۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
عمل به تکلیف الهی
عمل به تکلیف الهی

عمل به تکلیف الهی

جزئیات

به مناسبت سالروز محاصره بیت امام(ره) در نجف و هجرت ایشان به کویت و فرانسه

2 مهر 1403
بعد از واقعه شهادت حاج‌آقا مصطفی در اول آبان ۱۳۵۶ و نتیجه نگرفتن رژیم پهلوی در منزوی کردن حضرت امام، نقشه شوم دیگری کشیده شد؛ چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز درباره امام عزیز در روزنامه اطلاعات. مقاله‌ای که به قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم قم منجر شد.
این‌بار هم نقشه رژیم به نتیجه مطلوب نرسید و اتفاقا نتیجه عکس داد. بعد از قیام ۱۹ دی، مردم شهرهای تبریز، یزد، کرمان و... با عزمی محکم و بسیار پرشورتر از قبل به مبارزه و حمایت از امام ادامه دادند. انبوه تلگراف‌ها و نامه‌ها که از ایران به امام می‌رسید و هم‌چنین دیدار زایران با امام در سفر به کربلا و نجف از دیگر نتایجی بود که باعث گرم شدن تنور مبارزه علیه حکومت پهلوی می‌شد. برای همین، ساواک به این نتیجه رسید که باید امام به جایی دیگر تبعید شود تا مردم ایران و مبارزان به او دسترسی نداشته باشند.

علت اخراج امام از عراق
بعد از سرکوب خونین تظاهرات مردم تهران در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ حکومت پهلوی برای دور از دسترس کردن امام، رسما به دست و پا افتاد. آخر شهریور، امیرخسرو افشار وزیر امورخارجه ایران که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک به سر می‌برد از طرف دولت ماموریت پیدا کرد تا با همتای عراقی خود مذاکراتی داشته باشد. موضوع مذاکره، اخراج امام از عراق یا حداقل محدود کردن ایشان بود.
بعد از انجام مذاکره و توافق دو کشور روی موضوع، رئیس سازمان امنیت عراق(استخبارات) به همراه یکی از وزاری دولت عراق به دیدار امام رفتند و به شکل رسمی از ایشان خواستند که اولا از اظهار نظر سیاسی و ارسال پیام و اعلامیه خودداری کرده، هم‌چنین هرگونه فعالیت سیاسی را ترک کند. در ضمن تهدید کردند در غیر این صورت حضور ایشان در خاک عراق تحمل نخواهد شد.
امام خمینی درباره این واقعه در تاریخ ۲۱ مهر۵۷ فرمودند: «در اثر فشار دولت ایران، عراق از ما خواست که قدری کوتاه بیاییم. من گفتم که اسلام از سیاست جدا نیست و من دخالت سیاسی می‌کنم. من، هم اعلامیه می‌دهم و هم در ضبط حرف‌هایم را ضبط می‌کنم و هم اگر مقتضی شد در منبر صحبت‌هایم را می‌کنم و این یک تکلیفی است شرعی برای من. گفتند که ما یک تعهداتی با دولت ایران داریم. گفتم من هم یک تعهداتی با اسلام دارم و با ملت ایران. من هم نمی‌توانم که از تعهداتم دست بردارم. منتهی به این شد که آن‌ها ما را محاصره کردند.»

دست کویت و انگلیس
وقتی حکومت بعث عراق با پاسخ دندان‌شکن امام مواجه شد، ابتدا محاصره بیت ایشان را در دستور کار خود قرار داد. به این شکل در تاریخ اول مهر ۱۳۵۷ منزل امام در نجف‌اشرف به صورت کاملا رسمی توسط بعثیون محاصره شد.
با قطع ارتباط کامل مردم با بیت امام، ایشان تصمیم به خروج از عراق گرفتند. از آن‌جا که یکی از شاگردان امام در کشور کویت فعالیت شایانی داشت، ایشان تصمیم به مهاجرت به کویت را گرفتند. روز ۱۲ مهر کاروانِ همراه امام از طریق زمینی به مرز عراق و کویت رسیدند، اما به دلیل مطلع شدن ماموران استخبارات عراق و هم‌چنین ماموران ساواک، مخالفان این هجرت دست به کار شدند.
نیروهای امنیتی و سیاست خارجی رژیم پهلوی سخت به فعالیت افتادند تا از رفتن امام خمینی به کویت ممانعت به عمل آورند. از طرف دیگر، انگلستان دوست نداشت امام و هیات همراه به کشور تحت سلطه سیاسی‌اش یعنی کویت وارد شوند. پس سفیر شاه و سفیر انگلیس در کویت به دولت این کشور اعلام کردند که راضی نیستند این کشور اجازه ورود به امام خمینی و کاروان همراهش را بدهد.
بعدها ارتشبد قره‌باغی وزیر کشور شاه در خاطراتش عنوان کرد که یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری دولت کویت در نپذیرفتن امام، فشار دولت انگلیس بوده است. او نوشت که سفیر انگلیس در ملاقاتی به قره‌باغی گفته: «به‌طوری که ملاحظه کردید وقتی آیت‌الله خمینی خواست از عراق به کویت برود، چون کشور کویت از کشورهای دوست و نزدیک انگلستان است، برای این‌ که آیت‌الله خمینی در همسایگی ایران نتواند علیه دولت ایران تحرکات بکند از دولت دوست‌مان کویت خواستیم که اجازه ورود به خمینی را ندهد.»

