۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com

یارانِ شیخ شهید

یارانِ شیخ شهید

یارانِ شیخ شهید

جزئیات

بررسی مختصر زندگی تعدادی از یاران شیخ فضل الله نوری و طرفداران مشروطه مشروعه به مناسبت ۱۱ مرداد؛ سالروز شهادت شیخ شهید

11 مرداد 1399
تاریخ جنبش مشروطه از پیچیده‌ترین وقایع تاریخ معاصر است که ریشه‌های آن را باید در وضعیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دوره قاجار جست‌وجو کرد. این جنبش با رهبری و پیشتازی علما و همراهی مردم آغاز شد، اما این جریان عدالت‌خواهانه متأسفانه با دخالت دولت استعمارگر انگلستان و منورالفکران وابسته به این دولت، به انحراف رفت و این در حالی بود که از همان ابتدای شروع انحراف، آیت‌الله شهید «آقا شیخ فضل‌الله نوری» نسبت به مفاسد نفوذ دهریون –مادی‌گراها و وابستگان به سفارت انگلستان- هشدار داده بود؛ هشداری که چون به آن توجه نشد، به انحراف کامل جنبش و سپس به دیکتاتوری رضاشاه انجامید.
 
او که گفته بود این جنبش به انحراف می‌رود...
شیخ فضل‌الله نوری، همان که جلال آل‌احمد نعش آن بزرگوار را بر بالای دار «نشانة پرچم استیلای غربزدگی» می‌دانست؛ لحظاتی قبل از به دار کشیده شدنش در عصر ۱۱ مرداد ۱۲۸۸.ش مصادف با ۱۳ رجب و روز میلاد حضرت علی(ع) رو به جمعیت تماشاچی فرمود:
«خدایا! تو خودت شاهد باش که من آن‌چه را که باید بگویم به این مردم گفتم. خدایا! تو خودت شاهد باش که من برای این مردم به قرآن تو قسم یاد کردم، گفتند قوطی سیگارش بود... خدایا! تو خودت شاهد باش که در این دم آخر باز هم به این مردم می‌گویم که مؤسسین این اساس، لامذهبین هستند که مردم را فریب داده‌اند. این اساس، مخالف اسلام است. محاکمه من و شما بماند پیش پیغمبر محمد بن عبدالله(ص)... . 
و البته شیخ بارها و بارها قبل از آن در موقع تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در سخنرانی‌ها و روزنامه‌اش که لوایح یا رسائل نامیده می‌شد، از این نوع هشدارها به مردم و علما داده بود. مثلاً در روزنامه دوشنبه هجدهم جمادی‌الثانی ۱۳۲۵.ق نوشته بود: هیچ دیده و شنیده بودید که رؤسای روحانی شما را عنفاً در مجلس، در قطار مادام‌های فرنگان، کشیده و در ازدحامی که سراپا علی‌رغم اسلام و اسلامیان است، حاضر و مستبشر داشته باشند؟ آن بازار شام، آن شیپور اسلام، آن آتش‌بازی‌ها، آن ورود سُفرا، آن عادیات خارجه، آن هورا کشیدن‌ها، و آن همه کتیبه‌های زنده‌باد(زنده‌باد مساوات) و (برابری، برادری)، می‌خواستید یکی را بنویسید: (زنده‌باد شریعت)، (زنده‌باد قرآن)، (زنده‌باد اسلام). اگر پیغمبر شما حاضر بود و آن هنگامة جلو خان نگارستان را می‌دید، چه می‌فرمود؟ آیا نفرین می‌کرد یا تبریک می‌گفت و آیا می‌فرمود: خوب جشنی برای مجلس گرفته‌اید یا می‌فرمود: خوب ختمی برای اسلام گذاشته‌اید؟
 
آن‌ها که لبیک گفتند به مشروطة مشروعه
اما آیا براساس تاریخ‌نگاری‌های مرسوم، شیخ شهید در دادن این هشدارها تنها بود و هیچ همراهی در این راه نداشت؟ آیا هیچ‌یک از علما به دغدغه‌های دینی او لبیک نگفتند؟ اگر لبیک گفته شد، این علما و بزرگان چه کسانی بودند و چه سرنوشتی پیدا کردند؟ این‌ها سؤالات مهمی است که در بررسی‌های تاریخی کم‌تر به آن پرداخته شده و این‌ که آن، اجحافی بوده در حق مشروعه‌خواهان که هریک به نوعی به سرنوشتی مشابه شیخ شهید گرفتار شدند.
اما زندگینامه چند تن از مدافعان شیخ شهید و مشروطة مشروعه:
 
