در اسارت هم برپايی مناسبتهايی ملی مذهبی همچنان به قوت خود باقی بود. اگرچه فعاليتهای اسرا با محدوديت و ممنوعيت شديد از طرف سربازان عراقی مواجه میشد اما هيچوقت در اين زمينه از موضع خود عقبنشينی نمیکردند و هميشه سعیشان بر اين بود كه مراسم را به بهترين وجه ممكن به انجام برسانند. به همين منظور مدتی مانده به روز موعود به برنامهريزی پرداخته و تمامی نقاط ضعف و قوت كار را بررسی میكردند و از هيچگونه همكاری وكمك به يكديگر مضايقه نمیكردند.
يكی از مناسبتهايی كه برای اسرا بسيار حايز اهميت بود دهه فجر و برگزاری مراسم سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی بود. يكی دو هفته قبل از فرارسيدن تاريخ پيروزی اسلامی بچهها خود را برای انجام مراسم آماده میكردند. نكتهای كه لازم به ذكر است اينكه برای خوب برگزار شدن مراسمها هر مراسمی در روز مربوط به خود اجرا نمیشد يا چند روز زودتر يا ديرتر صورت میگرفت زيرا جاسوسان ايرانی به نيروهای عراقی خبر میدادند كه مثلا دهه فجر فرارسيده وآنها در پيشبرد برنامه اختلال ايجاد میكردند و با وسايل معدودی كه داشتند به آذينبندی آسايشگاهها میپرداختند با ملحفه، پتو و نخهايی كه ازپتوها جدا كرده بودند ديوار آسايشگاه را به زيبايی و سادگی میآراستند و يكی از بچهها كه در طراحی و نقاشی تبحر خاصی داشت مشغول كشيدن عكس حضرت امام شده بود با همون تصويرذهنی كه قبل اسارت از امام داشت كه به خاطر نگهبانهای عراقی و تفتيشهای وقت و بیوقتشان كار به كندی پيش میرفت و او مجبور بود كه در شب كارش را ادامه دهد و هر لحظه كه چهره زيبا و دلنشين امام نمايانتر میشد بچهها آرام و زير لب صلوات میفرستادند و بعضیها هم اشك شوق و هجران میريختند. شوق ديدن دوباره چهره روح خدا و هجرانی كه طولانی شده بود، دلها را به بازی میگرفت. طرح بر روی پتو و بهوسيله زغال كشيده میشد. در اينگونه مناسبتها، فعاليت گروههاي فرهنگ- هنری و همچنين گروههای ورزشی مضاعف میشد... اجراي تئاترهای مختلف (كه در اين زمينهها بچهها با استفاده از گونی و پتو دكور میزدند و صحنه نمايش را تزئين میكردند)به نمايش گذاشتن صنايعدستی كه توسط اسرا با حداقل امكانات تهيه شده بود و همچنين برگزاری مسابقات ورزشی و اجرای نمايشهای رزمی و اجرای برنامههای صوت قرآن با تجويد كامل، حفظ قرآن، احكام، نهجالبلاغه، سرودهای ملی- مذهبی. جوایز مسابقات هم چيزی نبود جز همان صنايعدستی و نقاشیهايی كه بچههای همبند كشيده بودند. برادران اسيری كه در آشپزخانه فعاليت داشتند هم در اين روزها مشغول پخت شيرينی بودند؛ شرينی كه از شكر، روغن و آرد تهيه میشد. آردی كه از خشك كردن خميرهای داخل نان به دست میآمد و شكر و روغن را هم بچهها با جمع كردن پولی كه از بيگاری برای عراقیها به دست میآوردند از حانوت میخريدند. يك گروه از اسرا برای مراقبت و نگهبانی انتخات شدند كه به محض آمدن سربازان عراقی به بچهها اطلاع دهند، تا آنها مراسم را متوقف كنند و محيط را به حالت عادی در آوردند. هر چند هم تداركات و برنامهها به صورتی مخفيانه پيش میرفت و بعد از رفتن سربازها كارها دوباره از سر گرفته میشد. در اين روزها عراقیها تعداد نگهبانها را افزايش میدادند و به بهانههای مختلف چندين مرتبه در روز اقدام به تفتيش و بازرسی آسايشگاهها میكردند. در اين ايام تعدادی از برادران كه از اطلاعات كافی و فن بيان مناسب بهرهمند بودند و همچنين به سخنوری تسلط داشتند كار سخنرانی و بازگو كردن خاطرات ايام الله و دهه فجر انقلاب را بر عهده میگرفتند.
در نهايت طراحی تمثال مبارك حضرت امام در يكی از آسايشگاهها بر روی ديوار نصب شد. بچهها رژهای ترتيب داده بودند كه در مقابل تصوير امام(ره) به اجرا در آمد و همزمان با آن پرچم جمهوری اسلامی ايران كه از كنارههای رنگی پتو درست شده بود، به اهتراز در آمد. اين مراسم همراه بود با پخش موزيكی كه با زدن شاخههای درخت بر روی سطل پلاستيكی نواخته میشد. تمام فضای اردوگاه غرق در شادی و شعف بود. بچهها خوشحال بودند و با اجرای مراسم و تجديد خاطرات، روحی دوباره گرفتند و اميد به زندگی در آنها زنده شد. نگهبانهای خودی هم اگر چه مراقب اوضاع بيرون بودند اما به فضای داخل نيز اشراف داشتند و از برنامهها استفاده میكردند. اجرای اينگونه از مراسمها در اسارت، اهداف معينی دربرداشت. نخست ابراز همدلی و همسويی فكری اسيران ايرانی با مردم كشورشان در برگزاری جشنها و مراسمهای ملی و مذهبی و همچنين مشاركت در اين شادمانی. دوم، ايجاد تنوع و محيطی شاد برای گشادگی طيب خاطر اسيران در بند و غلبه بر رخوت و يكنواختی زندگی اسارتی. و آخر اينكه مقابله عمل با توطئههای دشمن بعثی و بيعت مجدد با امام(ره) و رهنمودهای ايشان.
نویسنده: مريم بيات