۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
کانال ارتباطی مقاومت
کانال ارتباطی مقاومت

کانال ارتباطی مقاومت

جزئیات

نگاهی به پیشینه و اهمیت روابط نظامی ایران و سودان

1 دی 1404
طی سال‌های بعداز دفاع مقدس، علی‌رغم این‌که ابزار بی‌رحمانه تحریم در حوزه تسلیحاتی حلقه‌ای را به دور کشورمان کشیده بود، توانسته بودیم به‌مدد همان روحیه برگرفته از سال‌های دفاع مقدس، ارتباطات خوبی را با برخی کشورها در حوزه نظامی برقرار نماییم؛ تا‌جایی‌که کارخانه‌ها و صنایع نظامی و دفاعی آن کشورها را راه‌اندازی کرده و ارتش و قوای نظامی آن‌ها را تجهیز و تسلیح کنیم. یکی از این کشورها که برای ایران نقش مهمی دارد، کشور سودان است. شاید تا به امروز خیلی‌ها از این روابط اطلاعی نداشته باشند و ندانند که اصلا ما را به سودان چه‌کار؟ ولی وقتی بر‌می‌گردیم به پیشینه این روابط آن وقت متوجه ارزش این ارتباط می‌شویم.
پیشینه این رابطه بر‌می‌گردد به سال‌۱۹۸۹، زمانی که «عمر البشیر» قدرت را در سودان به دست گرفت. از آن زمان ارتباط با این کشور در حوزه‌های مختلف گسترش پیدا می‌کند و آن‌قدر پیش می‌رود که در سال‌۱۹۹۳ در حوزه نظامی شکل‌و‌شمایل عملیاتی به خود می‌گیرد. ایران در این سال، مسئولیت احیای صنایع نظامی و ارتش سودان را بر عهده می‌گیرد. کارخانه‌های نظامی به راه می‌افتد و افراد سودانی برای آموزش و یادگیری با تسلیحات نظامی و چگونگی کار با آن‌ها به ایران می‌آیند. این اتفاق در جاهایی نیز خودش را نشان می‌دهد. وقتی سری به تصاویر نمایشگاه‌های نظامی بزنیم، می‌بینیم غرفه سودان پر است از تسلیحاتی که ایرانی‌ها به آن‌ها ساخت و استفاده از آن‌ها را یاد داده‌اند که در صنایع نظامی‌شان چگونه بسازند؛ از تانک گرفته تا خودروهای نظامی و نفربرهای زرهی و انواع و اقسام تسلیحات و تجهیزات نظامی را ایرانی‌ها به سودانی‌ها یاد دادند و ارتش و صنایع نظامی سودان پیشرفت چشمگیری به خودش دید. ایران نه‌تنها راهکار آموزش افراد نظامی و نیروهای فنی صنایع دفاعی و ساخت و تجهیز صنایع دفاعی و نظامی سودان را انجام می‌داد، بلکه در این حوزه کمک‌های شایانی هم به سودانی‌ها می کرد. ازجمله این‌که طبق گزارش‌هایی که وجود دارد، ایرانی‌ها برای خرید بالگردهای نظامی از چین، به سودانی‌ها کمک کردند تا این کار برای آن‌ها تسهیل شود.
حال سوالی مطرح می‌شود و آن این است که ما را با سودان چه‌کار؟ پاسخ این‌جاست که با نگاهی به منطقه استراتژیک دریای سرخ، می‌بینیم فقط چند کشور با این دریا راه ارتباطی دارند؛ عربستان، اردن، مصر و سودان. ما برای ارتباط با این دریا و پهلو گرفتن ناوگروه‌های نظامی دریایی‌مان در شرایطی که راهزن‌های دریایی، به کشتی‌های‌مان در باب‌المندب دستبرد می‌زدند، به یکی از این کشورها نیاز دیپلماتیک داشتیم تا اجازه بدهد این کار انجام شود و ناوگروه‌های نظامی ما بتوانند در سواحل و بنادر آن‌ها پهلو بگیرند و حضور داشته باشند. عربستان و مصر و اردن هر کدام به‌دلیل ارتباطاتی که با آمریکا و اسراییل داشتند، به ایران اجازه چنین کاری را نمی‌دادند و تنها کشوری که می‌توانست به ما اجازه چنین کاری بدهد، فقط سودان بود.
