سیدهاشم حیدری را سیدحسن نصراللهِ عراق میدانند؛ با همان شجاعت، آرامش و نفوذ کلام. حیدری روحانی و سیاستمدار شیعه عراقی، معاون فرهنگی حشدالشعبی و دبیرکل جنبش عهدالله عراق است که در جایگاه برجستهای میان جامعه شیعه عراق قرار دارد. دفاع از اسلام، پیروی از ولایت فقیه و مرجعیت عراق، خصومت با آمریکا و اسراییل، داشتن نقش محوری و حمایت از نیروهای حشدالشعبی عراق و محور مقاومت در فلسطین و لبنان از اندیشهها و فعالیتهای اوست. به بهانه شهادت سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان با ایشان به گفتوگو نشستیم که بخش کوتاهی از این گفتوگو تقدیم شما میشود. صحبت کردن درباره سیدحسن نصرالله و شهادتشان همانقدر برایم سخت است که صحبت کردن درباره حاجقاسم سلیمانی بعداز شهادتشان. شاید یکی، دو سال طول کشید تا بتوانم حاجقاسم را شهید خطاب کنم. در شهادت سیدحسن نصرالله صاحبعزای واقعی رهبر معظم انقلاب است که سیدحسن او را پدر، رهبر، استاد، معلم و معشوق خود میدانست. بهنظرم امروز جدایی و فراق سیدحسن از ولیفقیهِ زمان، مثل جدایی یوسف از یعقوب است.
سیدحسن نصرالله در ولایتپذیری گوی سبقت را از همگان ربوده بود. او هر سال شب عاشورا در بیروت مقابل دوستان و دشمنان خدا در کمال شجاعت و بدون ذرهای ترس با حضرت آقای

خامنهای، ولی امر مسلمین جهان بیعت میکرد. سیدحسن، خیمه امام حسین(ع) را در سال16ق تجسم میکرد و مثل اصحاب اباعبدالله(ع) که با ایشان بیعت کردند، با همان کلام با ولیفقیه زمانش بیعت میکرد. مثل اصحابی که گفتند «لو الف مره نحن نقتل، ثم نحرق، ثم ننشر فی الهواء ما ترکناک یا حسین.» (اگر ما را هزار بار بکشند سپس بسوزانند سپس خاکسترمان را در هوا منتشر کنند، تو را ترک نمیکنیم یا حسین.) سیدحسن هم با زبان عربی فصیح در وسط بیروت مقابل آمریکا و اسراییل و حکام عرب و دولتهای غربی میگفت «لو الف مره نحن نقتل، ثم نحرق، ثم ننشر فی الهواء ما ترکناک یا امام الخامنهای.» (اگر ما را هزار بار بکشند سپس بسوزانند سپس خاکسترمان را در هوا منتشر کنند، تو را ترک نمیکنیم امام خامنهای.) ازنظر دبیرکل حزبالله لبنان، بیعت با ولیفقیه بهشکل علنی بیعت با رسول خدا(ص)بود. بیعت با امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س) و حسنین(ع) بود. پس بیعت با ولیفقیه در مجالس حسینی حقیقی و نه مجالس سکولار و شناساندن او به دیگران وظیفه همه ماست.
گریه و برگزاری مجالس عزاداری برای رهبر حزبالله مهم است؛ اما درس گرفتن از سیره سیدحسن نصرالله از اینها مهمتر است. بهترین درسی که میتوان از شهید نصرالله گرفت، ولایتپذیری در عقل و دل و زبان است. اصلا هنر سیدحسن نصرالله عاشق ولایت بودن بود. او شاگرد واقعی ولایت بود. بحث ولایتپذیری در سیدحسن آنقدر واضح و روشن بود که به جرئت میگویم سیدحسن ذوب و فانی در ولایت بود. من هر بار خدمت ایشان میرسیدم سیدحسن را نمیدیدم، مقام معظم رهبری را میدیدم. ایشان یکبار به جمعی از نیروهای نظامی گفته بود معنای واقعی اعتقاد به ولایت فقیه تنها اطاعت نیست، بلکه این جزء بدیهیات است. فرد معتقد به ولیفقیه، حالش «یَفرح لفرحی و یَحزن لِحزنی» است یعنی با خوشحالی آقا خوشحال میشود و با ناراحتی ایشان ناراحت.
