مردم چرا تجمعات شبانه را رها نمیکنند و به حرف هیچ بنیبشری -البته به جز امام جامعه - در مورد ترک خیابان اعتنا نمیکنند؟ یکی از دلایلش شاید نمایش یک تمرد مدنی فراگیر باشد در عکسالعمل به بیعملیِ مسئولان در عرصههای مختلف. شاید این بیاعتنایی نسبت به دلیلتراشیِ گاهوبیگاهِ فردی مسئول برای تعیین زمان برای اتمام این تجمعات، قهر مردم انقلابی و هزینهدادهای باشد که تمام هستی خودشان را پای انقلاب ریختهاند ولی بازخورد مناسبی ندیدهاند. یکی از مواردی که باعث شکرآب شدن رابطه مردم با بالادستیها شده، مسئله حجاب است که بدون تعارف، از چارچوب بیحجابی رد شده و به دروازههای بیعفتی رسیده.
در این فقره، متاسفانه هیچ شخص یا نهاد مسئول، عزمی ندارد. حتما میان مسئولان، هستند کسانی که اوضاع را میبینند و از جهاتی نگران هستند؛ ولی حجاب از اولش هم گرفتار افراطوتفریطِ اشخاص و نهادها بود و الان، آن نهالِ افراطوتفریط، اینقدر تنومند شده که هیچ باغبانی جرئت نزدیک شدن و هرس کردن به خودش نمیدهد. روند افراط در برخورد با نوع پوشش، از پونز زدن به پیشانی و سیخ فروکردن در بازوی مردها رسید به منع جوراب سفید و سانت گذاشتن به پاچه شلوار دانشآموزها و رفت تا ممنوعیت چکمه ساقبلند و لباس رنگی برای زنان. تفریط هم رسید به نمایش بخشهایی از بدن مردان و زنان که قلم شرم دارد از ذکرش. این میزان از تفریط امروز، نتیجه آن حد از افراط دیروز است که گریبان عفت جامعه را گرفته و ول نمیکند. فعلا کاری نداریم کدام طیف فکری، از افراط به تفریط تغییر موضع داد و باعث این اوضاع شد، که البته همه میدانند.
سختتر از تماشای این صحنهها، تحمل میزان ناشنوایی مسئولان است که هیچ استغاثهای را نمیشنوند و حتی زبان به خیرخواهی و نصیحت مردم باز نمیکنند. وضع قانون و ابلاغ و اجرای قانون پیشکش مردم، اقلا حرفی از قرآن و نهجالبلاغه بزنید و برای مردم، از حرام شرعی و حرام سیاسی بودن بیحجابی بگویید و اگر از حال مردم خبر دارید، بفرمایید که راه تنفس جامعه بسته شده. چه مسئولانی که فرصتهای طلایی را سوزاندند و از دست دادند که نگرانیم یکیاش همین روزها و همراهی مردم کوچه و خیابان برای حفظ چارچوب این نظام، با چنگ و دندان باشد!
این حرفها نه برای ناامیدی است و نه برای بر هم زدن انسجام. مردم اگر بر هم زننده اتحاد و تبلیغِ عدمحمایت از ساختارهای کشور از جمله دولت بودند، حدود دویست شب زیر بمب و موشک و سرما و گرما با اهل و عیال و کوچک و بزرگشان کف خیابان نبودند و از تمامیت کشور پاسداری نمیکردند. مردم بیش از اقتصاد و معیشت، نگران نهادهای فرهنگی مثل خانواده هستند که اگر مسئولان دیر بجنبند به تاراج میرود.
آقای شهید ما وعده داده بود که مسئله حجاب درست میشود و مردم، مثل بقیه وعدهها مطمئن به تحقق آن هستند؛ ولی مسئولان هم عکسالعملی نشان بدهند تا معلوم بشود کدام طرف ایستادهاند. حداقل موجی از نصیحت و خیرخواهی راه بیندازند بلکه قشر مردد از زن و مرد، در دام راحتطلبی ِفعلی و مصیبتهای آتی نیفتند.
باز هم همین مردم انقلابیِ شاکی از اوضاع اجتماعی و فرهنگی هستند که به درد شخص رییسجمهور و شخص رییس قوه قضاییه و شخص رییس مجلس میخورند که هم انتقادشان را میکنند و هم برای حفظ و حراست از آنان، جانشان را هدیه کرده و میکنند. ترس از این است که اگر این بیتوجهی ادامه یابد، مردم به جایی برسند که از هیچ تلاش مسئولان، چه تلاشهای داخلی و چه دیپلماسی خوشحال نشوند و لبخند به لب نیاورند که قدردانی نکردنِ مردم از زحمت شبانهروزی قوا، درد بزرگی بر جان مسئولان است که دوا ندارد.