اتمامش به‌شدت گریه کردم؛ نه برای شهادت ابراهیم که شخصیت اصلی رمان بود از قسمت چهاردهم وارد روند قصه شده بود؛ بلکه به‌خاطر یک وطنِ مظلوم که تنِ مجروحش چه‌ها کشیده و می‌کشد، نه تنها از دشمنان بلکه از فرزندانش.
راوی، یک جوان فلسطینی است به‌نام احمد که همه‌جا حضور دارد؛ در خلوت و آشکارِ تمام شخصیت‌های قصه و موفق شده یک جامعه‌شناسی کامل از جامعه‌ فلسطینی و خادمان و خائنان به آرمان آن ارائه کند. از فرزندان فلسطین، عده‌ای بی‌بوته‌، برای گذران زندگی حیوانی به دامن دشمن‌شان پناهنده می‌شوند، عده‌ای با تکبر و نخوت، به‌نام انقلاب، تیشه به ریشه‌اش می‌زنند و به دنبال حذف دیگران از صحنه‌ انقلاب‌اند، و تنها گروه سومی که از قضا اندک هم هستند به پای آن مانده‌اند و جان می‌دهند و از گرمای جادوییِ زندگی می‌گذرند. این‌ها عشق صادقانه‌ای دارند و با تمام تهمت‌ها، جان‌شان و آبروی‌شان و خانواده‌شان را پای خاکی می‌گذارند که تنها وطن نیست؛ بلکه آرمان جاودانه‌‌ای از ایستادگی برابر ظلم است.
تصدیقش دشوار است؛ ولی غزه برای ماندن، باید ویران می‌شد و این را فرزندان حقیقی فلسطین درک کرده بودند. همان‌هایی که قدم در این راه گذاشتند و جان‌ پاک‌شان را در این بازار معامله کردند؛ هرچند عافیت‌طلبان آنان را سرزنش کنند. بله، باورش دشوار است؛ ولی برای بقای آرمان قدس، غزه باید فدا می‌شد تا «غصب» عادی نشود و واقع‌گراییِ جادویی در رمان خار و میخک همین است؛ نه چیدن چند کلمه که با شعبده‌بازی کنار هم قرار می‌گیرند و ملغمه‌ای از معناهای گیج‌کننده که به ذهن مخاطب تزریق می‌کنند.
رمانی که سنوار نوشته، سبک تازه‌ای از اختلاطِ راوی و دانای کل است که در رمان دیگری ندیده بودم. نمی‌گویم سنوار ابداعی به دنیای ادبیات معرفی کرده؛ ولی روایتش نوعی سنت‌شکنی است. خار و میخک را بخوانید و به ضرورت‌های رخدادهای فلسطین بیندیشید. غزۀ این روزها، تنها برای فلسطینی‌ها ویران نشده. فلسطینی‌ها هرچند خانه‌های‌شان را از دست داده‌اند ولی دوباره آن‌ها را خواهند ساخت؛ اما صهیونیست‌ها هرگز نخواهند توانست بر ویرانه‌های غزه، مُلک و مملکتی برای خود دست و پا کنند. غزه پس‌از آتش‌بس، عرصه جولان نیروهای حماس شده. همان‌هایی که حدود 15ماه روز و شب مثل شبح به‌دنبال شکار صهیونیست‌ها بودند، حالا به چشم‌ها اجازه داده‌اند آن‌ها را آشکارا ببینند. غزۀ ویرانی که متعلق به مردم باشد، بهتر از آبادی‌هایی است که زیر چکمۀ اشغالگران لگدمال شود.
ابراهیم، قهرمان قصه که در یک ترور در ماشینش به شهادت می‌رسد، در واقع همان یحیی سنوار است؛ ولی سنوار حتما به مخیله‌اش خطور هم نمی‌کرد که شهادت اسطوره‌ای‌ خودش در میدان نبرد با غاصبان، شورانگیزتر از کلماتی که در رمانش به کار گرفته، در خدمت آرمان قدس، حیثیت برای صهیونیست‌ها باقی نگذارد. اسطوره‌ای که زمان می‌خواهد تا کودکان را بزرگ کند و طومار غصب را در آخرالزمان در هم بپیچد.
والسلام.

نویسنده: منصوره بهشتی

مقاله ها مرتبط