۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
سنگر اسلام
سنگر اسلام

سنگر اسلام

جزئیات

بررسی مختصر رابطه امام خمینی(ره) با مرجع تقلید اول شیعیان آیت‌الله بروجردی/ به‌مناسبت ۱۰فروردین، سالروز رحلت آیت‌الله بروجردی، سال ۱۳۴۰

10 فروردین 1404
زیارت عید نوروز، حوزه علمیه ساخت
آیت‌الله «حاج شیخ عبدالکریم حائری‌یزدی» از وقتی که در جوانی برای تحصیل علوم دینی به عراق رفته بود، در سامرا ساکن شده و تحصیل را در نزد استاد بزرگش آیت‌الله «میرزای شیرازی» آغاز کرد. ایشان بعد از سال‌ها شاگردی در محضر میرزای شیرازی، از سامراء به نجف می‌رود و سال هایی هم در محضر آخوندخراسانی تحصیل علم می‌کند. بعد از آن‌ به تدریس و تحقیق در حوزه علمیه نجف مشغول می‌شود تا این‌که در سال ۱۲۸۳ش- هم‌زمان با حکومت احمد شاه قاجار- به دعوت یکی از علمای اراک به ایران می‌آید و حوزه علمیه‌ای در این شهر تأسیس می‌کند.
اقامت ایشان در اراک نزدیک به ۸ سال طول می‌کشد. حوزه علمیه‌ در حال رونق گرفتن بود که حاج شیخ عبدالکریم برای نوروز سال ۱۳۰۱ش تصمیم می‌گیرد که برای زیارت حرم حضرت فاطمه معصومه(س) به قم برود. با ورود ایشان به قم، عده‌ای از روحانیون، علما و مردم متدین قم از حاج‌شیخ عبدالکریم تقاضا کردند که اقامت دائمی در قم داشته باشد و در این شهر حوزه علمیه‌ای تأسیس کند، اما حاج شیخ عبدالکریم که در فکر ادارة حوزه تازه تأسیس اراک بود چندان به این کار راغب نبود. بالاخره با اصرار علما و مردم قم، برای مشخص شدن تکلیف استخاره می‌کنند و با دیدن آیه ۹۳ سوره یوسف رضایت خدا را در مهاجرت به قم و تأسیس حوزه علمیه در آن می‌بینند. در آیه آمده: سپس به برادرانش گفت: بروید و این پیراهنم را بر چهره پدرم بیفکنید تا او بینا شود و همه کسان خود را نزد من بیاورید. در استخاره، «همه کسان خود را نزد من بیاورید» در ابتدای صفحه بود و براساس آن آیت‌الله حائری یزدی صلاح را در مهاجرت و اقامت دائم در قم دید.

حوزه علمیه قم بعد از رحلت حاج شیخ عبدالکریم
با تأسیس حوزه علمیه قم توسط آیت‌الله حائری یزدی، مهاجرت علما و طلاب از سرتاسر ایران به شهر قم آغاز شد. مهاجرتی که با قدرت گرفتن رضاشاه هم‌زمان شده بود و بعد از گذشت چند سال به رویارویی رضاشاه با حوزه علمیه، طلاب و روحانیت انجامید. آیت‌الله حائری در آن سال‌های سخت، سعی وافری برای حفظ حوزه علمیه نوپای قم داشت و مخالفت علنی با دیکتاتوری‌ رضاشاه نمی‌کرد. گرچه در آن سال‌ها دائماً طلاب و روحانیون قم از طرف مأموران شهربانی تحت‌تعقیب قرار می‌گرفتند؛ عبا و عمامه‌شان با وجود داشتن مجوز عمامه از سوی وزارت فرهنگ، توسط شهربانی‌چی‌ها قیچی می‌شد، دستگیر و تبعید می‌شدند، به سربازی فرستاده می‌شدند و...
به هرحال بعد از حدود ۱۴ سال تلاش، در بهمن ۱۳۱۵ شمسی، آیت‌الله حائری یزدی دارفانی را وداع گفت؛ در حالی‌که به دستور عمال حکومت، بزرگان و علمای قم تنها توانستند یک مجلس ختم رسمی برای مؤسس حوزه علمیه قم برگزار کنند۲.
بعد از رحلت ایشان، سه تن از علما و مجتهدین بزرگ حوزه علمیه قم که همگی از شاگردان حاج شیخ عبدالکریم بودند، به شکل گروهی سرپرستی حوزه را برعهده گرفتند. در چند سال اول بعد از رحلت آیت‌الله حائری یزدی، آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری در جلسه‌ای از علمای قم خواست که عالمی بزرگ برای زعامت در حوزه علمیه قم را دعوت کنند، اما به جهت اوضاع نابسامان سیاسی کشور و دیکتاتوری رضاشاه عملاً این تقاضامحقق نشد. با این وصف آیت‌الله خوانساری، حجت تبریزی و سیدصدرالدین صدر تمام تلاش خود را به کار بستند تا حوزه علمیه قم تعطیل نشود و طلاب، قم را به مقصد حوزه‌های دیگر شهرها ترک نکنند.
اما در همان زمان یکی از ستون‌هایی که باعث برجاماندن حوزه علمیه قم و پراکنده نشدن طلاب شد، استاد فلسفه و اخلاق «حاج‌آقا روح‌الله خمینی» بود. استادی که علمای بزرگ او را بسیار قبول داشتند و به نظراتش احترام می‌گذاشتند. با این حال از مقطع رحلت آیت‌الله حائری تا ۹ سال بعد، حوزه علمیه قم زعیم بزرگی به خود ندید و به همین دلیل به لحاظ علمی و فقهی تا حدود زیادی رکود پیدا کرد۳.

