۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com

می‌توانی قاسم شوی

می‌توانی قاسم شوی

می‌توانی قاسم شوی

جزئیات

بررسی اجمالی سبک زندگی سپهبد شهید حاج‌قاسم سلیمانی

4 اسفند 1398
سبک زندگی شهید حاج‌قاسم سلیمانی به ‌عنوان سردار دل‌ها نشان می‌دهد اگر از سد اخلاص عبور کنی، گوش‌ به‌ فرمان ولی امر مسلمین باشی و دل‌بسته موقعیت‌ها نباشی، می‌توانی قاسم سلیمانی شوی. چنان‌ که این سردار پرافتخار وطن وصیت کرده که روی سنگ ‌قبرش تنها بنویسند: سرباز سلیمانی.  
او شهیدوار زندگی کرد و اگر در سبک زندگی و سیره‌اش تامل داشته باشیم می‌توانیم در مسیرش گام برداریم. در این نوشتار به بررسی سبک زندگی شهید حاج‌قاسم سلیمانی می‌پردازیم.

 
 
اخلاص
«اخلاص» یعنی خالص کردن و ناب کردن نیت. به دنبال ناب کردن نیت هم خالص کردن و ناب شدن عمل می‌آید. یعنی رعایت کردن وظیفه خدایی و دخالت ندادن منافع شخصی و گروهی و انگیزه‌های مادی در کار. یعنی ما تکلیف را بشناسیم و برای خاطر تکلیف‌مان کار را انجام بدهیم و ملاحظه‌های دیگر را مخلوط نکنیم. در ادبیات امروزی، اخلاص به گمنام بودن تعبیر می‌شود. یعنی دنبال نام و نشان نبودن که حاج‌قاسم سلیمانی نمونه بارز این مصداق است.
رهبر معظم انقلاب بارها و بارها، او را با صفت اخلاص معرفی کرده‌اند. به‌ عنوان نمونه در دیدار با خانواده سردار فرمودند: «می‌بینید مردم چه‌ کار دارند می‌کنند برای حاج‌قاسم؟ این برای شما تسلی است. بدانید که مردم قدر پدر شما را دانستند و این ناشی از اخلاص است. اگر اخلاص نباشد، این‌جور دل‌های مردم متوجه نمی‌شود. دل‌ها دست خدا است. این‌ که دل‌ها این‌جور، همه متوجه می‌شوند، نشان‌دهنده‌ این است که یک اخلاص بزرگی در آن مرد وجود داشت.» در جای دیگر نیز فرمودند: «در جلسه‌های رسمی با مسئولان مختلف، او به ‌گونه‌‌ای در حاشیه و دور از چشم می‌نشست که باید می‌گشتید تا او را پیدا می‌‌کردید و می‌دیدید.»
 
توکل و اعتماد به خدا
اولین و مهم‌ترین ویژگی که در کنار اخلاص تحقق پیدا می‌کند «اعتماد به خدا» است. این صفت، به ‌عنوان ریشه اخلاص به شمار می‌رود. کسی که صفت اخلاص را در خود محقق می‌کند باید صفت ایمان به وعده‌های الهی و اعتماد به خدا را نیز داشته باشد. حاج‌قاسم در میدان‌های سخت نبرد با توکل و اعتماد به خدا به جنگ با دشمن می‌رفت، آن‌جا که با قاطعیت می‌گوید «تا سه ماه دیگر پایان داعش را اعلام می‌کنم» نشان از ویژگی بارز توکل و اعتماد به خدا دارد که در وجودش موج می‌زد.
 
بصیرت
خداوند در قرآن می‌فرماید «اَللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا». هرچه به خدا نزدیک‌تر شویم و مخلصانه‌تر عمل کنیم، خداوند نیز «یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النّور»، نور بیش‌تری به انسان می‌دهد و وقتی نور الهی بود، بصیرت بیش‌تر می‌شود و انسان می‌تواند واقعیت‌ها و حقایق را بهتر درک کند. این ‌که رهبر معظم می‌فرماید حاج‌قاسم اهل خطوط سیاسی نبود لیکن انقلاب اسلامی خط قرمز قطعی او بود، نشان از بصیرت بالای حاج‌قاسم دارد. حاج‌قاسم واقعا ذوب در انقلاب بود و نباید این واقعیت‌ کم‌رنگ شود.
 
