۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com

جمع هزینه خرید : 0 تومان

رفتن به سبد خرید

محمدباقر صدر، علمدار انقلاب اسلامی  در عراق

محمدباقر صدر، علمدار انقلاب اسلامی  در عراق

محمدباقر صدر، علمدار انقلاب اسلامی  در عراق

جزئیات

بررسی آرا و زندگی شهید سیدمحمدباقر صدر/ به مناسبت ۱۹ فروردین، سالروز شهادت شهید آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر و خواهر ایشان

19 فروردین 1400
 «فرزندان و عزیزانم، در ضل عنایت خداوند محفوظ باشید.
این نامه را در لحظاتی گرانقدر که اسلام برای نخستین بار در تاریخ معاصر با پیروزی قاطع و بی‌نظیری مواجه می‌شود، برای شما می‌نویسم. این بار ملت مسلمان ایران تحت رهبری امام خمینی[ره] و همکاری سایر علما و نیروهای خیر، امیدها را تبدیل به واقعیت کرده و از اندیشه‌های ناب، طوفانی علیه ستمگران به راه انداخته و بدین‌سان دولت حق اسلام بر زمین به‌پا می‌شود ... . روشن است همه باید پیرامون مرجعیت امام خمینی[ره] که آمال و آرزوهای اسلام را در ایران به تحقق رسانده گرد آمده و با اخلاص تمام از آن حمایت نمایند و به همان اندازه که مرجعیت امام در مسیر اسلام است، باید در آن ذوب شد
بخشی از نامه‌ای که سید محمد باقر صدر همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به برخی از شاگردانش در ایران نوشته بود.
در قرن اخیر با سقوط امپراطوری عثمانی و ورود استعمار انگلیس به عراق، علمای شیعه با حمایت قبایل و طوایف جنوب به مبارزه با استعمار انگلیس و حکومت‌های دست نشانده آن پرداختند. سال ۱۹۴۰ شیعیان به فتوای مراجع تقلید در کنار سربازان عثمانی علیه انگلیس جنگیده بودند و سال ۱۹۲۰ یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های خاورمیانه علیه استعمار انگلیس به رهبری «میرزا محمدتقی شیرازی» شکل گرفت و بدین ترتیب استعمارگران مجبور به ترک صحنه و تأسیس حکومت‌های دست نشانده شدند. پس از به دست گرفتن حکومت پادشاهی توسط فیصل و چند شکستِ علمای حوزه نجف در مقابل استعمار و این حاکمان دست نشانده، به مرور حالت یأس و نومیدی و کناره‌گیری از سیاست در ایشان ایجاد شد تا جایی که برخی از علمای تبعیدی به ایران که برخی مراجع تقلید هم در میانشان بودند، با امضای تعهدی مبنی بر عدم دخالت در امور سیاسی عراق، به نجف بازگشتند.
اما در مقابل طیف دیگری از علما که شاخص‌ترین چهره‌شان حضرت امام خمینی(ره) بود، این سکومت و انفعال را منجر به از دست رفتن اسلام یا تضعیف و تحریف آن می‌دانستند و به مقابله با استعمار و استکبار و طاغوت برخاستند. برای انجام این قیام مقدس نیاز به شجاعت و فداکاری بود که در امام و همفکرانش وجود داشت. اما، از طرف دیگر توجه به این نکته نیز لازم است که به صِرف قیام و جهاد، خطر دشمنان اسلام را نمی‌شد به طور کلی دفع کرد چرا که حکومت‌هایی که پس از چنین انقلاب‌هایی به‌وجود آمده بودند ـ حتی اگر دست نشانده و مطیع نبودند ـ به الگو گرفتن از کشورهای غربی و استکباری می‌پرداختند و مجدداً از طریق دیگری حاشیه‌نشینی و ضعف اسلام صورت می‌گرفت. از این رو تشکیل حکومتی براساس معارف دینی برای هدایت و به سعادت رساندن امت اسلامی لازم و ضروری می‌نمود.
