۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
هنر هفتم در ظرف انقلاب
هنر هفتم در ظرف انقلاب

هنر هفتم در ظرف انقلاب

جزئیات

روایت سینما در چهل سال

21 شهریور 1403

«ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مراکز فحشا مخالفیم. ما با آن چیزی که در خدمت اجانب و برای عقب نگه‌داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی باشد مخالفیم. مظاهر تجدد به‌ جای این که ما را متمدن کند به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت مردم و تربیت مردم باشد.» این‌ها صحبت‌های امام خمینی معمار انقلاب است. معمار انقلابی اسلامی که تلاش داشت و دارد مردم ایران و همه انسان‌های جهان را به سمت انسانیت سوق دهد. امام خمینی سینما را یکی از ابزارهای ساخت جامعه بشری می‌دانست.
سینمای ایران در ۷۸ سالگی خود شاهد رویدادی بود که نقطه عطف تاریخ ایران و جهان تلقی می‌شد. انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ علاوه بر این که بر بسیاری از حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اثرگذار بود در حوزه فرهنگ، خاصه سینما هم توانست تاثیرات عمیقی بر جای گذارد. شاهد مدعا قیاس کیفی و کمی فیلم‌های ساخته ‌شده پیش و پس از انقلاب است. از لحاظ کیفی، برخی از آثار سینمای پیش از انقلاب به حدی سخیف بودند که سینماداران اجازه ورود کودکان و نوجوانان را به سالن سینما نمی‌دادند. تا جایی که حتی اداره اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) در گزارشی در سال۱۳۵۶ وضعیت موجود را به عنوان تهاجم فرهنگی مطرح کرد. از حیث کمیت نیز اگر مولفه پیشرفت سخت‌ابزار فیلم‌سازی را در جهان امروز کنار بگذاریم، باز شدن فضای ساخت فیلم موجب اقبال قابل توجه فیلم‌سازان به سینما و رشد کمی هنر هفتم در ایران شد. آن‌چه در پی می‌آید شرحی کوتاه بر سینمای ایران پس از انقلاب و فرازونشیب آن است.


