۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
ای شیخ شهید...
ای شیخ شهید...

ای شیخ شهید...

جزئیات

یادداشت / به‌مناسبت دوازدهم دی‌ماه، سالروز شهادت باقرالنمر سال۱۳۹۴

12 دی 1404
از غم از دست دادنت، جامه سیاه به تن می‌کنم ای شیخ شهید...
نه برای تو، تو که رستگار شدی... تو که حالا بعد از ماه‌ها و سال‌ها انتظار، با دستان ساقی کوثر سیراب شدی... تو که نامت بر آسمان پرفروغ تشیع جاودان شد... تو که خوب مزد مجاهدت‌هایت را گرفتی...
تو که سرانجام با ردای سرخ در آغوش سیدالشهدا(ع) آرام گرفتی... تو که صبورانه و بی‌ریا سوختی و با شمع وجودت راه را بر پیروان طریقت روشن ساختی...
برای خود جامه سیاه می‌پوشم... برای دلی که سخت گرفته... برای اشک‌های گرمی که راه را بر نفس می‌بندند... برای دستانی که در تمنای یاری‌ات حسرت به دل مانده‌اند... برای قلبی که به همراه تو و یارانت، ۴۷ بار از تپش ایستاده... برای بغضی، سیاه می‌پوشم که می‌گرید، اما نمی‌شکند... برای آرزوهای بلندی که لباس عمل نپوشیدند... برای دعاهایی که مستجاب نشدند... برای دوری از هودج شهادت که تن آسمانی‌ات را تا سرسرای بهشت مشایعت کرد... برای تک‌تک خواهران و برادرانم در قطیف و صنعا و زاریا... برای امتی که استکبار جهانی به ملت‌ها تبدیل‌شان کرد... برای تمام مظلومان جهام که بی‌آن‌که عمق مظلومیت‌شان را درک کنم، دلتنگ یاری‌شان هستم...
کاش حالا که به اذن پرودگار، مخیری به گردش در طبقات و مقامات مختلف فردوس، از آن بالا نگاهی هم به ما کنی... به ما که روی این زمین خاکی سرمایه‌ای جز محبت آل‌الله نداریم... آن هم سرمایه‌ای که گاه و بی‌گاه ساحت مقدسش را به ناپاکی‌های دنیا پالودیم بی‌آن‌که تصوری از این جنایت داشته باشیم...
کاش سلام ما را به اهل بیت پاک پیامبر(ص) برسانی و تلاش ناقص‌مان را در راه اعتلای نام‌شان در گوشه و کنار این زمین خاکی برای‌شان حکایت کنی... کاش بخواهی که در این راه، سینه‌مان را فراخ کنند، کارمان را سهل کنند و گره از زبان‌مان بگشایند... کاش بگویی که بضاعت کم‌مان را زیاد ببینند و بر عادت کرم‌شان به این زبان‌ها که به عشق خودشان به گویش ملیت‌های مختلف در دهان می‌گردند بلکه دلی را نرم کنند، برکت دهند...
جامه سیاه به تن می‌کنم. جامه سیاهم مشتي است گره کرده بر دهان ایادی کفر، همان‌ها که خود را خادمین حرمین شریفین می‌دانند... همان‌ها که دست‌های‌شان آغشته به خون مظلومانی چون توست ای شیخ شهید و جسور... جامه سیاه به تن می‌کنم و از غم از دست دادن عالم عاملی چون تو سوگوارم...
کاش تو همان نفس زکیه‌ای باشی که قتلش نویدی است بر طلوع ظهور حضرت منتقم... الهی آمین...


نویسنده: فاطمه دوست‌کامی

مقاله ها مرتبط