اشاره: فهرست بلندبالایی از یک گذشته پرافتخار که میتواند هر ملتی را برای یک ابدیتِ تاریخی سرپا نگهدارد؛ از بلقیس اولین و آخرین پادشاهی که با دعوت پیامبر زمانهاش یکتاپرست شد، تا خویشاوندی با حضرت شعیب، تا نیکونامانی چون اویس قرنی و مالکاشتر نخعی همه یمنی بودند. تعریف و تمجیدهای رسول خدا از مردمان یمن هم که الیماشاالله نقل شده، تا جایی که رسول خدا فرمود من نفَس خداوند رحمان را از سوی یمن حس میکنم. ایمان یمنیها که البته به وجود نازنین امیرالمومنین و حضور وصی و جانشین رسول خدا در یمن گره خورده و در نهایت، مقاومت و پایمردی بر سر دفاع از مظلومان غزه؛ همه و همه از یمنیها اسطوره وفا به میثاقی الهی ساخته.
اینها اما بهانه قلمی شدن این نوشتار نیست. وقایع اخیر بعد از اولین آتشبس در غزه، خود داستان روشنی است از اراده حضور در خط مقدم جهاد و پذیرش عواقب آن از سوی ملتی که امروزه، فخر جهان اسلام است.
توافق برای آتشبس در غزه که مورد پذیرش حماس هم قرار گرفت، به واسطهگری مصر و قطر از۳۰دی۴۰۳ شروع شد. توافقی برای توقف حملات به غزه، تبادل اسرا و عقبنشینی اشغالگران از این باریکه. رژیم صهیونیستی در حالی که این توافق را پذیرفته بود، در طی ۶۰ روز، بیش از هزار بار این آتشبس را با پرواز دادن پهپادها و به حرکت درآوردن تانکها و بمبارانهای هوایی نقض کرد. بدعهدیهای رژیم اشغالگر و طرح کوچ اجباری فلسطینیها به کشورهای دیگری چون مصر و اردن، موجب شکلگیری وقایعی جدید به اراده یمنیها شد.
انصارالله که از آتشبس استقبال کرده بود، کمربندش را برای مقابله بهمثل با اشغالگران محکم کرد. سیدبدرالدین حوثی در آغاز ماه مبارک رمضان که مصادف بود با 12اسفند403، در سخنانی رژیم اسراییل را تهدید کرد که در صورت بازگشت به جنگ، سراسر مناطق اشغالی از جمله یافا(تلآویو)۱ را زیر آتش خواهند گرفت.
آتشبس مدتی بعد از شروع، در حالی نقض شد که رژیم اشغالگر ادعا میکرد حماس از آزاد کردن اسرایش سر باز زده. رژیم اشغالگر به این بهانه و برای اعمال فشار برای آزادی یکجانبه و بدون هزینه اسرای صهیونیستی، غزه را در حصر کامل گرفت. اشغالگران تهدید میکردند اجازه ورود هیچ نوع کمکی، حتی یک گندم را به این باریکه نمیدهند. از این طرف، یمنیها باصراحت میگفتند اگر محاصره غزه برداشته نشود، دشمن با گزینههای دردناک و جدیدی مواجه خواهد شد که آنها را بهتزده خواهد کرد. این تهدیدها، اضافه بر اِعمال دستور برای ممنوعیت رفتوآمد کشتیهای صهیونیستی در دریاهای اطراف یمن بود که یمنیها خودشان مستقلانه و قبل از این صادر کرده بودند. کشتیهایی که با تسلیحات محافظت میشدند هم از حمله یمنیها در امان نبودند.
یمنیها در حالی رژیم اشغالگر را تهدید میکردند که خودشان زیر تیغ مستقیم آمریکاییها قرار داشتند. آمریکاییها ادعا میکردند یمن دریانوردی جهانی و تجارت بینالمللی را تهدید میکند. یمنیها هم میگفتند آمریکاییها با وارد کردن ناوهای جنگی، دریای سرخ را نظامی کردهاند. حالا دیگر یمنیها در دو جبهه درگیر بودند: یکی جبهه جنگ علیه رژیم اشغالگر در دفاع از فلسطین و دیگری جبهه جدیدی که آمریکا علیه آنها گشوده بود. آمریکا ناوهایش را به دریای سرخ فرستاده بود و بهطور مداوم، مناطقی از یمن را زیر ضربه حملات جنگندههایی برده بود که از عرشه ناوها برمیخاستند.
یمنیها با ارجاع به تاریخ میگفتند ملت یمن سابقه طولانی در مهار دشمنان دارد و از روی افراط و شتابزدگی حرکت نمیکند بلکه مبنایش دیدگاه اخلاقی است که آمریکاییها و صهیونیستها بویی از آن نبردهاند.
ترامپ مستقیما در قالب سخنگو، ادعا میکرد آمریکا به مناطقی از یمن حمله میکند که زیر کنترل حوثیها و شامل رهبران انصارالله، تجهیزات، امکانات فرماندهی و کنترلی و انبارهای مهمات آنهاست ولی این ادعاها دروغ بود.