«سیدمحمدباقر صدر» در چنین فضایی پا به عرصه روحانیت و مرجعیت گذاشت. او با یک چشم به گوهر دین و با چشمی دیگر به واقعیات عصر خود نظر می‌انداخت و با نظریه‌پردازی برای حکومتی اسلامی، سعی در برطرف کردن خلأ فکری و ایدئولوژیک در جهان شیعه و اسلام داشت. شجره‌نامه خانوادگی ایشان با ۳۱ واسطه به حضرت امام موسی بن جعفر(ع) منتهی می‌شد. خاندان صدر در طول تاریخ شیعه همواره در زمره علمای طراز اول حوزه‌های علمیه بوده و خدمات کم‌نظیری را به فقه جعفری و جهان تشیع ارائه کرده‌اند. او از پنج سالگی تحصیلات را آغاز کرد و از همان کودکی نبوغ سرشارش همگان را شگفت‌زده می‌کرد. به طوری که در دوازده سالگی رساله‌ای در نقد منطق ارسطو نگاشت. وقتی کمتر از بیست سال سن داشت در محضر آیت‌الله خویی به مقام اجتهاد رسید و تدریس در حوزه عملیه نجف اشرف را آغاز کرد.
آیت‌الله محمدباقر صدر معتقد بود کتاب‌های رایج فقهی در حوزه‌های علمیه در برخی مباحث پیچیده و ناهماهنگ با شرایط روز است و در این زمینه باید دست به تألیفاتی زد که ضمن ساده‌نویسی مطالب کتاب‌های سنتی، طرحی نو برای طلاب درانداخته شود. وی این کار را با تألیف دو اثر «الفتاوی الواضحه»در فقه و «دروس فی علم الاصول» در اصول انجام داد و به این وسیله موجبات تحول حوزه‌های علمیه را فراهم کرد.
ایشان همچنین با تألیف کتاب «فلسفتنا» به شرح مبانی اندیشه و فلسفه اسلامی و مقابله با تفکرات مادی گرایانه و کمونیستی پرداخت و با نگارش «اقتصادنا» به نظریه‌پردازی در باب اقتصاد اسلامی متناسب با شرایط روز و در نفی اقتصادهای سوسیالیستی و سرمایه‌داری، همت گماشت.
مبنا و خواستگاه اندیشه‌های شهید صدر بر مفهوم «خلافت الهی» استوار شده بود. او معتقد بود: «مفهوم خلافت در اسلام به این واقعیت اشاره دارد که خداوند سبحان حکومت بر افراد و اداره جامعه را به خود انسان‌ها سپرده و رهبری اجتماعی و طبیعی زمین را به او اعطا کرده است. از این مفهوم می‌توان به مشروعیت تلاش مردم برای تشکیل حکومت و اداره امور خود پی برد1
همچنین از نظر او با توجه به جایگاه کلیدی مفهوم ولایت در معارف اسلام و ارتباط آن با «خلافت الهی» مبنای مشروعیت حکمرانی فقها ذیل مفهوم «ولایت فقیه» فراهم می‌آید. به زعم شهید صدر «هر نظام سیاسی که بر مبنای دین اسلام استوار نباشد نظامی غیر اسلامی و کافر محسوب می‌شود ولو کارگزارانش به عبادات و احکام فردی مقید باشند2
بر این اساس مبارزات شهید صدر صرفاً جنبه اعتراضی نداشت و ایشان از افقی برتر به انقلاب می‌نگریست. شهید صدر در پی تحقق ولایت الهی از طریق ولایت فقیه در جامعه مسلمین بود و در این میان «امام خمینی(ره)» را مصداق تام و تمام مفهوم ولایت فقیه می‌دانست و همواره شاگردان و پیروان خود را به تبعیت از ایشان فرا می‌خواند.
«آیت‌الله صدر» در راستای تحقق اهداف عالیه خود، تلاش‌های فراوانی برای تأسیس «جماعه العلماء نجف» کرد. این گروه، نخستین تشکیلات حوزوی بود که برخی از علمای بزرگ را همراه خود داشت و با هدف مبارزه فرهنگی با اندیشه‌ها و مظاهر غیردینی تأسیس شده بود. ایشان در سرمقاله پنج شماره نخست مجله «الاضواء» که ارگان رسمی «جماعه العلما» بود به موضوعات اجتماعی، سیاسی و اقتصاد اسلامی طی عنوان «رسالتنا» پرداخت، که با واکنش برخی از اعضای حوزه نجف مواجه شد.
او رابطه بسیار خوبی با آیت‌الله حکیم(که در آن زمان مقام مرجعیت به‌عهده‌شان بود)، داشت و بر اندیشه‌ها و تصمیم‌گیری‌های ایشان تأثیرگذار بود. تأیید و حمایت کامل آیت‌الله حکیم از قیام پانزده خرداد و ارتباط با امام خمینی(ره) ناشی از فعالیت‌های شهید صدر در این ایام بود. ایشان با همکاری برخی دیگر از همفکران خویش به تأسیس «حزب الدعوه الاسلامیه» پرداخت (که هم‌اکنون به رهبری نوری مالکی ـ نخست وزیر عراق ـ نقش تأثیرگذاری در تحولات سیاسی عراق ایفا می‌کند). این نخستین بار بود که مجتهدی مسلّم، به تأسیس حزب سیاسی روی می‌آورد. شهید صدر اساسنامه این حزب را تدوین و در فعالیت‌های آن، در پیِ تربیت افراد لایق برای اداره جامعه مسلمین و نیز مبارزات انقلابی و سیستماتیک بود.
