۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
زائر فکه
زائر فکه

زائر فکه

جزئیات

برای شهید علی محمودوند / به‌مناسبت بیست و دوم بهمن‌ماه، سالروز شهادت شهید علی محمودوند

22 بهمن 1404
در صبحدم بیست و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی علی محمودوند از بچه‌های قدیمی و مخلص گردان تخریب لشکر ۲۷محمد رسول‌الله(ص) و مسئول گروه تفحص و کشف شهدای این لشکر در شهادتگاه فکه جاودانه شد.
علی محمودوند که اندامش با ترکش‌ها و جراحات انفس و الفتی دیرینه داشت. با پایی مصنوعی و خسته شیارها و کانال‌های فکه را درنوردید تا با یافتن پیکر مطهر شهیدان آنان را به آغوش چشم‌انتظار مادران بازگرداند. علی آن‌قدر در این مسیر استوار بود و ماندگار که همواره همسر و دو فرزند خویش را با خود این طرف و آن طرف می‌برد.
سرانجام علی به شهادت رسید و خانواده‌اش اولین کسانی بودند که خبر شهادتش را شنیدند و با او به شهر برگشتند. بچه‌های علی پیکر پدر را برای ما و شما آوردند تا یادمان نرود همراهی این انقلاب اسلامی همچنان مشقت‌ها، سختی‌ها، شهادت‌ها و خون‌ها دارد پس وای بر ما که لحظه‌ای از اسلام و انقلاب غافل شویم و به نفس خویش بپردازیم.
علی محمودوند هم رفت؛ همان علی که علی‌وار تپه‌ ماهورهای فکه را می‌نوردید بلکه شهیدی دیگر بیابد و به آغوش خانواده باز رساند.
علی هم رفت؛ همان محمودوند که سیم‌های خاردار فکه از استواری و جراحات او شرم می‌کردند و سر بر زمین می‌سائیدند.
علی هم رفت؛ همان علی که میدان‌های مین فکه در زیر گام‌های او ناچیز می‌نمود.
علی محمودوند هم رفت؛ رفت و دیگر پای مصنوعی خسته و شکسته او مجبور نیست رمل‌های داغ فکه را بر خود تحمل کند و هر از چند گاهی قامتش بشکند.
علی محمودوند هم رفت و دو نوگل خویش را داغدار و تنها رها کرد. بچه‌‌های علی همراه پدر از فکه باز آمدند. از اندیمشک آمدند. آن‌ها همواره دنبال پدر و همسفر خویش بودند علی تنها جایی نمی‌رفت.
دیگر همسر علی اضطراب ندارد. علی که آرامش گرفت او خیالش راحت شد که دیگر لحظه‌به‌لحظه ایام را در هول‌ و ولای میدان‌های مین سپری نمی‌کند که چه زمانی یکی از والمری‌ها عمل خواهد کرد. علی آرامش گرفت و همسرش ....
علی را تک‌تک میدان‌های فکه می‌شناختند. او در کانال‌های والفجر مقدماتی و با رمل‌های جنوب مانوس‌تر بود تا کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر معصیت و مصیبت.
علی را فکه‌ای‌ها بیشتر می‌شناختند تا تهرانی‌ها. علی سرانجام در ایامی که گروهی به مکه می‌شتابند از فکه جاودانه شد.
علی در فکه احرام بست و بر گِرد مقتل شهدای والفجر مقدماتی طواف کرد. علی در منای عشق سرباخت و بر پیمان خویش جان بنهاد. حاجی‌ها از مکه باز می‌گردند و علی زودتر از آنان از فکه باز آمد.
حاجی‌ها با خود سوغات مکه می‌آوردند، آب زمزم و .... ادکلن .... علی با خود ترکش‌های والمری، جراحاتی سرخ و عطر شهادت را به ارمغان آورد.
علی حاجیِ حرم عشق است و تنها زائر کوی دوست در ذی‌الحجه۱۴۲۱.
علی اگر اینگونه نمی‌رفت جای تردید داشت. مرگ در بستر برای علی حقیر بود و کوچک.
علی باید در خون خویش می‌غلتید. علی باید چون مولایش با فرقی خونین سر بر زمین می‌نهاد. علی باید که خونین بر سجاد می‌خفت. علی باید چون مولایش اباعبدالله الحسین(ع) خونین بدن بشتابد.
علی رفت و ما ماندیم و ما ماندیم و علی رفت. او رفت تا به ما بیاموزد زیاد به زرق و برق دنیا چشم ندوزیم. خدا را در برابر مادیات نبازیم.
علی رفت تا به ما یادآوری کند که دنیا فانی است. اگر چند صباحی مال و منال آن و نعمات دنیوی آن ما را فریفت باخته‌ایم.
علی رفت تا به ما بفهماند که برنده آن است که خدا را یافت نه آن که دنیا را خرید.

مقاله ها مرتبط