امامی که آیت‌الله بروجردی را برای مهاجرت به قم قانع کرد
آیت‌الله «حاج سیدحسین طباطبائی بروجردی» از علمای بزرگی بود که پس از سال‌ها تحصیل در حوزه‌های علمیه بروجرد، مدرسه صدر اصفهان و سپس نجف اشرف پس از درگذشت آخوند خراسانی، به وطن برگشته و در شهر بروجرد ساکن شده بود.
اقامت آیت‌الله بروجردی در شهر بروجرد بیش از ۳۰ سال به طول انجامید. اقامتی که باعث احیای حوزه علمیه بروجرد شد و طلاب بسیاری را برای تحصیل به این شهر کشاند. هم‌چنین باعث شد که خبر علم فراوان و تقوی و معرفت آیت‌الله بروجردی به مردم متدین ایران برسد و به ویژه در دوران خفقان پهلوی اول، سنگری برای حفظ اسلام باشد. از اولین کسانی که متوجه وجهه علمی و معرفتی آیت‌الله بروجردی شد، امام خمینی(ره) بود. امام در ملاقات‌هایی که در سال ۱۳۰۶ش و در زمان حیات شیخ عبدالکریم حائری با آیت‌الله بروجردی داشت از ایشان برای اقامت دائمی در قم دعوت می‌کند ولی ایشان به خاطر اداره حوزه علمیه بروجرد این پیشنهاد را قبول نمی‌کند۴.
به هرحال بعد از رفتن رضاشاه و آرام‌شدن وضعیت کشور اشغال شدة ایران به دست سربازان ارتش متفقین، آیت‌الله بروجردی دچار بیماری سختی شد. بیماری‌ای که ایشان را مجبور کرد برای معالجه به تهران بیاید. این فرصتی شد برای امام تا به همراه آیت‌الله کمالوند برای عیادت خدمت ایشان برسند و با جدیّت خواهان مهاجرت آیت‌الله بروجردی به قم شوند. پس از بهبودی آیت‌الله بروجردی، تلاش امام برای جلب رضایت ایشان چند برابر شد. در آن زمان امام در جلسات پی در پی با بیان آشفتگی‌های حوزه علمیه قم، بالاخره توانست آیت‌الله بروجردی را برای مهاجرت به قم قانع کند. گرچه امام بعد از آن همیشه به دوستان و طلاب می‌گفتند: «آیت‌الله بروجردی ۲۰ سال دیر به قم آمده است5».
تلاش امام برای تثبیت مرجعیت آیت‌الله بروجردی
در آشفته بازار دهه ۲۰ شمسی و ترک‌تازی‌های حزب توده و ملی‌گرایان، امام برای حفظ اسلام و مبارزه فرهنگی با انحراف‌های فکری و عقیدتی لازم می‌دانست که وضعیت مرجعیت آیت‌الله بروجردی تثبیت شود. به همین دلیل و برای تثبیت جایگاه مرجعیت و زعامت آیت‌الله بروجردی در آن زمان تلاش‌های بسیاری کرد که یک نمونه از آن را می‌توان در نامه ایشان به خطیب مشهور حجت‌الاسلام فلسفی دید که در سال ۱۳۲۷.ش نوشته شده و در آن به حمایت از آیت‌الله بروجردی تأکید شده است: «بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم به عرض عالی می‏رساند، ان‌شاءاللّه‏ وجود محترم عالی مقرون به صحت و سلامت است. ضمناً لازم می‏دانم جنابعالی را متذکر یک امر مهم حیاتی کنم، شاید با فکر صائب و لسان گویای شیرین خود بتوانید اقدامی کنید که موافق رضای خدای تعالی و صلاح حال جامعه باشد... قوام رشته تعلیمات دینیه اکنون به حوزه‏های علمیۀ نجف و قم و اصفهان و مشهد و بعضی بلاد دیگر متقوم است که اکنون اداره و سرپرستی آن‌ها نوعاً به حضرت مستطاب آیت‏اللّه‏ العظمی آقای بروجردی محول است و این‌طور که بنده می‏بینم خطر انحلال به آن‌ها متوجه شده است زیرا از طرفی وکلای ایشان که در بلاد هستند غالباً بی‏اثر هستند و از طرفی بسیاری از علمای بلاد از وجوه جلوگیری می‏کنند و نمی‏گذارند به ایشان برسد و از طرفی در تهران و بعضی بلاد دیگر، بعضی مغرضین، تبلیغات سوء علیه ایشان می‏کنند و از طرفی خود ایشان حاضر نیستند آن طور که مرحوم آیت‏اللّه‏ اصفهانی و مرحوم آیت‏اللّه‏ قمی(قدس سرّهما) به تجار و بازرگانان مراجعه می‏کردند و شرح احتیاج حوزه‏های علمیه را می‏دادند اقدام در این امر کنند و از طرفی کسی که دلسوز به حال ایشان و حوزه‏های علمیه باشد کم‌تر یافت می‏شود. این امور دست به هم داده و موجب شده است که این سنگر را نیز خدای نخواسته از دست بدهیم... جنابعالی را عموم طبقات می‏شناسند و زبان گویای شما در نوع مؤثر است. لکن صرف منبر فایده ندارد. این مطلب یک مجمع خصوصی لازم دارد که ...هر که صلاح می‏دانید مطلب را به طور وافی تذکر دهید... و اگر جزئی تسامحی شود می‏ترسم امر به جایی منجر شود که موجب تأسف و تأثر شود و نتیجه نداشته باشد...6»