با قدرت گرفتن حزب بعث در عراق، مبارزه با اسلام و مرجعیت شیعی به عنوان نخستین برنامه بعثی‌ها در دستور کار قرارگرفت. پس از رحلت آیت‌الله حکیم که سابقه اقدامات انقلابی علیه رژیم بعث را داشت، مرجعیت به جناح کناره‌گیر از سیاست منتقل شد، به همین خاطر شهید صدر نسبت به پذیرش مرجعیت خود و استمرار و تقویت مبارزات شروع مردم عراق احساس تکلیف کرد. او پس از رسیدن به مقام مرجعیت فتوای تاریخی خود در تکفیر حزب بعث و حرام بودن همکاری با آن را صادر کرد.
کمی بعد رژیم بعث که از فعالیت‌های حزب‌الدعوه و گروه‌های مبارز دیگر به وحشت افتاده بود، بسیاری از مبارزین را دستگیر و زندانی کرد و آیت‌الله صدر را که در بیمارستان نجف بستری بودند دستگیر و به کوفه منتقل کرد؛ اما به علت اعتراضات گسترده علما و مردم، ناگزیر به آزادی ایشان شد. پس از این، رژیم عراق برای ارعاب آیت‌الله صدر، پنج نفر از نمایندگان ایشان در شهرهای دیگر را بازداشت و اعدام کرد. در اربعین همان سال به دستور آیت‌الله صدر عزاداری ده‌ها هزار نفری عزاداران حسینی در کربلا و نجف به تظاهرات ضدحکومتی تبدیل شد. روز بعد رژیم بعثی بسیاری از تظاهرکنندگان را دستگیر و شکنجه کرد و آیت‌الله صدر نیز برای دومین بار دستگیر شد که پس از چند ساعت شکنجه جسمی و روحی آزاد گردید.
با اوج‌گیری انقلاب اسلامی ایران آیت‌الله صدر ـ با آگاهی از مخالفت و نگرانی بعثی‌ها از انقلاب ایران ـ در نامه‌ای به امام خمینی(ره) با تجلیل از قیام شکوهمند مردم ایران، با اخلاص و شجاعت،‌ آمادگی خود را برای همراهی با امام و ملت قهرمان ایران ابراز کرد و همچین نامه‌ای به شاگردان و مریدانش در ایران نوشت و به آنان دستور داد که ضمن همراهی با امام و مردم ایران، خود را در اطاعت از امام خمینی(ره) فانی و ذوب سازند. ایشان در فتوایی نیز شهدای انقلاب اسلامی را همچون شهدای قیام امام حسین(ع) دانست و از مقام آنان تجلیل کرد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران از یک سو موج نشاط و شعف را در مسلمانان عراق ایجاد کرد و از سوی دیگر حکومت بعث را به تکاپو انداخت. بلافاصله برخی مسئولان سیاسی و امنیتی آمریکا و انگلیس با انجام مسافرت‌هایی به عراق، به برنامه‌ریزی جهت ممانعت از پیروزی دومین انقلاب اسلامی در عراق پرداختند.
فردای پیروزی انقلاب یعنی ۲۳ بهمن آیت‌الله صدر که بسیار شادمان بود با تعطیل درس خود در مسجد جواهری سخنرانی کرد. ایشان پس از شکرگذاری به درگاه خداوند متعال باز هم به پیروی از اوامر امام خمینی(ره) تأکید کردند. متعاقب آن تظاهراتی در شهرهای کربلا و نجف به راه افتاد. مدتی بعد هم به مناسبت شهادت آیت‌الله مطهری مجلس ختم باشکوهی در مسجد جواهری نجف برگزار کرد که گروه کثیری از طبقات مختلف مردم در آن شرکت کردند.
در سال ۱۳۵۸ آیت‌الله صدر رساله «الاسلام یقودالحیاه» را به عنوان مقدمه‌ای برای قانون اساسی ایران نوشت و به‌وسیله نماینده خود به امام خمینی(ره) تقدیم کردند. طرح شهید صدر به عنوان تنها رقیب طرح دولت ملی ـ مذهبی بازرگان برای تصویب قانون اساسی در مجلس ملی بوده. طرفداران امام ـ به خصوص شهید بهشتی ـ که در کار تدوین قانون اساسی سهم داشتند بهره‌های فراوانی از طرح شهید صدر در نگارش نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی بردند که متأسفانه در آثار و تحقیقات تاریخی درباره تدوین قانون اساسی کمتر به این مسئله اشاره شده است.