فقط مشورت با احمدآقا
صبح روز سیزدهم مهر ۱۳۵۷ در حالی که امام و کاروان همراهش در مرز عراق و کویت بودند، حاج‌ احمدآقا خمینی به همراهان اطلاع داد که امام تصمیم دارد به پاریس عزیمت کند. امام خمینی در وصیت‌نامه‌اش با اشاره به موضوع سفر به پاریس می‌نویسد: «‌ از قرار مذکور بعضی‌ها ادعا کرده‌اند که رفتن من به پاریس به وسیله آنان بوده. این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد، پاریس را انتخاب نمودم زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود. آنان تحت نفوذ شاه بودند ولی پاریس این احتمال نبود.»

دولتمردان فرانسوی مجبور به تحمل شدند
۱۴ مهر ۵۷، امام و همراهان با یک هواپیمای غول‌پیکر عراقی به سمت پاریس حرکت کردند. در هواپیما امام به همراهان که پرسیدند اگر نگذاشتند پاریس پیاده شویم تکلیف چیست؟ فرمودند: «شماها از سفر خسته شده‌اید؟ شماها که جوانید نباید خسته شوید. من که خسته نشده‌ام. جای دیگر می‌رویم. فکر کنید کجا برویم بهتر است. جای دیگری از الان در نظر بگیرید که اگر پاریس راه ندادند آن‌جا برویم.»
پس از فرود هواپیما در فرودگاه اورلی پاریس در ساعت ۱۶ و ۵۰ دقیقه روز جمعه ۱۴ مهر ۱۳۵۷ به وقت ایران و استقرار امام در آپارتمانی که توسط چند نفر از دانشجویان و هواداران امام آماده شده بود، نماینده کاخ الیزه نزد امام آمد. او پیام رییس‌جمهور فرانسه را به امام ابلاغ کرد: «حق ندارید کوچک‌ترین کاری انجام دهید.» امام در پاسخ فرمود: «ما فکر می‌کردیم این‌جا مثل عراق نیست. من هرجا بروم حرفم را می‌زنم. من از فرودگاهی به فرودگاه دیگر و از شهری به شهر دیگر سفر می‌کنم تا به دنیا اعلام کنم که تمام ظالمان دنیا دست‌شان را در دست یکدیگر گذاشته‌اند تا مردم جهان صدای ما مظلومان را نشنوند ولی من صدای مردم دلیر ایران را به دنیا خواهم رساند. من به دنیا خواهم گفت که در ایران چه می‌گذرد.»
با انتشار خبر ورود امام به پاریس، از صبح زود دانشجویان و ایرانیان مقیم پاریس به سوی محل اقامت امام سرازیر شدند. با حضور اصحاب رسانه در محل سکونت موقت امام در پاریس، برای دولتمردان فرانسوی مسجل شد که نه می‌توانند امام را از پاریس اخراج کنند و نه از فعالیت سیاسی او جلوگیری کنند. یعنی مجبور شدند تبعات حضور امام در فرانسه را تحمل کنند.

پیامی که امروز هم چراغ راه است
شاید بتوان گفت در جریان مهاجرت امام به کویت و سپس به فرانسه علاوه بر رژیم منحوس پهلوی و رژیم بعث عراق، دولت‌های غربی انگلیس و فرانسه تمام کوشش خود را برای محدودسازی فعالیت امام و ایجاد مانع در مقابل نهضت اسلامی مردم ایران کردند. این یعنی در دشمنی دولت‌های غربی با اسلام و نظام اسلامی ایران سر سوزنی نباید شک کرد، اما اراده خدا چیز دیگری می‌خواست. برای همین، پیام امام خطاب به ملت ایران در هنگام عزیمت به سوی پاریس هنوز چراغ راه ماست:
«اکنون که من ناچار باید ترک جوار مولا امیرالمومنین علیه‌السلام را نمایم و در کشورهای اسلامی دست خود را برای خدمت به شما ملت محروم که مورد هجوم همه اجانب و وابستگان به آنان هستید باز نمی‌بینم و از ورود به کویت با داشتن اجازه ممانعت نمودند، به سوی فرانسه پرواز می‌کنم. پیش من مکان معینی مطرح نیست. عمل به تکلیف الهی مطرح است. مصالح عالیه اسلام و مسلمین مطرح است. ما و شما امروز که نهضت اسلامی به مرتبه بسیار حساس رسیده است مسئول هستیم. اسلام از ما انتظار دارد... شما مردان و زنان تاریخ باید پایداری در راه کوبیدن ستمکاران و دفاع از حق را به جهانیان و نسل‌های آینده ثابت کنید...»

منابع
۱. حسینیان، روح‌الله، یک سال‌ مبارزه‌ برای‌ سرنگونی‌ رژیم‌ شاه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۵.
۲. صحیفه امام، جلد ۳، بخش وصیت‌نامه.
۳. موسسه‌ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، مجموعه آثار یادگار امام حجـت‌الاسلام و المسلمین حاج سید‌احمد خمینی، جلد ۱ ، چاپ اول، ۱۳۷۴.

نویسنده: انوشه میرمرعشی

مقاله ها مرتبط