هرچند ما در مملکتمان بهشکل جدی حزب نداریم ولی هر چند وقت یکبار مثل خیلی از کشورها بهشکل پینگپنگی قدرت را بین دو نوع نگاه به سیاست داخلی و خارجی دستبهدست میکنیم. اینجا به دست گرفتن قدرت، شانسی است؛ گاهی این طرف صاحب قدرت میشود و گاهی آن طرف. دو جناح، تقریبا هیچکدام برنامه از قبل تدارک دیده شدهای برای تربیت نیرو ندارند. مواقع انتخابات، داوطلبها بنابه تشخیص و تمایلشان وارد صحنه میشوند و ثبتنام میکنند. بعد در یک فرایند کوتاهمدت، چند نفرشان از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند و خودشان را به صحنه رقابت میرسانند. فعلا از حرفهای بودن یا نبودن عملکرد شورای نگهبان میگذریم؛ ولی ورود نامزدها به دور رقابتی، واقعا تحفه است. بهخصوص نیروهای انقلاب که رای آوردنشان، خیلی بیشتراز جناح مقابل دنگوفنگ دارد. برای جناح مقابل فقط کافی است سابقه انتقاد به بالا و پایین نظام را داشته باشی یا هیچ برنامهای نداشته باشی. اگر چند نفر از سردمداران این جبهه دورت را بگیرند و برایت چند فریاد بکشند، برای جلب نگاهها کافی است؛ ولی نامزد جبهه انقلاب نمیتواند پدیده خلقالساعه باشد. کارنامه میخواهد، عملکرد موردپسند در مقابل دوربین و پشت دوربین میخواهد، سابقه مدیریتی میخواهد، مدرک تحصیلی مورد قبول جبهه مقابل میخواهد، سخنوری و سخندانی میخواهد. تپق زدن، فراموش کردن کلمات و رها کردن جملهها بدون فعل یکی از بزرگترین گناهان نابخشودنی است که نامزد جبهه انقلاب نمیتواند از کمندش قسر دربرود، و اِنقُلتهای غیرمنصفانه دیگری که دست غیبی میشوند و میخورند تخت سینه نامزد انقلابی.
حرف ما بیتقوایی و بیمنطقی جناح مقابلِ جبهه انقلاب نیست، زیرا تاریخ نشان میدهد که با خیرخواهی و نصیحت، حتی عمل فداکارانه، تقریبا چیزی عاید نمیشود، وگرنه بلاتشبیه، تاریخ پر نبود از این همه ناکامی انبیا. انتقاد، امروز از جبهه خودی است. چرا انقلابیها از این انتخابات تا آن انتخابات، نیروی تراز جمهوری اسلامی بلکه انقلاب اسلامی تربیت نمیکنند؟ چرا یک دستورالعمل مکتوب و متقن نمینویسند و شرایط ورود به صحنه را برای نیروهای انقلاب ترسیم نمیکنند تا هر کسی که دغدغه خدمت و نه قدرت دارد تکلیفش را بداند که با چه دادههایی باید وارد میدان رقابتهای انتخاباتی بشود؟ چرا باید مردم را چشمبهراه ظهور پدیدهها نگهداریم؟
نمیشود که هر چند وقت یکبار امید مردمی را که به هر بهایی پای مشکلات ریز و درشت کشور و انقلاب ایستادهاند، ناامید کنیم. یک بار برای همیشه بیاییم تکلیف نیروهای خودمان را مشخص کنیم تا هم از تشتت آرا جلوگیری کنیم و هم فردی را وارد صحنه کنیم که بعد از معرفی و اقبال مردم، تازه دنبال کارنامهاش نگردیم، وگرنه فردای رایگیری و شمارش آرا، خستگیِ سالها صبر و مقاومت بر تن مردم انقلابی میماند.