۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
نامعادله
نامعادله

نامعادله

جزئیات

برای شهیدان مظلوم حماسه هویزه از میان یادداشت‌های شهید عارف احمدرضا احدی / به‌مناسبت شانزدهم دی‌ماه، سالروز عملیات حماسه هویزه

16 دی 1404
چه کسی می‌داند جنگ چیست؟ چه کسی می‌داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می‌درد؟ چه کسی میداند هر سوت خمپاره فردا به قطره اشکی بدل خواهد شد و این اشک جگرهایی را خواهد سوزاند؟
کیست که بداند جنگ یعنی سوختن ویران شدن آرامش مادری که فرزندش را همین الان با لالایی گرمش در آغوش خود خوابانیده نوری صدایی ریزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم کودک در قامت خمیده مادر؟
کیست که بداند جنگ یعنی ستم يعني آتش یعنی خونین شدن خرمشهر یعنی سرخ شدن جامه ای و سیاه شدن جامه ای دیگر یعنی گریز به هر جا که اینجا نباشد یعنی اضطراب که کودکم کجاست جوانم کجاست؟ دخترم چه شد؟
به کدام گوشه تهران نشسته ای؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس‌های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود دختران معصوم سوسنگرد خواهران گل، آن گل‌های ناز آن اسوههای عفاف که هر کدام در پس رنج‌های بیکران صحرانشینی و بیابانگردی آرزوهای سال‌های بعد را در دل میپرورا رانند. آن خواهران، ماه مظاهر شرم و حیا را بفهمند که بیشرمان دامان‌شان را آلودند و زندهزنده به رسم اجدادشان به گور سپردند. کدام پسر دانشجویی می‌داند هویزه کجاست؟ چه کسی در آن کشته شده و در آن‌جا دفن گردیده؟ چگونه بفهمند تانک‌ها، هویزه را با ۱۲۰ اسوه از بهترین خوبان له کردند اصلا چه می‌داند تانک چیست؟ و چگونه سری زیر شنیهای آن له می‌شود؟ آیا میتوانید این مسأله را حل کنید گلولهای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله ۱۰۰ متریاز مبدا شلیک می‌شود با حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده گذر میکند. معلوم نمایید سر کجا افتاده است ؟
کدام زن صیحه میکند؟ کدام پیراهن سیاه می‌شود؟ کدام خواهر بی برادر می‌شود؟ آسمان کدام شهر سرخ می‌شود؟ کدام گریبان پاره می‌شود؟ کدام چهره چنگ می‌خورد کدام کودک در انزوا و خلوت خویش اشک می‌ریزد؟ با این مساله را که هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ۱۰ مترى سطح زمين ماشين لندكروزي را که با سرعت در جاده مهران - دهلران حرکت میکند مورد اصابت موشک قرار می‌دهد اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می‌سوزد؟ کدام سر می‌برد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آن‌ها را غسل داد؟ چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟ چگونه در تهران بمانیم و تنها درس بخوانیم؟ چگونه میتوانی درها را به روی خودت ببندی و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه کنی؟! کدام مساله را حل می‌کنی؟ برای کدام امتحان درس می‌خوانی؟ به چه امیدی نفس می‌کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می‌کنی؟ از خیال از کتاب از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که مادرت هر روز صبح در کیفت میگذارد؟ کدام اضطراب ،جانت را میخلد؟ دیر رسیدن اتوبوس دیر رسیدن سر کلاس نمره ۸ گرفتن دلت را به چه چیز بستهای به مدرک به ماشین به قبول شدن در دوره فوق دکترا؟ ای پسرک دانشجو به تو چه مربوط است که خانوادهای در همسایگی تو داغدار شده است؟ جوانی به خاک افتاده و در خون شکفت ای دخترک دانشجو به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشاندند و آنان را زنده به گور کردند؟ در کردستان حلقوم کسی را پاره کردند تا کدهای بیسیم را بیابند؟ به تو چه مربوط است که موشکی در دزفول فرود بیاید و به فاصله زمانی انتشار نوری محلهای نابود شود یا کارگری که صبح با قصد کارخانه رفتن خارج شد و دیگر بازنگشت و همکارانش او را روی دست تا بهشتآباد اهواز بدرقه کردند؟ به تو چه مربوط است که کودکانی در خرمشهر از تشنگی مردند هیچ میدانستی؟ حتما نه هیچ آیا آن‌جا که کارون و دجله و فرات به هم گره می‌خورند به دنبال آب گشته‌ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطرهای نم یافتی با امیدهای فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمیخواهد. اما تو اگر قاسم نیستی اگر علی نیستی، حرمله نیز مباش که خدا هدیه حسین(ع)را پذیرفت خون علیاصغر را به زمین باز پس نداد و نمی دانم که این خون، خون خدا با حرمله چه می‌کند؟
همین
والسلام على من التبع الهدى

مقاله ها مرتبط