هفتمین هنر ابداع شده توسط برادران لومیر مظروفی بود که در هر ظرفی ریخته می‌شد به شکل آن درمی‌آمد. سینما بیش‌تر از شش هنر دیگر به دلیل جاذبه‌هایش با مردم هر جامعه ارتباط برقرار می‌کرد. هنر هفتم، هم بر مردم تاثیرگذار بود و هم به‌شدت تحت‌تاثیر مولفه‌های بومی هر سرزمین قرار می‌گرفت. اگر این هنر در ظرف اروپای شرقی ریخته می‌شد به همان شکل درمی‌آمد و در ایتالیا، هیبت چکمه به خود می‌گرفت. سینما اگر در ظرف ژاپن ریخته می‌شد کمی خرافه‌گرا می‌شد و اگر در ظرف هندوستان می‌رفت قالب خوش‌خیالی و عاشق‌پیشگی به خود می‌گرفت.
هنر هفتم دو بار در ظرف ایران ریخته شد. یک‌بار در رژیم پادشاهی که حاکم می‌خواست رعیتش دایم بر طبل بی‌عاری بکوبد. دیگربار در دوره جمهوری اسلامی که حاکم می‌خواست مردم سرزمینش، انسان‌هایی خدامحور شوند. ابتدا تلقی می‌شد که انسان ایرانی هرگز نخواهد توانست از مخاطب سلطان قلب‌ها به مخاطب سرْو زیر آب تبدیل شود، اما نگاهی به تعداد تماشاگران سینما در سال‌های پس از انقلاب و استقبال از فیلم‌های حتی غیرسیاسی، بیانگر میزان تاثیرگذاری سینما بر اذهان مخاطبان ایرانی بود. هم‌چنین مقایسه‌ کیفیت فستیوال‌های سینمایی پیش از انقلاب با جشنواره‌های سینمایی پس از انقلاب، مبین این است که چهار مولفه نرم‌افزاری انقلاب اسلامی یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری و اسلامی» به‌وضوح در شاکله عمده آثار جشنواره‌های فیلم فجر، عمار، شهر و کودک و نوجوان اصفهان دیده می‌شود.
***
سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی، قریب به سه هزار فیلم بلند سینمایی در ژانرهای مختلف در خود جای داده است. طبق آمارهای به دست آمده از بنیاد سینمایی فارابی در ایران دهه ۶۰ روزانه به‌طور متوسط ششصد هزار نفر و هر ماه ۱۸ میلیون نفر تماشاگر فیلم‌های سینمایی بودند. آماری که در دهه ۷۰ و ۸۰ به‌تبع آزاد شدن ویدیو و رشد سینمای خانگی به چهارصد هزار نفر در روز و در دهه ۹۰ به ‌واسطه رشد دریافت فایل فیلم‌ها از اینترنت و نیز گرانی بلیت سینما به روزی دویست هزار مخاطب در روز رسید. این تماشاگران به ترتیب ماهی ۳۶، ۲۴ و ۱۲ میلیون ساعت از وقت خود را در سالن سینما سپری می‌کردند و می‌کنند. با توجه به این که بیش از ۷۰ درصد از این تعداد در سنین ۱۵ الی ۳۰ سال هستند می‌توان به نقش حساس سینمای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در رشد و پرورش افکار عمومی خصوصا مسئله تعلیم و تربیت نسل جوان پی برد. در نظام جمهوری اسلامی، سینما تا حدی توانست در تحقق آرمان‌های انقلابی و رشد و گسترش آن در میان نسل جوان موثر باشد. گرچه برای این سینما باید فرازونشیب قایل شد. در مقاطعی و در آثاری، سینما با انقلاب اسلامی و فرهنگ حقیقی جامعه اسلامی فاصله چشمگیری پیدا کرد.
***
پس از پیروزی انقلاب، مسائل جامعه اسلامی ایران بسیار نو و منحصر به ‌فرد بود و طرح و بررسی برخی مسائل بر عهده کارگردانان، نویسندگان، تدوین‌گران، آهنگ‌سازان، فیلم‌برداران، بزک‌گران(گریمورها) و بازیگران متعهد و دلسوز افتاد. یافتن زبان و بیان سینمایی متناسب با مفاهیم و معانی مورد نظر، مطالعه و تلاشی عمیق و گسترده را طلب می‌کرد. سینمای ایران پس از انقلاب وارث چند دهه فعالیت سینمایی بود که در پشت ظاهر کاملا بی‌آزار و غیر سیاسی‌اش، مقاصد مشخص سیاسی و فرهنگی نهفته بود. زمانی که مردم ایران پیش از انقلاب در ابتدایی‌ترین مسائل خود دچار محرومیت بودند مشروبات الکلی، مواد مخدر، مسئله جنس مخالف و قهرمانان خیالی مکانیسم دفاعی در برابر اضطراب‌ها و فشارهای اجتماعی بودند. این مولفه‌ها سینمایی را خلق کرده بودند که مکمل آن، فیلم‌های وارداتی غربیِ مروج بی‌بندوباری، هرزگی، خشونت و آدم‌کشی بودند که همگی سعی در تحمیق مخاطبان ایرانی و سوق دادن آن‌ها به انحطاط فکری می‌کردند. فیلم‌فارسی و فیلم‌خارجی مخاطبان را چنان اشباع کردند که از سال ۱۳۵۶ به بعد، کم‌تر کسی تمایل داشت در سالن سینما پای تماشای آن‌ها بنشیند.