وزیر امور خارجة آیت‌الله بروجردی
به این صورت و پس از گذشت مدتی از ورود آیت‌الله بروجردی به حوزه علمیه قم، به شکل محسوسی سطح علمی، فکری و فعالیت‌های اجتماعی در قم رونق گرفت. از کارهای مهم آیت‌الله بروجردی در سال‌های اول اقامت‌ در قم، می‌توان به تشکیل هیئت تخصصی استفتاء، تدوین توضیح‌المسائل به زبان ساده و همه فهم، ساخت موقوفات بهداشتی و خدماتی برای مردم قم و زائران حضرت معصومه(ع)، فرستادن مبلغان و طلاب به شهرها و روستاهای مختلف ایران در زمان‌های خاص و انجام اصلاحاتی در ساختار حوزه علمیه اشاره کرد۷.
در جریان اصلاح ساختار حوزه علمیه، فرد مورد وثوق آیت‌الله بروجردی «حاج آقا روح‌الله خمینی» بود. امام در آن زمان با پیگیری زیاد، جلسات بسیاری را با اساتید حوزه برگزار کرده و برنامه‌ای جامع تدوین کرد، اما وقتی موقع اجرای این برنامه رسید با کارشکنی و دسیسه عده‌ای از متحجران عملاً برنامه تدوین شده اجرا نشد و آیت‌الله بروجردی هم برای این‌که اختلاف‌ها در حوزه علنی نشود حمایتی از اجرای برنامه مورد نظر امام نکرد. به این ترتیب برخی از بخش‌های آن برنامه، سال‌ها بعد به شکلی کاملاً ناقص انجام شد. البته این جریان باعث نشد که ارادت امام به آیت‌الله بروجردی کم شود و حتی بعد از جریان شکست اصلاح حوزه، آیت‌الله بروجردی چندین بار امام را با اختیارات تام برای حل و فصل اختلافات در حوزه‌های علمیه شهرهای مشهد، نهاوند و... به مأموریت فرستاد. به دلیل همین اعتماد و اطمینان، آیت‌الله بروجردی در مسائل سیاسی از مشورت و یاری امام بهره می‌گرفت. به ویژه در مسائلی ‌چون اعتراض به تأسیس مجلس مؤسسان توسط محمدرضاپهلوی۸ و فرستادن نامه به دربار در حمایت از اعضای فداییان اسلام از کمک امام خمینی(ره) بهره بردند۹. به همین دلیل امام در حوزه قم و در میان طلبه‌ها به وزیر امورخارجه آیت‌الله بروجردی معروف شده بود.

