۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
افتخار انسانیت
افتخار انسانیت

افتخار انسانیت

جزئیات

یادداشت

15 دی 1403
خودآگاهی و شناخت انسان نسبت به خود و تاثیر به‌سزای آن نسبت‌به افراد پیرامون یا جامعه‌ای که در آن به‌صورت دائم یا موقت زیست می‌کند، مسئله‌ای است قابل تامل و قابل بررسی. انسان‌ها در طول سال‌ها زندگیِ خود برای رشد و نمو اعتقادی، فکری و فرهنگی یا سیاسی به‌تنهایی از این گزینه‌ها سربلند بیرون نمی‌آیند. انسان‌ها می‌خواهند آنچه که باید باشند؛ اما مسائل پیرامونی از حوزه‌های مختلف آن‌ها را دست‌خوش ناملایمات یا ناهنجاری‌ها می‌کند. رهبری جامعه انسانی خیلی سخت و دشوار است و خیلی مهم است که پیروان آن رهبر درک این را داشته باشند که این رهبر یا مقتدا، سالم و به‌دور از خواسته‌های حیوانی و شهوانی خود هستند.
البته که خداوند فرمود «مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»1؛ این به‌واقع مصداق دارد و خداوند این مژده را به انسان ناطق داده است؛ اما اینکه آدم دو پا چگونه خود را در این وادی وانفسا از دور بودن از حقیقت و اتصال به حضرت حق نجات دهد این یک امر مهم است.
نجات انسان در این است که این امر حقیقی یعنی اتصال به ذات لایزال الهی را درک کند. بعضی از انسان‌ها از این فرصتی که ذات حق برای ایشان ایجاد کرده است البته با شرایطی که شرعیت واقعی اسلام را باید رعایت کند، کمال بهره و استفاده را برده‌اند.
مرد واقعی قصه ما در دوران دفاع مقدس به کرات دیده شده است. از آن انسان‌هایی که واقعیت دفاع مقدس هشت ساله را رقم زدند؛ از این انسان‌ها مردانی بیرون آمدند که داستان‌های زیادی برای الگوی خدایی که مد نظر ما است برای گفتن، دیدن و شنیدن دارند. سخت است سخن از آنان به میان آوردن و به تعداد آن‌ها اضافه کنی. در این‌جا بر آن هستیم از مردی که نامش قاسم است حدیث کنیم. بارهاوبارها خواسته‌ایم او را درک و لمس کنیم تا الگویی از شخصیت فکری، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی او که خود یک مکتب است را بچشیم و بچشانیم.
قدم زدن، در سال‌های با برکت عمرش، در طول پنج سالی که از رفتنش از این کره خاکی می‌گذرد خیلی سخت است برای آنان که می‌شناختنش یا این‌که کمی درکش کرده بودند یا از او ظاهری با چشمان با نفوذش در دل‌هایشان حس کرده بودند. سلیمانی یک مکتب است که باید بارهاو‌بارها بررسی شود. ایجاد تحولی جدید در افکار مردمی که مفتخر هستند به این‌که او از آب‌و‌خاک آن‌هاست یک پدیده‌ای در نوع خود بی‌نظیر است. ساختار سخت‌افزاری و نرم‌افزاری او در مواجهه با پدیده‌های جهان امروز برای هر اهل تفکر و اندیشه‌ای در جامعه امروز به کرات قابل تحلیل است. ژنتیک افکار و اعتقادات او اگر برای یک بار هم اتفاق افتاده باشد، برای سال‌ها می‌تواند عقل انسان را درگیر خودش کند.
اگر دست بریده‌اش این همه انسان را با اعتقاد و مسلک متفاوت به هم ریخته است تا دنیا بفهمد حق و باطل چیست، جایگاه جلاد و شهید کجا می‌باشد، این برای همیشه بس است و اگر بشریت آگاه نشود ظلمی به خود کرده است. حاج‌قاسم سلیمانی مردی است با یک نگاه متفاوت که توانست قلب‌ها را مجذوب کند؛ غلو نیست. او همان‌طور که اشرف مخلوقات باید باشد و هست، مصداق آیه «وَلَا تَحسَبَنَّ ٱلَّذِينَ....»۲ می‌باشد.
مردی از جنس انسان و از نوع بشر. ریشه او، حرکت او و خواسته او فقط برای رضای خدا بود. عرصه‌های نبرد با دشمنان دین و قرآن او را مجاهدی کرد که به‌دنبال آرزوهایش به‌قصد شهادت بود. حاج‌قاسم لحظه‌‌به‌لحظه در سیر ولایت به خدا نزدیک‌تر می‌شد و در راه احدی‌الحسنین در هر دو وعده الهی یعنی پیروزی و شهادت در اوج قرار گرفت و چه جالب این‌که دنیا را بفهماند که اگر بخواهیم «می‌توانیم».
حالا که نیستی به‌ظاهر و قرار است با اصحاب آخرالزمان در رکاب ولی خدا حضرت مهدی(عج) همان‌طور که وعده شده است بیایی، دست ما را بگیر تا ما هم برسیم؛ دست‌مان را بگیر تا واسطه‌ای مطمئن باشی برای رسیدن به وصال حق که این کمینگاه چقدر سخت است عبور از آن تا دچار سختی‌ها و گمراهی نشوی. ما را به خودمان بشناسان تا خدا را بشناسیم.

پی‌نوشت:
۱. حدیث حضرت محمد(ص)
۲. سوره مبارکه آل‌عمران، آیه۱۶۹

نویسنده: علی حسین‌پور

مقاله ها مرتبط