***
با پیروزی انقلاب، سینمای انسانی که در رژیم گذشته یا به محاق ‌رفته بود یا با ممیزی فراوان رنگ پرده سینما را می‌دید، رویی گشاده یافت و حالا راحت‌تر می‌توانست خود را عرضه کند. گرچه با رشد تولیدات سینمایی از سال ۱۳۵۸ به بعد، تعداد سرمایه‌گذاران بخش خصوصی کاهش یافت، اما فعالیت نیروی انسانی بدنه سینمای ایران با وجود این که در مضیقه قرار داشتند قابل ‌توجه بود. با این‌ حال هنوز برخی فیلم‌های تولید شده به دلایل گوناگون، از لحاظ فرم و محتوا با ایده‌آل سینمای انقلاب فاصله داشتند و برخی تهیه‌کنندگان برای سودجویی و کسب منافع خود در پشت پردۀ فیلم‌های شعارگونه، آثاری با پیام‌های انسان‌محور خلق می‌کردند.
از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۶ حدود ۲۶۰ فیلم ایرانی تولید شد که این رشد کمّی از سال ۱۳۶۲ به بعد به‌ صورت قابل ‌ملاحظه‌ای سیر صعودی به خود گرفت. هم‌زمان با رشد کمی سینما، دگرگونی‌های کیفی در بیش‌تر آثار سینمای ایران در فرم و محتوا ایجاد شد که مورد پذیرش مخاطب هم قرار گرفتند. دلیل آن، فروش میلیونی فیلم‌ها بود. گرچه هنوز فروش قابل توجه معدود آثاری که کپی آثار فیلم‌فارسی و نیز سینمای غرب بودند وجود داشت، اما نزد مردم ایران تماشای‌ فیلم‌جنگی بر تماشای گونه‌های دیگر غالب بود. رویه‌ای که در سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۵ برقرار بود و فیلم‌های سینمای دفاع مقدس سهم بیش‌تری از فروش فیلم را در اختیار خود داشتند.
سال ۱۳۷۶ نقطه عطفی در سینمای ایران قلمداد می‌شد. شعار جامعه مدنی رییس‌جمهور وقت موجب شد که فیلم‌سازان سینمای ایران به سمت سینمای اجتماعی گرایش پیدا کرده و کمی از تب تولید فیلم‌جنگی و فیلم‌مذهبی کاسته شود. سینمای اجتماعی مورد استقبال مردم قرار گرفت و ده‌ها هزار نفر را به سالن سینما کشاند. فیلم‌هایی که برخی در چارچوب انقلاب بودند، برخی نیز به‌طور یک‌جانبه و خوش‌بینانه به جامعه می‌نگریستند و برخی نیز به ورطه سیاه‌نمایی افتاده بودند.
از میانه دهه ۸۰ با ورود فناوری به همه مراحل تولید و اکران و نیز ساخته شدن پردیس‌های سینمایی در مناطقی که تا پیش از آن فاقد حتی یک سالن سینما بودند، تحول بزرگی در استقبال مردم به سینماها ایجاد کردند.
علاوه بر بحث کمی، در بعد کیفی نیز فیلم‌سازی در ایران با رشد آکادمیک دانش سینما دگرگون شده بود. حالا فیلم‌های اجتماعی، کمدی، فیلم‌جنگی و فیلم‌های مذهبی که نام معناگرا به خود گرفته بودند، هم خواص را راضی می‌کردند و هم عوام را. از این‌رو سالن‌های سینما تا امروز همواره مملو از مخاطبانی بوده‌اند که تا چند سال قبل پیش‌بینی می‌شد با سالن‌های سینما قهر کنند.
***
با بررسی کلیت سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی می‌توان فیلم‌سازان این دوره را به سه گروه عمده تقسیم کرد. گروه اول فیلم‌سازانی هستند که پیش از انقلاب نیز به حرفه فیلم‌سازی اشتغال داشتند. برخی از این گروه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همان سبک گذشته به فعالیت خود ادامه داده و تا 1361 سینما را عرصه تاخت و تاز خود قرار دادند. به‌تدریج تغییرات ظاهری در آثار این فیلم‌سازان به وجود آمد و بر اثر تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، کالبدی تازه و هماهنگ زمان، اما منتقل‌کننده همان معانی و مفاهیم گذشته در سینما ظاهر ‌شد. در آثار این سینماگران عکس امام به‌ جای عکس شاه نشست، ژسه جایگزین چاقو و دستمال ابریشمی به چفیه تبدیل شد، کلاه مخملی جای خود را با کلاه کاسکت عوض کرد و در نهایت، سنگر به ‌عنوان لوکیشن انتخاب شد. این‌گونه فیلم‌ها با استفاده از چهره‌های مشهور فیلم‌فارسی و با طرح مسائل خنثی و دوپهلو، بدون ارایه تحلیل‌های منطقی، شبهاتی را درباره موضوعات مذهبی و اجتماعی در ذهن مخاطب تداعی می‌کردند. برخی فیلم‌سازان این گروه دیدگاه خود را نسبت به سینما تغییر داده بودند، اما مشکل عمده‌ این‌ها عدم آشنایی کافی با مسائل جدید جامعه بود. به همین سبب تلاش آنان در ایجاد فضای صحیح و ارایه شخصیت‌های اصیل و انسانی بر پرده سینما با شکست روبه‌رو شد.