سودانی‌ها در قبال خدماتی که در حوزه نظامی به آن‌ها داده بودیم، اجازه دادند کشتی‌های ما در سواحل آن‌ها کناره بگیرد. اهمیت این ارتباط و اصرار ایران بر ادامه آن از جایی آشکار می‌شود که گمانه‌زنی‌هایی پیش آمد درخصوص این‌که سودان، کانال ارتباطی ایران برای کمک به جبهه مقاومت است. گفته می‌شود چون صحراهای کشور سودان ارتباط با صحرای سینا در کشور مصر دارند، ایران از این مسیر، کمک های نظامی را به جبهه مقاومت در فلسطین می‌فرستد. این گمانه‌زنی‌ها می‌گوید که ایران از همان صنایع و کارخانه‌های نظامی که در کشور سودان به راه انداخته بود، کمک‌های تسلیحاتی و تجهیزات نظامی را برای کمک به فلسطینی‌ها ارسال می‌کند. ایران در بیابان‌های کشور سودان با ساخت پایگاه‌های نظامی، فرماندهان و رزمندگان جبهه مقاومت را آموزش می‌داد؛ اما گسترش و وسعت این ارتباط وسیع نظامی و امنیتی، به مذاق آمریکا و اسراییل خوش نیامد و آن‌ها از دهه نود به بعد، تلاش‌های زیادی را در برهم‌زدن این ارتباط کردند؛ تا‌جایی‌که در سال‌۲۰۱۶ این ارتباط به سردی و تیرگی گرایید.
پس‌از قطع رابطه سودان با تهران، آن نزدیکی و ارتباط، به محور سعودی-اماراتی، ورق برگشت. در واپسین روزهای حکومت عمر البشیر، مقامات سودانی با مقامات اسراییلی در استانبول دیدار کردند تا امکان برقراری روابط دیپلماتیک را بررسی کنند. در سال‌۲۰۲۰، دولت انتقالی سودان با میانجی‌گری رییس‌جمهور وقت دونالد ترامپ با عادی‌سازی روابط با اسراییل موافقت کرد. سودان بخش اعلامی توافقنامه‌های ابراهیم را امضا کرد و قرار بود بعدها پیمان دوجانبه‌ای نیز امضا شود. اسراییل در ادامه تلاش کرد هم‌زمان با دو جناح نظامی در سودان رابطه برقرار کند، ارتش به‌رهبری ژنرال «عبدالفتاح البرهان» و نیروهای پشتیبانی سریع به‌فرماندهی «محمد حمِدتی». این سیاست دوگانه، نشان از آن داشت که اسراییل می‌خواست صرف‌نظر از این‌که کدام جناح قدرت را در دست دارد، فرآیند عادی‌سازی را پیش ببرد. در اکتبر۲۰۲۱، البرهان و حمدتی با کودتا دولت انتقالی را منحل کردند و نخست‌وزیر غیرنظامی، «عبدالله حمدوک» را بازداشت کردند و تجربه کوتاه حکومت در سودان پایان یافت. بااین‌حال، اسراییل این رخداد را یک فرصت تازه دید. چند روز پس از کودتا، هیئتی از موساد به خارطوم رفت تا وضعیت را ارزیابی کند و حتی ایالات متحده از اسراییل خواست تا از نفوذ خود بر البرهان برای بازگرداندن حکومت غیرنظامی استفاده کند که نشانه‌ای تلویحی از نفوذ قابل‌توجه اسراییل بود؛ اما در سال‌۲۰۲۳، با شعله‌ور‌شدن جنگ داخلی میان ارتش سودان و نیروهای واکنش سریع، اسراییل تلاش کرد خود را به‌عنوان میانجی مطرح کند. این‌جا، ایران بود که برای بهبود روابط خود با سودان قدم برداشت. این جنگ فرصتی را برای ایران فراهم کرد تا روابط دیپلماتیک خود را با دولت خارطوم برای اولین بار از سال‌۲۰۱۶ برقرار کند و به‌طور بالقوه به تغییر استراتژی سودان به‌سمت غرب پایان دهد.
در فوریه۲۰۲۴، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی‌بر این‌که ایران پهپادهای پیشرفته‌ای را به نیروهای مسلح سودان (SAF)
برای استفاده علیه رقیب خود، شبه‌نظامیان نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) می‌دهد. تهران محاسبه می‌کند اگر به نیروهای مسلح کمک کند تا در مناقشه داخلی پیروز شوند، با دسترسی مجدد به بندر سودان از مزایای استراتژیک آن استفاده خواهد کرد.
استفاده از بندر در آن‌جا ایران را قادر می‌سازد تا کمک‌های خود را به متحد محور مقاومت خود در سمت شرقی دریای سرخ، جنبش حوثی‌ها در یمن، افزایش دهد تا با ممانعت از ترافیک تجاری دریایی، اسراییل و آمریکا را تحت فشار قرار دهد.


نویسنده: محسن نجفی

مقاله ها مرتبط