آیت‌الله شهید سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
آیت‌الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، معروف به صاحب عروه از علمای بزرگ نجف اشرف بود. با شروع جنبش مشروطه، وی همانند بقیه علما به تأیید مشروطه پرداخت، اما پس از مدتی که رفتارهای ضد اسلامی مشروطه‌خواهان بروز کرد و شیخ شهید شروع به اعتراض کرد، صاحب عروه به شکل رسمی حمایت خود را از مشروطة مشروعه اعلام کرد. این فقیه دوراندیش به جمعی از شاگردانش فرموده بود که: عاقبت مشروطه را تاریک می‌بینم. این آقایان به اسلام و روحانیت رحم نخواهند کرد.
گرچه صحبت‌های ایشان در برابر خیل طرفداران مشروطه در نجف اشرف که متوجه عمق خطر نبودند، راه به جایی نبرد.
بعدها این عالم بزرگ که نمی‌توانست ظلم و ستم استعمارگران انگلیسی را به مردم مسلمان عراق ببیند، حکم جهاد علیه اشغالگران انگلیسی را داد و به این ترتیب جنگ مردم عراق علیه استعمارگران آغاز شد. کمی بعد وقتی در جریان این جنگ خبر شهادت حاج سیدمحمد طباطبایی‌یزدی؛ فرزند ارشدشان را به ایشان دادند، تنها خدا را شکر کرد.
 
آیت‌الله شهید ملامحمد خمامی
آیت‌الله ملامحمد خمامی مرجع تقلید مردم گیلان در عصر مشروطه بود. او در سال ۱۲۰۰.ش در خمام به دنیا آمد و در جوانی برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفت و تا مرحله اجتهاد از محضر علمای عصر خود بهره برد. آیت‌الله خمامی از طرفداران مشروطة مشروعه بود و با بست‌نشینان سفارت انگلیس به شدت مخالف. آیت‌الله خمامی در جریان تحصن شیخ شهید در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به ایشان لبیک گفت و در طرفداری از ایشان نامه‌ای نوشت و به ایراد سخنرانی پرداخت. گرچه این حق‌خواهی در هیاهوی مشروطه‌طلبان وابسته به سفارت انگلستان انعکاسی نیافت. به هرحال این عالم مجاهد در بهمن ۱۲۸۷.ش(۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۲۶.ق) و در جریان تصرف رشت به دست مشروطه‌خواهان به شهادت رسید.
 
میرزاحسن مجتهد تبریزی
میرزاحسن مجتهد تبریزی فرزند حاجی‌میرزا محمدباقر؛ امام جمعه تبریز بود. او در سامرا و نزد مرجع تقلید بزرگ شیعیان یعنی میرزای شیرازی درس خوانده و به درجه اجتهاد رسیده بود. بعد از شروع جریان مشروطه‌خواهی، وی که در تبریز سکونت داشت به جرگه طرفداران مشروطه پیوست، اما پس از مدتی با مشاهده رفتارهای ضد اسلامی جمعی از مشروطه‌خواهان زبان به انتقاد گشود. وی حتی در تاریخ ۲۶ محرم ۱۳۲۵.ق در سخنرانی خود فرمود: برای ماها و نوع علما عِرض و آبرویی نمانده. در سر منابر آن‌چه بدگویی است می‌کنند و مردم را از اسلام خارج می‌نمایند. می‌گویند ۱۳۰۰ سال است بر سر شما توبره زده‌اند. روضه‌خوانی تا کی؟... با این وضعیت رفتن به این مجلس حرام است و صریح می‌گویم که با این وضع ابداً مشروعیت ندارد.
بعد از ایراد این سخنرانی بود که مشروطه‌خواهان مردم را علیه ایشان شوراندند به این عنوان که میرزاحسن مجتهد طرفدار استبداد است و... و به این شکل ایشان را به تهران تبعید کردند؛ تبعیدی که تا یک سال و نیم ادامه پیدا کرد. البته این تبعید باعث همراهی و همکاری بیشتر میرزاحسن با شیخ فضل‌الله شد. در مقابل، این همراهی موجب عصبانیت مشروطه‌خواهان تهران شد به‌طوری ‌که دست به دامن علمای شهرهای مختلف و به ویژه تبریز شدند که میرزاحسن را وادار به برگشت به تبریز کنند که در نهایت با نامه‌نویسی‌های متعدد، علمای طرفدار مشروطه و فشاری که مشروطه‌خواهان در تهران به وی می‌آوردند، میرزاحسن مجبور به بازگشت شد.
 
