حدود یک ماه از رحلت شهید رییسی و همراهانش میگذرد. انگشتها هنوز در عظمت این رخداد به دندان گزیده میشوند. نمیدانیم حکمت الهی چه بود. مملکت داشت راهش را میرفت و شاید میشد بعد از چند دهه، عقبماندگیهای تلنبارشده جبران بشود ولی ازآنجاکه امام صادق(ع) فرموده «خداوند برای مومن سرنوشتی مقدر نکند مگر آنکه خیر او باشد»، راه رضا و شکر بلکه حمد و حُب در پی میگیریم، نه حتی سکوت و صبر.
با همه این اوصاف، گرد و غبار راه، نشان از نزدیک شدن مسئله مهمتری دارد: انتخاب جایگزین رییسجمهور. ملت ایران باز در ابتلای بزرگ دیگری قرار گرفته. فاصله ما تا این ابتلا بسیار نزدیک است و این راه را خواهناخواه باید رفت. براساس آنچه پیش روی کشور است، نامزدها وارد صحنه شدهاند. این که نیت نامزدها چیست را کاری نداریم. گمان را میگذاریم بر صدق نیت و این که همه میخواهند برای ادای مسئولیت، جای شهید جمهور را بگیرند.
بدون اغراق، رییسی یک الگوی تازهای از ریاست بر جمهوری ارائه کرد که بیبدیل بود. او در عمل، به نسلهای نو نشان داد که تربیتشدههای واقعی انقلاب خمینی کبیر چه خصوصیاتی دارند. تقوا، صداقت باطنی، سطح مسئولیتپذیری و تلاش بیمنت، اخلاق و عملِ صالح او تازگی نداشت؟ رفتار او با مخالفان و منتقدان و تمسخرکنندگانش نو نبود؟ حضور میدانی در صحنهها و پیگیریهایش تازه نبود؟ چقدر کارخانه تعطیل، چقدر طرحهای نیمهکاره، چه تحرکی در فروش نفت، چه ارتباطگیری با کشورهای منطقه و فرامنطقه، چه میزان رشدی در جایگاه جهانی کشور، چه حضور پرقدرتی در سازمان ملل با بالا بردن عکس حاجقاسم و قرآن مجید، بدون محافظهکاری! در دوران او بود که ایران از خاک خودش مستقیم به اسرائیل حمله موشکی و پهپادی کرد و کسی جرئت نکرد برای ایران پشت چشم نازک کند.
او تجسم انقلاب اسلامی بود. بااینهمه عملِ صادقانهاش بود که خدا دلهای مردم را به سمت او متوجه کرد و این ادعا در تشییع باشکوهتر از تشییع حاجقاسم برایش ثابت شد. در حالی که تفاوت آشکاری وجود دارد میان کسی که نان شب مردم دست اوست با یک سرباز جانباز وطن. سیاستمداران معمولا مورد غضب بخشی از جامعه هستند؛ چراکه در مقام مجری قانون، برای مردم محدودیت و ممنوعیت ایجاد میکنند. رییسی کسی بود که وقتی رفت، کارگران با لباس کارشان در مراسم او شرکت کردند و برایش اشک ریختند. این الگویی است که رییسی بهجا گذاشت. الگویی که سطح توقعها را بالا برده است.
حرف اصلی الآن چیست؟ حرف این است که ما ملت، در چند روز آینده، انتخابی داریم و بر ما فرض است که در حق مُلک و مملکت جفا نکنیم و به خط فکری نفاق رأی ندهیم. برای پرهیز از این مسیر غلط، تکلیف روشن است. باید کسی را انتخاب کنیم که حرفها و مواضع انتخاباتیاش با قبل از شهادت رییسی یکی باشد و بنا به مصلحت، رنگ عوض نکرده باشد. ما غریبه تازه از راه رسیدهای نداریم که نشناسیمش. اگر نامزدی جَو حاکم بر جامعه را دیده و طبق آن شعار میدهد و از مواضعِ یکی دو ماه قبل خودش فاصله گرفته، منافق است. کسی که با نوع مدیریتِ جهادیِ شهید جمهور زاویه داشته، امانتدار خوبی برای ما نیست. باید هوشیار باشیم تا میراث رییسی به باد نرود.
بیاییم به متن رجوع کنیم که گردنه حساسی پیش رو داریم. وظیفه ما یادآوریِ شاخصههای اصلی دولتمردی است که شاگرد مکتب امام بود و دولتی در تراز انقلاب را هدایت میکرد. این شاخصهها، الگوی انتخاب ماست. نباید به کسانی که در زمان حیات رییسی خط تخریب الگوی انقلابی و جهادی او را در پیش گرفته بودند اعتماد کنیم، حتی اگر شعارهای روزشان در حد کلاس رییسی باشد. امروز خیلیها به مسلک آفتابپرست، رنگ عوض کردهاند.
ما سیاستمدارانی که الگوی رییسی را قبول نداشتند نمیخواهیم. کسانی که شعارهای انقلابی و خدمتگزاری میدهند ولی تا همین یکی دو ماه پیش، عامل به تمام این شعارها را در صحنههای رسانهای و مجامع عمومی تمسخر میکردند، به درد ما نمیخورند. ما به میلیاردرها و کسانی که از سفره انقلاب، زندگی مجلل برای خودشان فراهم کردهاند اعتماد نداریم. ملاک امروز ما سابقههاست، نه شعارهایی در مسیر باد، به قصد تحمیق مردم. نترسیم و به کسی رأی بدهیم که مورد تمسخر مرفهان بیدرد باشد. به نابلدهای مسیر انقلاب مستضعفان جهان رأی ندهیم. به خطی رأی ندهیم که تمام همتشان اشرافیت دنیای خودشان است که این گروه، هرچه را که با اشک چشم و خون دل و جانهای عزیز برای فردای ایران فراهم کردهایم به باد میدهند.