زیرک و باهوش
قاسم سلیمانی فرماندهی است که در مسائل امنیتی، سیاسی و غیرسیاسی نگاه تیزبینانه برخاسته از سبک زندگی مومنانه‌ای داشت. او در مسائل مختلف، همه جهات و ابعاد را مد نظر قرار می‌داد و هیچ‌گاه در دام سیاسیون و شایعات و تبلیغات دشمن قرار نمی‌گرفت. دشمنانش نیز به باهوش بودن او اعتراف کرده‌اند. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی نوشته: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی باهوش می‌دانند. بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده‌اند می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند مبهوت کارهای او شده‌اند.» شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش آمریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد؟!» یک مقام سابق ارشد عراقی نیز قاسم سلیمانی را فردی زیرک و استراتژیستی به ‌شدت باهوش توصیف کرده و گفته بود: «زمانی که وارد اتاقی می‌شود که مثلا ۱۰ نفر در آن حضور دارند، جلو نمی‌آید. همان‌جا در طرف دیگر اتاق، بسیار آرام می‌نشیند. صحبتی نمی‌کند، نظری نمی‌دهد و تنها می‌نشیند و گوش می‌دهد و البته قطعا همه در آن اتاق، تنها به او فکر می‌کنند.»
 
تدبیر و شجاعت
رهبر معظم درباره تدبیر و شجاعت این شهید فرمودند: «حاج‌قاسم به دهان خطر می‌رفت و ابا نداشت. دل و جگر داشت. نه در حوادث این روزها بلکه در دوران دفاع مقدس، در فرماندهی لشکر ثارالله همین‌طور بود.» رهبر انقلاب در تبیین خصایص سپهبد شهید سلیمانی، شجاعت و تدبیر را دو ویژگی برجسته او برشمردند: «برخی شجاعت دارند، اما تدبیر و عقل لازم را برای به ‌کار بردن شجاعت ندارند و برخی اهل تدبیرند، اما اهل اقدام و عمل نیستند و دل و جگر کار را ندارند.» در جای دیگر فرمودند: «حاج‌قاسم از دفاع مقدس تا پایان عمر با شجاعت به دل خطر می‌رفت، اما در عین‌ حال با تدبیر و فکر و منطق عمل می‌کرد و نه‌ تنها در میدان نظامی بلکه در میدان سیاست هم شجاعت و تدبیر توأمان داشت و سخنانش قانع‌کننده، منطقی و اثرگذار بود که بنده این واقعیت را بارها به دوستان فعال در عرصه سیاسی گفته‌ام.»
 
جسور و نترس
 حاج‌قاسم بارها سخنرانی‌های جسورانه و کوبنده‌ای در خصوص اعلام مواضع و ایستادگی محور مقاومت و نابودی تروریسم داشته است. این فرمانده جسور به تاسی از شیردلان تاریخ اسلام هم‌چون حمزه سیدالشهدا برای پیامبر(ص) و مالک‌اشتر برای امیرمومنان که در مقابل دشمنان سینه سپر کردند و جسورانه دشمنان را خطاب قرار دادند، خطاب به آمریکای جنایتکار و اذناب تروریستش بارها سینه سپر کرد و با قاطعیت گفت: «ای ترامپ قمارباز! جمهوری اسلامی برای شما زیاد است، طرف شما من هستم.»
 
تاکید بر تقوای مالی و حفظ بیت‌المال در خانواده
برادر حاج‌قاسم نقل می‌کند که: «ایشان تا زمانی که نسبت به مسائل زندگی من اطمینان پیدا نکرد مرا رها نکرد. مدام من را کنترل می‌کرد چون در سازمان زندان‌ها کار می‌کردم و با زندانیان در ارتباط بودم. حتی اگر یک موتور می‌خریدم، تا اطمینان پیدا نمی‌کرد که چگونه آن را تهیه‌ کرده‌ام راحت نمی‌شد. شاید به ‌نوعی، تمام زندگی اطرافیان را زیر نظر داشت تا خدای ‌ناکرده به راه کج و آلوده کشیده نشویم.»
 