حاج شیخ عباس قمی
محدث بزرگ؛ حاج شیخ عباس قمی فرزند آقا محمدرضا قمی، صاحب مفاتیح‌الجنان هم از طرفداران آقا شیخ فضل‌الله نوری بود. این عالم بزرگ در دوره مشروطه در مشهد ساکن بود و سخت هوادار شیخ فضل‌الله و مشروطة مشروعه. این در حالی بود که در آن زمان، نه تنها بسیاری از عوام که حتی بخش قابل‌ توجهی از خواص و روحانیان بزرگ هم متوجه حقانیت شیخ فضل‌الله نوری نبودند. حاج شیخ‌ عباس که در زمان مشروطه هنوز عالِم مشهوری نشده بود، بعد از شهادت شیخ شهید بارها در سخنرانی‌هایش از شیخ و تفکراتش دفاع کرده و گفته بود که سال قمریِ شهادت شیخ شهید به حروف ابجد، مطابق است با «الشهید فضل‌الله». نام حاج شیخ‌عباس قمی در اواخر دوره مشروطه در فهرست ترور کمیته مجازات قرار گرفت که به خواست خدا این کمیتة طرفدار بهائیت نتوانست او را به شهادت برساند، اما آن‌چه بعد از آن قسمت حاج شیخ عباس شد، زندگی در تبعید بود.
***
این‌ها تنها چند نمونة مختصر از طرفداران شیخ و مشروطة مشروعه بود. در تاریخ، نام علما و بزرگانی چون آخوند ملا قربان‌علی زنجانی، آیت‌الله سیداحمد طباطبایی برادر سیدمحمد طباطبایی که از یاران اصلی شیخ شهید در تحصن حرم حضرت عبدالعظیم(ع) بود، آخوند ملا محمدعلی رستم‌آبادی، ملا محمد آهی، شیخ محمدعلی پیشنماز و... آمده که پای مشروطة مشروعه ایستادند و همه‌شان به خاطر این حق‌خواهی با تبعید، زندان و یا شهادت مواجه شدند.
و این عبرتی بزرگ در تاریخ است که چون علما و بزرگان نسبت به در خطر افتادن اسلام هشدار دادند، مردم سرگرم شعارهای سیاسی و امور سطحی نشوند. وقتی امام عزیز(ره) در جریان کاپیتولایسون فریاد برآورد که «ای علمای اَعلام من اِعلام خطر می‌کنم» و نسبت به در خطر بودن اسلام هشدار داد، لبیکش از سوی مردم و علما به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.
منابع:
۱. ابوالحسنی(منذر)، علی، کالبدشکافی چند شایعه درباره شیخ فضل‌الله نوری، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ سوم، تابستان ۱۳۸۵.
۲. جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، گلشن ابرار(بخش مربوط به صاحب عروه)، جلد اول، قم: نشر معروف، چاپ سوم ۱۳۸۵.
۳. دوانی، علی، مفاخر اسلام(محدث نامی حاج شیخ‌عباس قمی)، جلد۱۱، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۹.
۴. رهدار، احمد، مقاله: سیری در حیات سیاسی میرزاحسن مجتهد تبریزی، روزنامه رسالت، شماره ۶۲۱۱، ۱۳ مرداد ۱۳۶۶.
۵. کیا، تندر(نوه شیخ شهید)، سرّ دار؛گزارشی تحلیلی از بر دار رفتن آیت‌الله شیخ فضل الله نوری در نهضت مشروطه، مؤسسه انتشارات کتاب نشر، چاپ اول، ۱۳۹۱.

مقاله ها مرتبط