از اوایل فروردین 404، آمریکا و انگلیس در یک رشته حملات هوایی مناطق مسکونی، مراکز غیرنظامی، کارخانهها، زیرساختهای نظامی و اقتصادی و تجمعات مردمی برای بزرگداشت عید فطر را مورد حمله قرار دادند و صدها یمنی را به شهادت رسانده و زخمی کردند. پس از این حملات، یمنیها ناو هواپیمابر هریترومن و ناوشکن وینسون و تعدادی دیگر از کشتیهای جنگی را که در شمال دریای سرخ و دریای عرب جا خوش کرده بودند با موشکهای بالدار و پهپاد هدف قرار دادند. این حملات، کمکرسانی و مدیریت نیروها و تجهیزات آمریکایی از اقیانوس هند تا اقیانوس آرام را با مشکل مواجه کرد. مسیرهای جایگزین هم متحمل میلیونها دلار هزینۀ اضافی میشد. یمن مانع مدیریت نیروهای آمریکایی شده بود که در منطقه مستقر بودند. با این کار، شدت حملههای هوایی علیه خاک یمن خنثی شد و ناوهای جنگی وادار به عقبنشینی به عمق شمال دریای سرخ شدند.
به موازات عمل در میدان، تهدیدات یمنیها در میدان رسانهای هم ادامه یافت. نقطه مورد اعتنای این تهدیدها همچنان غزه بود. یمنیها میگفتند ادامه محاصره غزه، یمن را به اتخاذ گزینههای جدید و دردناکی میبرد که تاکنون آغاز نشده. گزینه دردناک یمن طبق تهدید سیدبدرالدین، شلیک مستقیم از یگان پهپادی و موشکی فراصوت بالستیک به عمق اراضی اشغالی مثل حیفا، یافا، عکا، بندر امالرشراش(ایلات)، بندر عسقلان و دیگر شهرها در مناطق اشغالی و پایگاههایی مثل پایگاه هوایی نواتیم بود. ایجاد وحشت و هراس در صهیونیستها و فرستادن دستهجمعیشان به پناهگاهها، پیروزی دیگری را برای یمنیها فاکتور میکرد.
یمنیها یکسره به گوش جهان میخواندند که از انجام وظیفه خود دست برنخواهند داشت و به عملیات پشتیبانی تا توقف جنگ علیه غزه و رفع محاصره آن ادامه خواهند داد. این پشتیبانی شامل عملیات علیه سرزمینهای اشغالی، کشتیهایی که در خدمت رژیم صهیونیستی بودند، ناوهای آمریکایی مستقر در دریای سرخ و اقیانوس هند و شکار پهپادهای پیشرفته آمریکایی بود که هرکدام میلیونها دلار ارزش داشتند.
این روزها یمنیها بهتنهایی آمریکا و اسراییل را محاصره کردهاند. تلاش برای دور زدن این محاصره به کمک شرکتهای صهیونیستی و اماراتی از طریق بندر جده در عربستان، پیشنهاد جدیدی است تا بلکه راه تنفس نیروهای آمریکایی و رژیم را باز کند.
در جواب، مراکز غیرنظامی استان الحدیده بخصوص فرودگاه آن و بندر نفتی راسعیسی، مناطق مسکونی صنعا، صعده، جزیره کمران و... مورد حملات بیامان جنگندههای پیشرفته و موشکهای کروز آمریکاییها است. در این حملات، کارگران و کارکنان بنادر و نیروهای امدادی و مردم عادی به شهادت میرسند.
بیتوجهی جهان به قلدری آمریکا کار را به جایی رسانده که بعد از تجاوزات هوایی در مرکز، شمال و غرب یمن، حالا سخن از آغاز حمله زمینی گسترده از جنوب یمن به میان آمده. حملهای که در سودای تجزیه یمن است. طبق طراحی جنگ در فضای رسانهای، این حمله با استقرار رادارهای ساخت اسراییل در شمال، از سوی نیروهای شورای انتقالی جنوب وابسته به امارات آغاز میشود و از سوی نیرویهوایی سنتکام مورد پشتیبانی قرار میگیرد.
از آنجایی که یمن توان کنترل تنگه بابالمندب را دارد و از مقاومت مردمی و وحدت داخلی برخوردار است، هر نوع حمله به خاک این کشور، جهان را با مشکلات اقتصادی، سیاسی، امنیتی و انسانی گسترده روبهرو خواهد کرد. چیزی که مانع از تحقق چنین آرزویی میشود، هراس از حمله جبهه مقاومت به تاسیسات نفتی کشورهای جنوب خلیج فارس و تشدید حملات به سرزمینهای اشغالی پس از عملیات زمینی علیه یمن است.
یمنیها در دفاع از غزه، اوضاع را چنان پیچیده کردهاند که مشخص نیست چه کسی از جانب چه کسی عملکرد نیابتی دارد. از طرفی رژیم صهیونیستی در حال اجرای نقش نیابتی آمریکا در منطقه غرب آسیاست و از طرف دیگر، آمریکا به جای صهیونیستها در حال جنگ با یمن است.
پینوشت:
۱. یمنیها نام مناطق اشغالی را به نامهای پیش از اشغال برگرداندهاند.
نویسنده: زهره علیعسگری