متشرع
رهبر انقلاب در مورد «مراقبت از حدود شرعی در همه شرایط، حتی در میدان جنگ» که از دیگر خصوصیات حاج‌قاسم بود فرمودند: «یک خصوصیت دیگر ایشان این بود که هم یک فرمانده جنگاور و مسلط بر عرصه نظامی بود، در عین ‌حال به ‌شدت مراقب حدود شرعی بود. در میدان جنگ‌ گاهی افراد حدود الهی را فراموش می‌کنند و می‌گویند وقت این حرف‌ها نیست، اما او مراقب بود. آن‌جایی که نباید سلاح به کار رود به کار نمی‌برد. مراقب بود به کسی تعدی نشود، ظلم نشود. احتیاط‌هایی می‌کرد که معمولا در عرصه نظامی، آن احتیاط‌ها را لازم نمی‌دانند.»
 
سبک فرماندهی
حاج‌قاسم سلیمانی، هم به آموزش نظامی و هم آموزش اخلاقی و عقیدتی نیروهایش اهتمام داشت و یک رابطه عمیق عاطفی با سربازانش برقرار می‌کرد و بر قلب‌های آن‌ها حکومت می‌کرد. با این که یک ژنرال ارشد نظامی بود، اما عادت نداشت لشکر را از پشت جبهه فرماندهی کند. خطرات زیادی متوجه حضور او در خط مقدم بود، اما با شجاعت تمام میان سربازانش حضور پیدا می‌کرد. یکی از فرماندهان مقاومت نقل می‌کند که: «در ساعت سه نصف شب در سرما به همراه یک گروه شناسایی به مناطقی صعب‌العبور و دور از قرارگاه مرکزی برای شناسایی رفته بودیم. ناگهان متوجه سوژه‌ای از دوردست‌ها شدیم. آماده شدیم برای مواجهه، تا این که آن شخص نزدیک شد و صدا زد که: منم، سلیمانی. در آن شب سرد، پیاده در مسیری صعب‌العبور، برای سرکشی از ما و دادن روحیه، خودش را به آن منطقه رسانده بود.»
 
ولایت‌پذیری
شهید سردار سلیمانی مطیع محض ولایت بود. ایشان قدمی جز در راستای اهداف نظام و رهبری برنمی‌داشت. در همه مواقع نسبت به ایشان وفادار بود و تا لحظه شهادتش این را ثابت کرد. حاج‌قاسم در سخنانی خطاب به رزمندگان مقاومت این‌چنین می‌گوید: «برادران، رزمندگان و یادگاران جنگ! یکی از شئون عاقبت ‌به‌ خیری، نسبت شما به جمهوری اسلامی است. والله، والله، از مهم‌ترین شئون عاقبت ‌به ‌خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی با این حکیمی است که امروز سکان این انقلاب را در دست دارد.»
 
آرام و متین و باوقار و کم‌حرف
قاسم سلیمانی بسیار کم صحبت می‌کرد و بیش‌تر اهل عمل بود. علاقه‌ای به مصاحبه در رسانه‌ها نداشت. وقار و متانت و آرامشی در چهره و وجود او نشانگر اتصال او به خداوند بود. یکی از نمایندگان مجلس عراق و از دستیاران ارشد نوری المالکی درباره سردار سلیمانی گفته: «او فردی است که آرام سخن می‌گوید و منطقی و بسیار مودب است. وقتی با او حرف می‌زنید، بسیار ساده برخورد می‌کند. تا زمانی که پشتوانه او را نشناسید، نمی‌دانید چه قدرتی دارد. هیچ‌ کس نمی‌تواند با او بجنگد.»
 
