حاجقاسم! چه افتخاری است برای من که قلمم برای وصف تو بر کاغذ میدود. خوب که نگاه میکنم، میبینم تو چقدر تاریخ اسلام را زندگی کردهای؛ اُحد را دیدهای و خندق را چشیدهای. در شبهای عملیات و طوفان داعش به لیلةالمبیت امیرالمومنین تاسی کردهای و با تیرهروزان خونریز کربلا بارهاوبارها جنگیدی. چه رقیهها که به دستان مبارک تو جانشان حفظ شد و چه علیاصغرها که با تدبیر برخاسته از ایمانت داغشان بر دل ربابها نماند. چه علیاکبرها که کنارت مشق رزم کردند و سرانجام دریای خونشان، خونریزهای دهشتناک زمانه را در خود غرق کرد. خیبرها دیدی و چه لرزهها که بر جان ظلمتکده صهیون نینداختی.
انگار این دنیا برای تو غار حرایی بود که در عین جنبوجوشت میان میدانهای نظامی و سیاسی و...، فاصله خودت را با دنیا حفظ میکردی و مثل نسیم از همه تعلقات میگذشتی. تو سالها در حرای خودت زندگی کردی تا بالاخره پساز ۶۳سال به بعثت رسیدی و شهادت، خلوت گمنامیات را به جَلوت مبدل نمود. مردم کمکم، اندکی فهمیدند تو که بودی و چه کردی. ولی از همه بیشتر، بغضهای ولی امر مسلمانها هنگام یاد کردن از تو بود که به آنها فهماند چه ستونی بودهای و وجودت عجب دلگرمی عمیقی برای محور مقاومت بوده است. برای همه محور مقاومت؛ تاآنجاکه مردم کشورهای دیگر هم از تو میگویند. بهیادت تندیس میسازند. مثل تندیس تو در انتهای خیابان امام خمینی(ره) در بیروت.
بصیرت ابالفضلی تو آنجاکه به کار گرفته میشد، مرهمی بود بر زخم جنگ و آنجاکه به غفلت و حیله از آن صرفهنظر میشد، دردی بود جانکاه. مثل تلاشهای تو برای آزادسازی ادلب که با همه توان میخواستی بعداز حلب، ادلب را از لوث وجود تکفیریها پاک کنی؛ ولی حیف که نفاق در مذاکرات آستانه دست تو را بست و فرصت پیروزی را سوزاند و حالا از همان استان همجوار ترکیه، سوریه به بازار خرید زمین به قیمت خون انسانها تبدیل شده است.
تو گفته بودی «شهید، آهن وجودش به مدار مغناطیسی رسولالله و آلالله اتصال دارد؛ به این دلیل شهید صاحب اعجاز است. او چون ذوب در خدا شده است اخلاص پیدا کرده و چون اخلاص پیدا کرده، اتصال پیدا کرده واذا اتصلوا لافرق بینهم و بین حبیبهم. یعنی این اتصال که به وجود آمد، فرقی بین آنها و حبیب آنها و معبود آنها نیست.» حالا تو آهنربایی شدی که همه آنهایی را که در شعاعت قرار بگیرند، به آلالله علیهمالسلام متصل میکنی. صدایت، چهرهات، آن نگاه مهربان و درعینحال نافذت، یکباره جانهای آگاه را به خود میآورد تا بار دیگر فاصله خودشان را از هدف خلقت انسان اندازه بگیرند و اگر بیراهه رفتهاند، دوباره به مسیر هدایت بازگردند. تو برای همه فصلهای آينده تاریخ، میوههایی چیدنی و چشیدنی داری و هیچ جان تشنه معرفتی را دست خالی رها نخواهی کرد.
درست است «عمق راهبردی» عبارتی سیاسینظامی است؛ اما تو با عمق راهبردیات در قلب همه آزادههای سراسر عالم، تمام پیکره و هیمنه سیاستبازیهای استکبار را به سخره گرفتی و نظامِ نظامیگریهایشان را بر سرشان آوار کردی. آری؛ تو به عمق راهبردی هم، رنگی ربانی بخشیدی. کنار تو همه چیز عطر بهشت دارد؛ اعتقاد، سیاست، خانواده، پاسداری، فرماندهی و... .
حاجقاسم! طوفانالاقصی و اولیالبأس هم ادامه راه تو بود. تسلیم شدن این روزهای رژیم صهیونیستی مقابل شرایط حماس و پذیرش آتشبس پساز بیش از یک سال نبرد، استمرار مسیر مقاومتی است که تو در دنیا بهدرستی به آن شناخته شدهای.
از تو هرچقدر بگویم و بنویسم کم است. واژههای مقابل عظمت عزم تو قد خم میکنند و مشتاقند تا برای وصف جوانمردیهای تو، بر سطرها، سالها بهاحترامت بایستند. ستاره آسمان مقاومت! یاریمان کن تا مثل تو برای اسلام و برای انقلاب ارزش بیافرینیم و شاخصی باشیم تا آیندگان را از انحراف میان بیراهههای جهل حفظ کنیم.
نویسنده: نفیسه نجفی