شبکه‌سازی آیت‌الله بروجردی
در مباحث سیاسی، نظرات فقهی و نظری آیت‌الله بروجردی و امام خمینی(ره) تضادی با هم نداشت و در یک راستا بود. آیت‌الله بروجردی به دلیل کسب فیض از محضر آخوند خراسانی در قضیه «حکومت» پیرو مکتب نجف بود و جایگاهی خاص برای «ولی فقیه» در امور قائل بود. هم‌چنین امام هم در قضیه حکومت، پیرو مکتب نجف بود ولی به دلیل تأثیر از تفکر آخوند همدانی – هم عصر میرزای شیرازی و آخوند خراسانی- در روش، نگاهی متفاوت با آیت‌الله بروجردی در مقابله با حکومت استبدادی پهلوی داشت. به این معنا که هر دو نفر این بزرگواران با داشتن دیدگاه یکسان نسبت به غصبی و استبدادی‌بودن حکومت پهلوی، در روش برخورد با حکومت با هم تفاوت داشتند۱۰.
هدف آیت‌الله بروجردی و امام برای مبارزه با اسبتداد و استعمار کاملاً یکی بود ولی امام به مبارزه مستقیم سیاسی اعتقاد داشت که این مسئله چندان مدّنظر آیت‌الله بروجردی نبود. گرچه برخی از اقدامات آیت‌الله بروجردی را می‌توان در راستای شکل‌گیری انقلاب اسلامی دید، زیرا علاوه بر توسعة حوزه‌های علمیه در قم و تربیت نسلی از طلاب باسواد و فکور توسط آیت‌الله بروجردی، یکی از کارهای بسیار مهم ایشان در طول سال‌های زعامت در قم ایجاد یک شبکه ارتباطی گسترده برای سامان‌دادن امور دینی و اجتماعی شیعیان جهان بود. داشتن نمایندگانی چون آیت‌الله اشرفی اصفهانی در کرمانشاه، آیت‌الله مدنی در تبریز، حجت‌الاسلام علی دوانی در خوزستان و سپس کویت، ساخت مسجد در هامبورگ و تعیین نماینده در آن‌جا و... از جمله اقداماتی بود که باعث شد این شبکه ارتباطی گسترده برای تبلیغ دین و مبارزه با مفاسد اخلاقی و اعتقادی در سرتاسر ایران و حتی سایر کشورها به وجود بیاید۱۱. شبکه‌ای که بعدها پایه‌ای شد تا امام با استفاده از آن توانست در مبارزه‌ای سخت، پیام نهضت را به مردم برساند. زیرا به دلیل ارتباط عمیق مذهبی و رابطه استاد و شاگردی، بسیاری از مبارزان مانند آیت‌الله ربانی شیرازی، ربانی املشی، مرحوم دوانی، شهیدان محراب هم‌چون صدوقی، مدنی، قاضی طباطبائی، دستغیب و اشرفی اصفهانی با امام خمینی(ره) بعد از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، این شبکه با تمام عواملش به خدمت انقلاب اسلامی درآمد.

منابع
۱. روزها و رویدادهای شمسی، جلد ۱، دفتر عقیدتی- سیاسی فرماندهی معظم کل قوا، موسسه فرهنگی نشر رامین
۲. مفاخر اسلام آیت‌الله العظمی بروجردی، علی دوانی ، جلد ۱۲، چاپ چهارم، ۱۳۷۹
۳. صحیفه امام، جلد ۱
۴. زندگی‌نامه سیاسی امام خمینی(ره)، محمدحسن رجبی، سازمان چاپ و انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول
۵. تأملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی، ، موسی نجفی، جلد ۳، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،
۶. در آمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی(ره)، محمدرضا دهشیری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پی‌نوشت‌ها:
۱. روزها و رویدادهای شمسی، جلد ۱، دفتر عقیدتی- سیاسی فرماندهی معظم کل قوا، موسسه فرهنگی نشر رامین، ص ۶۶ و ۶۷.
۲. مفاخر اسلام آیت‌الله العظمی بروجردی، علی دوانی ، جلد ۱۲، چاپ چهارم، ۱۳۷۹ ، ص ۱۹۴ و ۱۹۵.
۳. همان، ص ۱۹۶.
۴. مفاخر اسلام، جلد ۱۲، ص ۱۹۷.
۵. مفاخر اسلام، جلد ۱۲، ص ۲۰۰.
۶. صحیفه امام، جلد ۱، ص۲۴ .
۷. مفاخر اسلام، جلد۱۲، ص ۲۱۸، ۲۲۲ و ۲۲۴.
۸. برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به صحیفه امام، جلد۱، ص ۲۶ درباره نامه امام و عده‌ای از یاران‌شان درباره مجلس مؤسسان خطاب به آیت‌الله بروجردی و پاسخ ایشان.
۹. زندگی‌نامه سیاسی امام خمینی(ره)، محمدحسن رجبی، سازمان چاپ و انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ص ۱۳۷ و ۱۴۶.
۱۰. تأملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی، ، موسی نجفی، جلد ۳، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ص ۲۰۴ (و) در آمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی(ره)، محمدرضا دهشیری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۴۹ و ۵۰.
۱۱ -مفاخر اسلام، جلد ۱۲، ص ۴۶۶ و ۴۶۷.

نویسنده: انوشه میرمرعشی

مقاله ها مرتبط