محرم و صفر تمام شد. هرچه گریه کردید برای امام شهید و یارانش مبارکتان باشد. از ثواب گریه بر ماجرای کربلا گاهی روایاتی میشنویم که عجیب است. در صحت چنین احادیثی شک نداریم ولی باید بدانیم که نوع پرداختن به واقعه کربلا بسته به اقتضائات هر زمانه فرق دارد. مثلا نمیشد در روز عاشورا عدهای بایستند و با تماشای وقایع فقط اشک بریزند آن هم به قدر بال یک مگس و انتظار کمتر از بهشت نداشته باشند. یا اسارت خاندان پیامبر را تحمل کنند و با گریه، امید همنشینی با سیدالشهدا را داشته باشند. بله، گاه مردم در یک شرایط سیاسی عجیبی قرار میگیرند که جز گریه کاری از دستشان برنمیآید. شاید این احادیث بیشتر به آن روزها اشاره دارد که همین مقدار اشک هم ممنوع بوده ولی باعث ماندگاری ماجرای کربلا میشده.
با پیروزی انقلابِ ما شرایط گذشته فرق کرد. دیگر دورهای نبود که «گریه» تمام وظیفه باشد. مردم باید راه حسین را میرفتند که رفتند. بیش از نیم میلیون شهید و جانباز و آزاده و درگیر شدن میلیونها خانواده نتیجه این برخاستن بود. ما که در این دو ماه به یاد حضرت عباس و فرزندان امام و یاران ایشان سوختیم و به عبیدالله و عمرسعد و شمر از شدت غضب لعنت فرستادیم، فقط 50درصد راه را رفتهایم. برای کسانی در شرایط ما بقیۀ راه، کسب معرفت از عاشورا است. اگر از ما بپرسند چرا برای حضرت عباس و فرزندان امام و یاران ایشان گریه میکنید، میگوییم چون اینها با امام زمانشان همراهی کردند، راه ادب و وفا را رفتند، طرف حق را گرفتند، جلوی باطل ایستادند و جوابهای دیگر. اینها همه درست ولی معرفتی که وجه ممیزی ما و گذشتگان ماست این است که از ما بپرسند چه شد که اینها امام را انتخاب کردند و جانب یزید را نگرفتند و ما جواب را بدانیم.
سوال اصلی این است که چه میشود یکی طرفدار حق میشود و دیگری طرفدار باطل؟ بزنگاه انتخاب کجاست؟ چه چیزی شمر، این جانبازِ پا به رکاب علی علیهالسلام را برای بریدن سرِ امام زمانش به گودال قتلگاه رساند؟ چیزی که محرم و صفر را برای ما بابرکت میکند، پیدا کردن همین جوابهاست. از شرایط گریزناپذیر این انقلاب 40 ساله و البته از معجزات این موجودِ زنده همین است که دستها را محکم گرفته تا به مرور، همه را به دوراهی انتخاب بکشاند. ناچار باید به سمتی رفت: جبهۀ انقلاب یا جبهۀ مقابل آن. چه میشود که کسی در بزنگاه انتخاب، از گذشتهاش توبه میکند و تمام شعارهای انقلابی خود را فراموش میکند؟ عقل سالم حکم میکند تا نوبت به موضعگیری ما نرسیده، جواب انحصاری خودمان را پیدا کنیم.