او همان سال طی فتوای مشهور و تکان دهنده‌ای مردم عراق را به براندازی رژیم بعثی عراق دعوت کردند. پس از دستگیری مجدد نمایندگان شهید صدر و سایر انقلابیون توسط رژیم بعث،‌ آیت‌الله صدر اعلام اعتصاب عمومی کردند که البته فردای آن روز ایشان بار دیگر دستگیر و به بغداد منتقل شد؛ اما بر اثر تظاهراتی که در نجف، کاظمین و سایر شهرها برپاشد رژیم ناچار به آزادی ایشان شد.
پس از روی کار آمدن صدام و در پیش گرفتن خشونت و روش‌های قهرآمیز علیه روحانیت، بیت آیت‌الله صدر به محاصره درآمد و بسیاری از یاران ایشان زندانی شده یا به شهادت رسیدند. متأسفانه در این مدت علمای بزرگ و صاحب نام حوزه نجف که بسیاری از آنان دوستان یا اساتید آیت‌الله صدر بودند به حمایت از او برنخاستند و حتی از ملاقات با او دریغ ورزیدند. در این ایام برخی نمایندگان حزب بعث با او دیدار کرده و از تصمیم رژیم بر همکاری ایشان با آنها یا شهادت وی مطلعش کردند. آنان از او خواستند تا از حمایت از آیت‌الله خمینی(ره) و انقلاب ایران دست بردارد و فتوای تحریم و قیام علیه رژیم بعث را پس بگیرد؛ که صد البته شهادت برای آیت‌الله صدر گواراتر بود.
محاصره بیت آیت‌الله صدر نه ماه ادامه داشت. فرزند ایشان نقل می‌کند: «یک روز محمدرضا نعمانی ـ یکی از دوستان پدرم ـ نزدیک‌های ظهر در کتابخانه آیت‌الله صدر خوابیده بود که آیت‌الله او را صدا زد. نعمانی برخواست، استاد را دید که در دهلیز مقابل پنجره ایستاده و به بیرون نگاه می‌کند و به آرامی می‌گوید: لاحول ولا قوه الا بالله. آیت‌الله صدر رو به نعمانی کرد و گفت: برادرم (مرحوم سیداسماعیل) و دایی‌ام (مرحوم شیخ مرتضی آل‌یاسین) را در خواب دیدم. آنها روی صندلی نشسته بودند و وقتی مرا دیدند برخاستند و یک صندلی بینشان گذاشتند و من میان آن دو نشستم، در حالی که بسیاری از مردم را می‌نگریستند و در انتظار بودند. اینک شهادت برای من قطعی و حتمی شده است بنابراین خودم را به شهادت بشارت می‌دهم و دیگر دلم آرام است
در نوزده جمادی‌الاول 1400 (هـ . ق) بار دیگر آیت‌الله صدر در شهر نجف دستگیر و به بغداد منتقل شد. در بغداد از ایشان خواستند تا چند کلمه‌ای برضد انقلاب و امام خمینی(ره) بگوید تا از مرگ حتمی نجات پیدا کند اما او آشکارا این تقاضا را رد کرد. در نهایت پس از سه روز شکنجه‌های وحشیانه، پیکر ایشان و همشیره مکرمشان ـ بنت‌الهدی صدر ـ را به اعضای بیتشان تحویل دادند. پیکیری که خونین و کبود بود و جای سالمی بر آن نمانده بود. سرتاسر بدنش جای تازیانه و زخم بود. ناخن‌هایشان را کشیده بودند و محاسن و موی سرشان را سوزانده بودند.
امام خمینی(ره) پس از اطلاع از شهادتشان در پیامی ضمن بزرگداشت مقام این مرجع عالیقدر، سه روز عزای عمومی اعلام کردند.
 
نویسنده: مهدی طاهری

پی‌نوشت‌ها:
۱ . خلافه الانسان و شهاده الانبیاء محمد باقر صدر صفحه ۱۳۳ و ۱۳۴
۲ . سیدمحمدباقر صدر، اصول الدستور الاسلامی صفحه ۳۶ تا ۳۸
 
منابع:
۱ . نظریه سیاسی اسلام از دیدگاه امام سید محمدباقر صدر، علی محمودی، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره).
۲ . علمای مجاهد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
۳ . مقاله شجره طیبه خاندان صدر، آیت‌الله رضا استادی
۴ . سایت اطلاع رسانی شهید صدر

مقاله ها مرتبط