برخی از کارگردانان پیش از انقلاب نیز با دیدگاه خاصی در تعقیب موضوعات معینی در فیلم‌های سینمایی بودند که می‌توان به تولید آثار در ژانر کودک و نوجوان، تلفیق فنون نمایشنامه‌نویسی در سناریو، انسانیت‌محوری و پرداختن به ژانر تاریخی در فیلم‌های‌شان اشاره کرد.
***
گروه دوم فیلم‌سازانی هستند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به‌ صورت حرفه‌ای وارد کار سینما شدند. برخی از آن‌ها با این که پس از انقلاب فعالیت‌شان را شروع کردند، اما هم‌چنان رگه‌هایی از فضای حاکم بر سینمای قبل از انقلاب در آثار آن‌ها هویدا بود. فیلم‌سازانی که گویی دریافتی از انقلاب اسلامی نداشتند و صرفا آثاری سرگرم‌کننده به مخاطب ارایه می‌کردند. برخی از آن‌ها تحت تاثیر فضای روشنفکرانه قبل از انقلاب بودند، اما توانستند تا حدی آثار خود را با جریان فکری بعد از انقلاب همراه کنند. با این حال دیدگاهی بیگانه نسبت به مسائل اجتماعی جامعه ایران داشته و در آثارشان شخصیت‌ها و حوادثی را به مخاطب عرضه می‌کردند که در ناکجاآباد جامعۀ ایران پیدا می‌شدند. همین باعث ناهمگونی میان فرم و محتوا می‌شد و چون مخاطب نمی‌توانست با آثارشان ارتباط برقرار کند، در گیشه شکست می‌خوردند.
برخی از کارگردانانی که بعد از انقلاب به عرصه سینما پیوستند با این که از معیارهای فیلم‌فارسی ساختن فاصله گرفته بودند، اما باز فراتر از سرگرم کردن تماشاگران هدفی را جست‌وجو نمی‌کردند. این‌ها با طرح مسائل سطحی و روزمره خانوادگی و اجتماعی سعی در جلب توجه تماشاگران داشتند بی ‌آن که به تعهد و رسالت انقلابی خود واقف باشند.
در سیر جست‌وجو در میان فیلم‌سازانی که پس از انقلاب اسلامی به جرگه خالقان فیلم پیوستند به کارگردانانی برمی‌خوریم که همگام با تحولات اجتماعی جامعه پس از انقلاب، حرکت جدیدی را در سینما شروع کردند و مسائل سیاسی و اجتماعی و مذهبی را در آثار خود جای ‌دادند. در عین ‌حال در این مسیر قصد تخدیر تماشاگران را نداشته و آثارشان دچار ابتذال و روزمرگی نشد. این کارگردانان در خود احساس نوعی تعهد و مسئولیت در قبال جامعه پس از انقلاب کردند و سعی در شناخت و به‌کارگیری راه‌های ارتباط حقیقی و متناسب با تماشاگران داشتند.
دسته چهارم از سینماگران گروه دوم، کارگردانانی هستند که کاملا در مسیر انقلاب حرکت کرده و از مسیر آن منحرف نشدند. آن‌ها در آثارشان مولفه‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی انقلاب اسلامی ایران را به خدمت گرفتند و با خلق فیلم‌هایی به جریان انقلاب خدمت کردند و هم‌زمان توانستند موفقیت‌های چشمگیری در گیشه داشته باشند. این‌ها استانداردهای سینمای جهان را در فرم انقلاب ریختند و با محتوایی که بتواند هر مخاطب را در هر نقطه از جهان به خود جلب کند فیلم ساختند. این کارگردانان از آن‌جا که خود را پایبند به اصل صدور انقلاب امام خمینی می‌دانستند و مولفه‌های انسان‌ساز آن را پذیرفته بودند، طوری فیلم ساختند که هر انسانی در هر جایی از کره خاکی با شخصیت‌های آثار خلق‌شده‌شان هم‌ذات‌پنداری کند.
***
گروه سوم، کارگردانان متولد دهه ۵۰ تا ۶۰ هستند. فیلم‌سازانی که حوادث انقلاب را تجربه نکرده‌اند و اگر هم لمسش کرده باشند بدون هیچ درک سیاسی و اجتماعی بوده است. کارگردانان موسوم به نسل سوم، همگی پرسشگر هستند و برای مطرح کردند هزاران سوال در ذهن، به دو دسته تقسیم می‌شوند: یا به سیاه‌نمایی محض روی آورده‌اند و تصویری غیرمنصفانه از جامعه ایران در فیلم‌های‌شان ارایه می‌دهند تا بلکه از آن سوی مرزها تحسینی بشنوند یا پیامبرگونه، کژی‌های جامعه ایران پس از انقلاب را یافته‌اند و با ارایه راه‌‌حل‌هایی سعی در حل بحران‌های موجود می‌کنند. کارگردانانی‌ که آثارشان به آرمان‌های انقلاب اسلامی که ساخت جامعه انسانی خدامحور بوده نزدیک‌تر است.
***
سینمای ایران در آستانه ورود به ۱۱۸ سالگی خود، به برکت انقلاب اسلامی در آستانۀ رسیدن به قله است. این سینما توانسته بر مخاطب ایرانی و بسیاری از مخاطبان خارجی خود تاثیرگذار باشد و ارزش‌های انسانی را منتقل کند. امید است که با تکیه بر ارزش‌های انسانی، سینمای ایران در پنجمین دهه پس از انقلاب به اوج خود برسد.

نویسنده: محمد گرشاسبی

مقاله ها مرتبط