روحیه استکبارستیزی
رهبر معظم به حاج‌قاسم فرمودند: «شما با متلاشی ساختن توده‌ سرطانی و مهلکِ داعش، نه‌ فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه‌ ملت‌ها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید.» در جای دیگر فرمودند: «حاج‌قاسم در مقابل همه نقشه‌هایی که با پول، توانایی و تاثیرگذاری سیاسی و تشکیلات وسیع آمریکایی‌ها شکل می‌گرفت، قد علم کرد و آن‌ها را خنثی و بی‌نتیجه کرد.» رهبر انقلاب در تبیین تاثیرگذاری بی‌بدیل سردار سلیمانی در قضیه فلسطین اظهار کردند: «آمریکایی‌ها سعی داشتند قضیه فلسطین را به فراموشی بسپارند و کاری کنند که فلسطینی‌ها در حالت ضعف قرار گیرند تا جرات مبارزه نداشته باشند، اما این مرد بزرگ، دست فلسطینی‌ها را پُر کرد و به آن‌ها جرات و توان مبارزه داد. حاج‌قاسم کاری کرد که منطقه کوچکی مانند غزه در مقابل صهیونیست‌های پرمدعا به‌گونه‌ای ایستاد که رژیم صهیونیستی 48 ساعته مجبور به درخواست آتش‌بس شد.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان نقش تعیین‌ کننده سپهبد سلیمانی در شکست نقشه‌های آمریکا در عراق نیز گفتند: «آمریکایی‌ها می‌خواستند عراق، یا شبیه رژیم طاغوت باشد، یا شبیه برخی رژیم‌ها مثل سعودی که به تعبیر آن‌ها نقش گاو شیرده را دارند، اما حاج‌قاسم به کمک عناصر مومن و جوانان شجاع عراقی و مرجعیت در عراق رفت و در مقابل این نقشه ایستاد و آن را خنثی کرد. در لبنان نیز آمریکایی‌ها می‌خواستند لبنان را از مهم‌ترین عامل استقلالش یعنی حزب‌الله محروم کنند تا صهیونیست‌ها لبنان بی‌دفاع را هم‌چون برخی مقاطع به‌ راحتی اشغال کنند، اما حزب‌الله روزبه‌روز قوی‌تر شد به‌گونه‌ای که امروز، هم‌ دست لبنان است و هم‌ چشم لبنان که نقش شهید شجاع و باتدبیر ما در این مسئله ممتاز و برجسته بوده است.»
 
معرفت و رفاقت خالصانه
وقتی صحبت از رفاقت می‌شود، باید رفاقت حاج‌احمد کاظمی و حاج‌قاسم سلیمانی را مثل زد. در سالگرد شهادت حاج‌احمد کلیپی منتشر شد که سردار سلیمانی در فراق یار دیرینش بی‌تابی می‌کند. یاری که تمام دوران جنگ و پس از آن را برای امنیت و اعتلای اسلام در کنار هم رشادت‌های بزرگی کردند. این کلیپ نشان می‌دهد که سردار سلیمانی آرزو می‌کند جانش گرفته شود تا یک‌دفعه دیگر صدای حاج‌احمد را بشنود. قاسم سلیمانی می‌گوید: «من همیشه به احمد می‌گفتم الهی دردت بخورد تو سرم، اصطلاح من بود نسبت به احمد، دورت بگردم. از خدا این ‌را می‌خواهم که خدا هرچه سریع‌تر مرا به او ملحق کند. به او اگر بنویسم، این را خواهم نوشت: من را ببر.»
 
غیرت و مردانگی
حاج‌قاسم سلیمانی پس از مطالعه کتاب «من زنده‌ام» دو یادداشت یکی در بغداد و دیگری در نینوا برای معصومه آباد با این مضمون می‌نویسد: «خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت، همه‌جا با تعصب مراقبت می‌کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس به دنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟ آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی آن را نبیند. برادرت قاسم سلیمانی، بغداد.»
«خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی. سعی کن در این آزادی اسیر نشوی. ان‌شاءالله کتابت را به همه زبان‌ها ترجمه می‌کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول‌الله چگونه بوده است، وقتی کنیز او معصومه این‌گونه معصوم بوده است. به تو به ‌عنوان خواهرم، به‌ عنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می‌کنیم. حقیقتا شگفت‌زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم. ساعت ۲۳، سلیمانی، نینوا.»
 
ساده‌زیستی و پرهیز از مصرف‌گرایی
حاج‌قاسم سلیمانی با این که یک ژنرال ارشد نظامی بود، لباس و خوراکش ساده بود و در یک منزل ساده در یک شهرک نظامی زندگی می‌کرد. همیشه سعی می‌کرد وسایل زندگی‌اش به ساده‌ترین شکل ممکن باشد. یک‌ خانه پدری در کرمان داشت که آن را به بیت‌الزهرا تبدیل کرده بود و در آن، روضه‌های حضرت زهرا و اهل‌بیت را برگزار می‌کرد. حاج‌قاسم به‌ قدری به ساده‌زیستی علاقه داشت که حتی از محافظ هم گریزان بود و تمایلی به این‌گونه اسکورت‌های نظامی نداشت و از این‌گونه تشریفات استقبال نمی‌کرد.
 
