سوالی که خیلیها میپرسند؛ گاهی از طعنه، گاهی از روی دلسوزی و گاهی از سر ناآگاهی و عدم تحلیل. این سوال تکراری است اما مهم و قابلتوجه. اینکه چه کسی مسبب آن است و آیا این سوال را میتوان بهصورت واقعی و بیدلیل جواب داد یا خیر؟یا اصلا جوابی برای آن فعلا موجود نمیباشد.
ملت ایران بیش از شش ماه است که حضور خود را در تجمعات میادین و خیابانها در گرما و سرما بهخونخواهی قائد شهید و حمایت از نیروهای نظامی و میدانی حفظ کردهاند و این خود فصلی از مبارزه ملتی است که بعثت یافته و خود را پیدا کرده؛ ملتی که هنوز بعد از بیش از ۴۷سال و تا روزی که تکلیفش بودن و مبارزه کردن است میایستد؛ چون وعده الهی بهواقع محقق میشود.
حالا آنان که بیخبرند، چراهای زیادی در ذهنشان است که باید به آنها جواب داده شود ولی آن چیزی که معلوم و مشخص است این است که حق و باطل دو خط موازی هستند که هیچ نقطه مشترکی ندارند و صدالبته حق، ماندگار است و باطل نابودشدنی. این را در نص آیات الهی و کلام معصومین میتوان یافت و جنس آن را لمس کرد و تاریخ را خواند تا به آنچه ثواب است برسیم.
اهل نظر و خواص میتوانند با تحقیق و پژوهش، جایگاه حق را به عوام نشان دهند و جایگاه باطل را همینطور. البته این روزها قرائتهای مختلف را باید خواند و روزگار ترامپی و نتانیاهویی و دوزخیان شیخنشین و مدعیان حرم را شناخت؛ شیخهایی که دم از خدا و پیامبر میزنند ولی زیر علم یزیدیان سینه میزنند تا بزدل بودن خود را به ملت خود و دیگر ملتهای آگاه نمایان کنند.
اما مخلص کلام و حق مطلب این است که ما در کجای تاریخ ایستادهایم؟ جایگاه الهی یا جایگاه شیطانی؟ حالا میرویم سر وقت سوالی که صدر مطلب بیان کردیم که برای خیلیها شاید حداقل یک بار در ذهنشان نقش بسته است. سوال این است: جنگ کی تمام میشود؟!
اولا جنگ را ما شروع نکردیم که منتظر تمام شدن آن باشیم. دوما درباره همین جنگ چهلروزه که وقتی به نقطه باریکش رسیدیم، دشمن آمریکاییعبری التماس به مذاکره کرد، خوب است یادی کنیم از آقای شهید که فرمودند «در مسائل خاص، مذاکره را منع نمیکنم؛ لیکن من خوشبین نیستم؛ چون تجربه من این را نشان میدهد که آمریکاییها، هم غیرقابلاعتمادند، هم غیرمنطقیاند و هم در برخوردشان صادق نیستند.۱»
در بین مذاکره، آمریکاییها مثل همیشه و با سابقهای که از آنها در اذهان ملت ایران هست، شروع به بمباران مردم کوچه بازار و زیرساختهای کشور کردند. رهبر ملت ایران فرماندهان و دانشمندان ما را ترور کردند. چطور میشود که ما پای میز مذاکره باشیم ولی دشمن دشمنی خود را بهواقع به همه نشان دهد و ما دست روی دست بگذاریم و بگوییم «خب ما جنگطلب نیستیم. شما هم هر چقدر میخواهید بمباران کنید. دشمن در این جنگ ترکیبی شناختیرسانهای با تمام توان به میدان آمده که ریشه ایران و ملت ایران را بکند و کشور را ببلعد و ناموس ما را به تاراج ببرد. اما زهی خیال باطل!
کدام انسان عاقل و فهیم با این شرایطی که دشمن، دائم در حال فتنه و توطئه است آرام مینشیند و منتظر میماند که دشمن او را محاصره کند و برای بمباران هیچ محدودیتی نداشته باشند؛ از مدرسه شجره طیبه میناب تا زمین بازی لامرد و جشن عروسی کوهستک همه را به خاک و خون کشیدند. حالا ما صبر کنیم و منتظر بمانیم دشمنی که از هزاران کیلومتر دورتر آمده است در منطقه ما با استفاده از خاک همسایگان نفهم و بیعقل تا ما را از بین ببرد و دیگر ایرانی نماند؟ البته به خود آنها هم رحم نمیکنند؛ میدوشند و در بزنگاه خطر، دیگر هرچه التماس کنند که به کمک ما بیا بیتفاوت میایستد.
ملت و مردم ما آگاه باشند در این دوران، جنگهای آخرالزمانی شکل گرفته است و نباید بیتفاوت بود. تاریخ آینه عبرت ملتهاست. در این راه که امروز بهبرکت خون قائد شهید مردم در صحنه هستند و میدانند که باید چگونه با دشمن برخورد کنند مواظب باشیم در دام شیطان نیفتیم و دنبال فتنههای رسانههای خارجی و وطنفروشان داخلی نباشیم.
امر ولایت باید چراغ راهمان باشد. خسته نشویم و ناامید نباشیم ما جنگ طلب نیستیم اما بهدستور قرآن که فرمود «وَ قَتِلُوهُم حَتَّى لَا تَكُونَ فِتنَه...۲» را آویزه گوشمان کنیم و فرق دوست و دشمن را خوب بفهمیم. ایستادن مقابل دشمن بهتر است یا هزینه سازش بدهیم؟ فکر نکنیم آمریکاییها و دارودسته آن دلشان برای ما میسوزند. عقل سلیم میگوید که در افغانستان و سوریه و عراق چه جنایتهایی در طول مدتی که در آنجا بودند و کردند و حالا با فضاحت کامل از آنجا رفتند. اما امروز ملت و دولت ایران اسلامی ایستادند تا زیر بار زور نروند و پرچم ایران را برافراشته نگه دارند با امید پیروزی نهایی.
پینوشت
۱. 1. بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار مسئولان نظام، ۳۰ تیر ۹۲.
۲. سوره مبارکه انفال، آیه۳۹.