جالب است بدانید که سیدحسن نصرالله سخنان آیتالله خامنهای را خودشان گوش میدادند، پس از ترجمه به زبان عربی دوباره متن سخنرانی را میخواندند. بعد این ترجمه دستهبندی میشد که فهرست کلام رهبر معظم انقلاب چیست. این فهرست بررسی میشد که کدام بخش به کدام بخش حزبالله ارتباط دارد و سپس به آن بخش ارجاع میشد تا عملیاتی شود. مواجهه حزبالله لبنان با سخنرانیهای حضرتآقا اینگونه بود.
امتحان و آزمون ما سال۱۶ق نبود. امتحان ما زمان حضرت عیسی(ع) و موسی(ع) و ابراهیم(ع) نیست، امتحان ما زمان بدر و احد و حنین نیست؛ چون ما آن زمان را درک نکردهایم. امتحان ما و شب عاشورای ما دنبال ولایت دویدن است. سیدحسن ۲۳سال دبیرکل حزبالله لبنان بود. ۲۳سال در خط مقدم مبارزه بود، در آن شرایط حفاظتی و امنیتی خیلیخیلی سخت که اصلا برای ما قابلتصور هم نیست. آمریکا و عربستان و کشورهای حاشیه خلیجفارس بارها باواسطه برای ایشان پیغام فرستادند، هیئت مذاکره فرستادند که هرچه میخواهی به شما میدهیم. سیدالعرب باش، حاکم لبنان باش، چک سفیدامضا به شما میدهیم، سلاح و تسلیحاتتان را هم داشته باشید، فقط از ایران و رهبر آن دوری کنید. این سید مجاهد سالها فشار تهدید و تشویق و تطمیع را تحمل کرد؛ اما پشت ولیفقیه زمانش را خالی نکرد.
نگاه سیدحسن نصرالله همان نگاه حضرتآقا بود. همان افقی را میدید که رهبر معظم انقلاب میدید. خواهش میکنم همه به سایت خامنهای داتآیآر رجوع کنید و سخنرانی ایشان در ۱۹بهمن۱۴۰۰ را گوش کنید. ایشان در مورد جهاد تبیین جمله فریضه قطعی و فوری را به کار بردهاند. این سخن حکم ولایی است و مصداق عملی این حکم سیدحسن نصرالله است. بروید به سخنرانی سیدحسن به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب رجوع کنید. ایشان یکساعت و سیدقیقه در بیروت صحبت کرد و آمار پیشرفتهای جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. مجبور بود؟! نه! فقط میخواست بگوید تمام این پیشرفتها در سایه ولایت فقیه و شجاعت و ایستادگی ایشان رخ داده است. اما ما چکار کردیم؟! اگر ما انقلابی و ولایی هستیم باید اطاعت کنیم و حماسه پیشرفت را نشر دهیم. کنار این تبیین وظیفه ما فقط این نیست که دفاع کنیم، باید به دشمن حمله فرهنگی کنیم. کار فرهنگی آنقدر مهم است که سید مقاومت مدام در دیدارهای مختلف به بنده تاکید میکردند که باید تمرکز شما بر فعالیت فرهنگی عمیق باشد. درست برعکس وجهه نظامیای که از سیدحسن نصرالله در اذهان نقش بسته است.
درحالحاضر همه کشورهای جبهه مقاومت زیر فشار هستند. شیعیان لبنان که از خانه و کاشانهشان آواره شدهاند در سختی هستند؛ اما بهخاطر ولایت فقیه صبر میکنند. مردم عراق و یمن و سوریه زیر فشار هستند؛ اما صبر میکنند. ما در جنگیم و اگر خداینکرده نظام جمهوری اسلامی ضعیف شود، کل جبهه مقاومت ضعیف میشود. امروز عمود و ستون خیمه مقاومت نظام جمهوری اسلامی ایران است. شما هم صبر کنید و درقبال دشمن، وحدت داشته باشید تا این نظام تقویت شود. تا قبل از پیروزی انقلاب حاکمیت ولایت فقیه فقط در کتابها بود و هنوز به فعلیت نرسیده بود. شما مردم ایران توانستید این کار بزرگ را به انجام برسانید. پس در خط دفاع از ولیفقیه بمانید، مثل شهید حسن نصرالله. این نظام، تنها نظام اسلامی دنیاست. در عراق و یمن و لبنان و بحرین و... حکومت اسلامی نیست.
