۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
در انتظار انقلاب اقتصادی
در انتظار انقلاب اقتصادی

در انتظار انقلاب اقتصادی

جزئیات

یادداشت

10 بهمن 1403
وقتی انقلاب پیروز شد، فضای همدلی در کشور موج می‌زد. چیزی نگذشت که حزب بعث به‌پشتیبانی تقریبا همه کشورهای دنیا به سرزمینی که تازه از زیر چکمه‌های طاغوت خسته و رنجور رها شده بود و نفسی تازه می‌کرد، هجوم آورد. بااین‌که در این جنگ نظامیِ بیش‌از ۲۸۰۰روزه، چهره جوانان زیادی به‌رنگ شهادت گلگون شد و هم‌زمان استکبار،‌ با اعمال تحریم‌های اقتصادی به جنگ اقتصادی هم روی آورده بود، اما باز هم همین همدلی کارساز بود. درواقع ملت ایران برابر جنگ نظامی و اقتصادی و سیاسی و...، هشت سال با اعتقادش ایستاد. کمتر کاسبی برای گران‌فروشی انگیزه داشت، همسایه‌ها در داشته‌های‌شان با هم شریک بودند‌،‌ بخش قابل‌توجهی از مردم قبل‌از رفاه خانواده، دغدغه پشتیبانی و تامین جبهه‌ها را داشتند، برکت پول خیلی بیشتر از مقدار پول اهمیت داشت و حلال خوردن، از نان شب واجب‌تر.
در آن روزها کسی حتی تصور هم نمی‌کرد در همین انقلاب روزی برج‌های سربه‌فلک‌کشیده که نام بانک را به‌دوش می‌کشند، به صندوق‌های قرض‌الحسنه‌ای که در کوچه‌پس‌کوچه‌های همان شهر جنگ‌زده، از کار مردم گره‌گشایی می‌کرد، پشت‌پا بزنند. بانک‌هایی که سود کمرشکن وام‌های‌شان روی بزرگ‌ترین بانک‌های غربی را سفید کرده و گویا تصمیمی برای رحم به مردم ندارند. مدیریت تکنوکراتی، فرصتی برای خواندن «اقتصادُنا»ی محمدباقر صدر نگذاشت و گرم چرخاندن چرخ توسعه روی جوانه‌های امید بود. اما به‌تدریج رهبر انقلاب که چون شمع می‌سوخت و قلبش از درد مردم به درد می‌آمد، بیش‌ازپیش برای مسئولان از جنگ تمام‌عیار اقتصادی‌ای که دشمن به راه انداخته بود، پرده‌برداری کرد. او همه تلاشش را کرد تا بصیرت اقتصادی را در دولت و ملت ایجاد کند. پشت‌سرهم شعار سال را اقتصادی انتخاب می‌کرد و وظیفه دولت و ملت را برای تحققش مشخص می‌نمود. با مسئولین، جلسه‌های پرتعداد خصوصی و عمومی می‌گذاشت تا پیوسته خطر این جنگ پنهان را به آن‌ها گوشزد کند و راه‌کارِ دفاع بدهد. اقتصاد اسلامی، خصوصی‌سازی و اصل۴۴،‌ اقتصاد درون‌زا، حمایت از تولید و رفع موانع آن، آرایش جهادی اقتصادی،‌ اجتناب از اقتصاد وابسته به دلار، جهش اقتصادی، اقتصاد دانش‌بنیان به‌جای اقتصاد نفت، اقتصاد مقاومتی، حمایت از کالای ایرانی، رهایی از پیچ‌وتاب‌های اداری در راه‌اندازی کسب‌وکارها و ده‌ها عبارت دیگر، تنها بخشی از جهاد رهبری برای فرماندهی جنگ اقتصادی است. این‌ها مطالباتی است که اجرا شدن هرکدام‌شان، گره بزرگی از کلاف سردرگم اقتصاد کشور باز خواهد کرد. اما از سویی دیگر، سودای خوش‌خدمتی در مذاکره و تن دادن به خواسته استکبار جهانی که چیزی جز زمین‌گیر کردن اراده، اقتدار و استقلال این سرزمین نیست، درد دیگری است که به‌خوش‌بینانه‌ترین بیان، جهل برخی دولت‌ها، به جان تاروپود این کشور انداخته است؛ معلوم نیست که چرا درک ضرورت وابسته نبودن به مذاکره به‌عنوان تله‌ای که بارها گریبان کشور را گرفته و نتایج شوم تسلیم شدن به آن، بارهاوبارها کام ملت را تلخ کرده، هنوز برای برخی مسئولین کشور مثل یک معادله چندمجهولیِ سخت، گیج‌کننده است؟ آیا بتن ریختن در تاسیسات هسته‌ای با فرمانی برآمده از نتایج مذاکرات و بعد به‌عنوان محور شرارت شناخته شدن ایران توسط سران شرکت‌کننده خارجی در همان مذاکرات، فراموش شده است؟ سخت‌تر آن‌که دستور داده شود این کار باید به‌دست همان دانشمندانی که خون‌دل‌ها خوردند و شهید دادند تا قطعه‌قطعه تجهیزات این تاسیسات روی هم قرار بگیرد و امیدی باشد برای پیشرفت کشور، انجام شود.
درد دیگر اصرار و تعهد عجیب و غریب برخی مسئولین برای ملحق شدن به FATF، CFT، پالرمو و ... است؛ درحالی‌که هر یک از این‌ها فرصت ویژه جدیدی برای اعمال تحریم‌های کمرشکن‌تر و نقطه‌زن‌تر نسبت‌به اشخاص حقیقی و حقوقی ایجاد می‌کند. ترور افراد دلسوز، سرشناس در صنعت‌های مادر، مثل صنعت موشکی و هسته‌ای و ... تنها بخشی از نتایج پیوستن به این قوانین به‌ظاهر اقتصادی بین‌المللی است.
امروز مرهم جراحات اقتصادی کشور ما، بازتولید و عملی کردن سازوکارهای اقتصاد اسلامی و مقاومتی است. باور به توان داخلی و ارتباط هرچه بیشتر صنعت و دانشگاه در قالب هدفمند کردن پایان‌نامه‌ها، رساله‌های دکترا،‌ طرح‌های پژوهشی و ایجاد فرصت‌های کاری مرتبط برای دانشجویان از واضح‌ترین اقدامات برای جلوگیری از مهاجرت فرزندان نخبه این ملت و از مهم‌ترین ارکان تاب‌آوری اقتصادی است. نیازسنجی و برگزاری رقابت‌های علمی برای حل مسائل خرد و کلان برآمده از آن نیازها در زمینه صنعتِ کشور ، به‌جای جلوگیری از امکان برآورد احتیاج‌ها و خواسته‌های شرکت‌های صنعتی در بخش دولتی و خصوصی توسط دانشجویان، از دیگر راه‌های دستیابی به اقتصاد امن و استقلال هرچه بیشتر اقتصادی است. چرا باید کشوری که می‌تواند خودش نیاز خودش را در بسیاری از حوزه‌ها برآورده کند، با واردات بی‌رویه و ترویج فرهنگ خودتحقیری، توان ملی را زیر سوال ببرد و به‌جای صادرات علمی، فرهنگی و تجاری تبدیل به یک وابسته و مصرف‌کننده صِرف شود؟
کوتاه آن‌که ملت انقلابی ایران، سال‌هاست در انتظار انقلابی اقتصادی هستند تا بتوانند پس‌از سال‌ها جهاد،‌ در زمینه اقتصاد هم الگوی تمام ملت‌ها و دولت‌های آزاده جهان باشند. بدون شک اگر همه گوش‌به‌فرمان رهبر خود باشیم و برای اجرای فرمایشات ایشان پایمردی کنیم، حتما بحران اقتصاد هم به فرصت طلایی اقتصادی تبدیل خواهد شد و حرمِ ایران، از آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی و حتی فرهنگی و... کینه‌توزان داخلی و خارجی در امان خواهد بود.
به امید آن روز...

نویسنده: نفیسه نجفی

مقاله ها مرتبط