انجام واجبات و ترک محرمات
حاج‌قاسم به تاسی از سیدالشهدا حتی در معرکه جنگ و در بحرانی‌ترین شرایط، نماز اول وقتش ترک نمی‌شد. انس با قرآن کریم و اقامه نماز شب از دیگر ویژگی‌های معنوی شهید سلیمانی بود. به گفته نماینده ولی‌فقیه در سپاه قدس هرچند جهاد حاج‌قاسم خود بزرگ‌ترین ذکر بود، اما افزون بر آن همیشه به راز و نیاز با باری‌تعالی مشغول بود و به همگان توصیه می‌کرد که ارتباط‌شان را با خدا افزایش دهند. پس از جلسات پی‌درپی که در سوریه یا عراق و لبنان داشت و اکثر اوقات تا ساعت دو نصف شب مشغول جلسات نظامی و کاری بود، اما بعد از آن که جلسات به پایان می‌رسید، با وجود خستگی مشغول مناجات و نماز شب می‌شد. گاهی شاید در طول هفته، خوابیدنش به 10 ساعت هم نمی‌رسید.
 
خضوع و خشوع در نماز
حاج‌قاسم سلیمانی وقتی به نماز می‌ایستاد، در اکثر قنوت‌هایش به گریه می‌افتاد و بدنش به لرزه درمی‌آمد و از خدا برای عاقبت خودش طلب شهادت می‌کرد. در اکثر تصاویری که از ایشان در نماز دیده ‌شده، ارتباط عمیق قلبی و خضوع و خشوع هویداست.
 
جهاد و شهادت‌طلبی
حاج‌قاسم پیوسته در تمنای شهادت می‌سوخت و این بی‌قراری پس از شهادت همرزمش شهید احمد کاظمی به اوج رسید. حتی وقتی به فرزندان شهدا می‌رسید از آن‌ها می‌خواست تا برای شهادتش دعا کنند. رهبر معظم درباره جهاد و شهادت‌طلبی حاج‌قاسم فرمودند: «جهاد سردار شهید قاسم سلیمانی جهاد بزرگی بود و خداوند نیز شهادت او را شهادت بزرگی قرار داد. حاج‌قاسم باید همین‌جور به شهادت می‌رسید. خوشا به حال حاج‌قاسم که به آرزویش رسید. او شوق شهادت داشت و برای آن اشک می‌ریخت و داغدار رفقای شهیدش بود.»
 
شخصیت فرامنطقه‌ای و بین‌المللی
حاج‌قاسم اهداف بلندی داشت و جهاد او فقط محدود به دفاع مقدس و دفاع از ایران نبود. جهاد او در راه گسترش پرچم حق در سراسر جهان و نجات مستضعفان عالم بود. رهبر معظم پس از سرنگونی داعش در نامه‌ای به حاج‌قاسم نوشتند: «خدای بزرگ را با همه‌ وجود سپاسگزارم که به مجاهدات فداکارانه‌ شما و خیل عظیم همکاران‌تان در سطوح مختلف، برکت عطا فرمود و شجره‌ خبیثه‌ای را که به دست طواغیت جهان غرس شده بود به دست شما بندگان صالح در کشور سوریه و عراق ریشه‌کن کرد. شــما با متلاشی ساختن این توده‌ سرطانی و مهلک، نه ‌فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه‌ ملت‌ها و جهان بشریت خدمتی بزرگ کردید. این نصرتی الهی و مصداق وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی بود که به‌خاطر مجاهدت شبانه‌‌روزی شما و همرزمان‌تان به شما پاداش داده شد.»
 
التزام به مطالعه
بعد هنری و ادبی حاج‌قاسم از زوایای پنهان شخصیتی اوست که تاکنون به آن اشاره‌ای نشده. خوب است بدانیم ایشان در بحبوحه نبردهای سخت با داعش، رمان می‌خواندند، از جمله رمان‌هایی که مورد توجه آقا قرار گرفته ‌بود و کتاب‌هایی که بر آن‌ها تقریظ نوشته بودند. یکی از منتقدان سینما نقل می‌کند: «روزی یکی از دوستانم را دیدم که دنبال چند رمان از جمله رمان ریشه‌ها می‌گشت. به او گفتم این‌ها را برای چه کسی می‌خواهی؟ در جواب گفت: این‌ها را برای حاج‌قاسم به سوریه می‌فرستم. تعجب کردم که یک فرمانده نظامی در شرایط سخت جنگی، خود را مقید به خواندن رمان می‌کند.»

نویسنده: زهرا خرسندی

مقاله ها مرتبط