بله گرانی هست، مشکلات هست؛ اما در همه دنیا این مسائل وجود دارد. ولی اینهمه نقد وجود ندارد. بیایید سیدحسن را الگوی خودتان قرار دهید و نقد جمهوری اسلامی را ترک کنید که

دشمن از آن به نفع خودش برداشت میکند. وعاظ و منبریها وظیفه دارند اینهمه پیشرفت را روی منبرها بگویند. فقط پیشرفتهای موشکی را نگویید، پیشرفتهای پزشکی، کشاورزی، نانوفناوری، راهسازی و غیره را هم بگویید که عین دین است. امیدسازی کنید. من بهعنوان سرباز و خاک پای سیدحسن نصرالله سوگند میخورم که در طول ۶۱سالی که در خدمت این فرمانده گرانقدر بودم، در صدها جلسه خصوصی و محرمانه و ساعتها صحبتی که با هم داشتیم حتی یک کلمه در نقد نظام جمهوری اسلامی نگفت. این را برای علما، منبریها، مداحان و عموم مردم میگویم. ما از عراق و سایر کشورهای جبهه مقاومت میبینیم که گاهی مداحیها و سخنرانیها و حتی گفتوگوهای روزمره شما پر از نقد است. اگر یککیلو خیار گران شود روی منبر نقد آشکار میکنید. آیا در زمان جنگ نقد آشکار درست است یا دفاع؟! خیلی از مردم، مداحان و حتی منبریها، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران، انقلابی هستند؛ اما در خلوت خودشان، در مجالس خصوصیشان. وقتی در مجالس و مراسم عمومی قرار میگیرند، فلان وزیر و رییس را هم نقد میکنند. فلان کار دولت را هم نقد میکنند. آن وقت فیلم این مراسم در کشورهای حامی جبهه مقاومت منتشر میشود. با زیرنویس عربی و اردو و... که همین نظام و جبهه مقاومت را تضعیف میکند.
جنگ ما فقط جنگ نظامی نیست، فقط تسلیحات و موشک نیست، جنگ امروز ما جنگ بصیرت و تبیین هم هست. مسئلهای که سیدحسن همواره به آن پایبند بود. ما در رصد رسانههای خارجی هستیم. به نظر شما چرا رسانههای سعودی و آمریکایی هفتهها در لبنان القا کردند که ایران جبهه مقاومت را رها کرده است؟ چون با قدرت رسانهایشان میخواهند نقش محوری ایران را کمرنگ و کماهمیت کنند. سیدحسن نصرالله یکبار در سخنرانیاش اعلام کرد که در طول سالها حیات حزبالله همه دولتها و روسای جمهور ایران، از هر طیف سیاسی از مقاومت و موجودیت حزبالله دفاع کردهاند. اگر شما سیدحسن نصرالله را یک رهبر شجاع و موفق میدانید که مقابل اسراییل و آمریکا و غربیها ایستاد، بروید به کنه صحبتهای او دقت کنید. سیدحسن بارها راجعبه نقش ولایت در این پیروزیها گفتند که اگر ولایت فقیه نبود، ما موفق نبودیم. اگر نظام جمهوری اسلامی نبود، شیعیان موفق نبودند.
سیدحسن نصرالله اولین مرد عربی بود که شناخت کامل و همهجانبه از ایران و نظام اسلامی آن داشت و حامی صددرصدی نظام بود. چون میدانست این نظام تنها نظام اسلامی در دنیاست. همانطور که گفتم ما در یمن و بحرین و لبنان و عراق و سایر کشورها نظام اسلامی نداریم. این نظام، اولین نظام فقهی، دینی و شرعی بعد از امام حسن مجتبی(ع) است. نظامی که راس آن ولیفقیه است و با صبر و جهاد و تحمل سختیها به دست آمده. امانت سیدحسن نصرالله، کسی که سالهای زیادی از عمرش در میدان جهاد گذشت و حتی فرزند رشیدش در راه مبارزه با اسراییل شهید شد اول ولایت فقیه است، بعد مقاومت و فلسطین و قدس و مابقی مسائل. ما در یک جبهه و زمان حساس هستیم؛ پس باید مثل سیدحسن حامی آشکار این نظام و ولایت باشیم.
نویسنده: مصطفی عیدی