سالیان سال است که در عزای حسین بن علی(ع)گریستهایم. البته این عزاداریها برای یک حادثه غمانگیز نیست بلکه فرهنگی برای ادامه راه اهلبیت عصمت و طهارت است. همانطور که امام خمینی(ره) فرمودند «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» در مسیر حسینی قدم گذاشتن و مبلغ او شدن خیلی سخت است. اگر زینب کبری بعد از حادثه عاشورا توانست به رسالت خود عمل کند و نماینده امام خود باشد فقط این بود که به دستورات اسلام عمل کرد و آن دستورات را امام حسین اینطور بیان کرد که من برای احیای دین جدم محمد مصطفی قیام کردهام.
امربهمعروف و نهیازمنکر از یک خط مشی الهی سخن میگوید اگر در این مسیر درست، با افکار و رفتار سیدالشهدا همراه شویم میتوانیم وارد حرم امن شویم و مصداق یک رهرو کامل باشیم. حق یا باطل در مکتب حسینی واقعیت اسلام ناب است، کسانی که در کربلا روبهروی امام خود ایستادند انسانهایی بودند که برای ثواب جنگیدن با امام وارد معرکه باطل شده بودند. آنها انسانهایی بودند و در حال حاضر هم هستند که قرائت خود را به صورت خودخواهانه از دین دارند. نماز میخوانند، روزه میگیرند و بهقول معروف یک مسلمان به ظاهر صلاح هستند اما وقتی پای منافعشان در میان میآید دیگر اسلام ناب محمدی(ص) جایگاهی ندارد.
در تاریخ آمده است که بعداز ظهر عاشورا آن شخص وارد خیمهها شد و دید دختر بچهای گریه میکند و ضجه میزند. گفت «نترس با تو کاری ندارم فقط طلا و زیورآلات خودت را بده من برم.» و در همین حال خودش هم گریه میکرد. آن دختر نازدانه گفت «پس چرا گریه میکنی و مضطربی؟! این هم طلا و زیورآلات.» آن ملعون گفت «بهخوبی میدانم شما اهلبیت پیامبرید و حرمت دارید ولی چه کنم که اگر من این طلاها را نگیرم نفر بعدی میآید و غارت میکند.»
نگاه کنید چطور برای خود توجیه میکند و این از انحراف است؛ اگر انسان از بصیرت دور شود دچار انحراف میشود.
پس باید امام زمان خود را با بصیرت شناخت و پای در جای پای او گذاشت. آن دوران الگویی از یک فرهنگ درست است امام حجت خودش را تمام کرده؛ بهخصوص در روز عاشورا از همه خواسته به او که حق است بپیوندند و از باطل دوری کنند ما باید مصداق آیه اولیالامر* را بهخوبی بفهمیم و از توجیهات دوری کنیم. امروز جایگاه واقعی خود را در راه حق بدانیم و از خودخواهی و غرور و تکبر دوری کنیم. ببینیم که احتیاج به یک امامی داریم که مخالف هوا و مطیع امر مولا است. اگر درک درست داشته باشیم ما میمانیم و امام خود؛ پس امامشناس باشیم تا امام را درک کنیم و راه را از بیراهه تشخیص دهیم.
کسانی که در کربلا از امام عقب ماندند دیگر نتوانستند جبران کنند؛ امثال توابین و... نتوانستند به یاری امام زمان خود بشتابند و تا آخر عمر خود پشیمان شدند و این یعنی خسرالدنیا و الاخره.
امروز اگر نظام مقدس جمهوری اسلامی با نظریههای امامین انقلاب جریانی اینچنین پویا و نورانی را شروع و هدایت کردند بهواسطه انسانهایی بود که بصیرت داشته و امام زمان خود را شناختهاند. خدا نکند ما هم امام خود را در کربلای امروز تنها گذاریم و ناخواسته یا خواسته در اردوگاه دشمن باشیم. مردم عزیز ما همه اهل فهم و درک هستند؛ ولی گاهی آنقدر شبهها زیاد است که بعضی از انسانها موقعیتها را درک نمیکنند. ما و همه شما باید اگر در بعضی مواقع دچار شبهها میشویم از افراد اهل فن و خبره بخواهیم که ما را تکمیل کنند. قلیل نباشیم، کُر باشیم تا آلوده نشویم. خدا را شاکر باشیم چون اهل شکر نعمت را هدر نمیدهند.
مسیر انقلاب اسلامی همانطور که امام فرمودند به مسیر انقلاب مهدی فاطمه(عج) خواهد رسید پس شک نکنیم امروز همهچیز روشن است. قضایای غزه یکی از بینهها است. شما نگاه کنید جوانان آمریکا و اروپا را و حقیقت اسلام در دنیای کفر را. ما باید از این نعمت که انقلاب اسلامی است بهاحسنوجه استفاده وافر و کافی را ببریم تا سر اماممان از کینه و جفا بر سر نیزه نرود.
*سوره مبارکه نساء، آیه۵۹