۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com

جمع هزینه خرید : 0 تومان

رفتن به سبد خرید

کربلای۴، سکوی پرواز کربلای۵

کربلای۴، سکوی پرواز کربلای۵

کربلای۴، سکوی پرواز کربلای۵

جزئیات

گفت‌وگو با رزمنده جانباز حیدر قطب‌الدین/ به مناسبت سالروز عملیات کربلای۴

3 دی 1400
آسیب‌شناسی کربلای۴
دلیل اصلی عدم‌الفتح ما در کربلای۴، لو رفتن عمليات نبود چون فقط بخشی از آن لو رفته بود. مهم‌ترین دلیل، طول محور عملیات بود. عملیات از نظر طرح‌ریزی و بزرگی عالی بود، منتها شما وقتی که طول عملیاتی‌تان زیاد شود نمی‌توانید قوای‌تان را در یک نقطه متمرکز کنید که با دشمن برخورد محکمی داشته باشید. در نتیجه نیروی‌تان تقسیم می‌شود. در کربلای۴، طول محور عملیات ۲۰ الی ۲۲ کیلومتر بود. از پنج‌ضلعی تا جزیره‌ مینو-شامل شلمچه و خرمشهر و نزدیک آبادان- مسلما به توپ‌های زیاد، خمپاره، نیرو و تجهیزات بیش‌تری نیاز بود. اگر پیش از این، عملیاتی به این بزرگی داشتیم، در خاک خودمان بود. مثلا بیت‌المقدس یا فتح‌المبین طول محور عملیاتی‌شان زیاد بود، اما این عملیات‌ها روی خاک بودند و عراق این توان دفاعی را نداشت. موانع این‌قدر پیچیده و گسترده نبودند. تازه، این عملیات‌ها طول هم کشیدند. در بیت‌المقدس، ۲۳ روز طول کشید تا خرمشهر آزاد شود با این که در خاک خودمان بود و کمر عراق هم شکسته بود.
در کربلای۴، دشمن موانع سنگینی را در شلمچه کار گذاشته بود. بخشی‌اش را می‌توانستیم با دوربین ببینیم، اما واقعا نمی‌دانستیم در خط اولش چه خبر است. صدام رفته بود روی موانع ایستاده بود و گفته بود چه کسی می‌خواهد از این‌ها عبور کند؟!
مسئله‌ دیگر، پشتیبانی از عملیات بود که صددرصد نشد. در والفجر۸ طول محور عملیاتی پنج شش کیلومتر بود. توپخانه‌ ما تمرکز داشت و دشمن را تارومار کرد. خط با توپخانه شکسته شد و غواص‌ها هم به خط زدند و راحت‌تر رفتند، اما این اتفاق در کربلای4 نیفتاد. با توجه به توانایی‌مان، کربلای4 لقمه‌ای بزرگ‌تر از دهان‌مان بود، اما بستری شد برای موفقیت در کربلای5. ما وارد خاک عراق شده بودیم و وضعیت خط را شناخته بودیم. دشمن هم نمی‌توانست موانعش را به‌سرعت عوض کند چون این موانع، یک شبه به وجود نیامده بودند.
 
پرسش و پاسخ
* در طول جنگ، پیش آمد که از شرکت در عملیاتی پشیمان شده باشید؟
نه، به هیچ‌وجه. اگر این‌طوری بود دیگر در کربلای۵ شرکت نمی‌کردم. بسیجی بودم و داوطلب. می‌توانستم شرکت نکنم، اما باز حضور یافتم.
* برخی از هم‌سن و سال‌های شما به جبهه نرفتند و به درس و کار و زندگی پرداختند. پس از جنگ شما نه درسی خوانده بودید و نه پولی داشتید. احساس نکردید عقب مانده‌اید؟
این احساس را درباره‌ تحصیل داشتم، اما پس از جنگ با عزم جدی، ادامه تحصیل دادم. از جبهه رفتن ابدا پشیمان نبوده و نیستم. برخی از بچه‌ها که تعدادشان زیاد نیست به چنین حسی رسیدند. می‌گفتند ما ضرر کردیم و اشتباه کردیم و دیگران دارند می‌خورند و می‌برند ولی به شخصه هیچ‌وقت چنین حسی نداشته و ندارم. مانند شهید آوینی اعلام می‌کنم که هرجا عرصه‌ خطری باشد برای جمهوری اسلامی و اسلام عزیز، ما هستیم.
* جوانان این دوره را در مقایسه با جوانان جنگ چگونه می‌بینید؟
با جوانان زیاد ارتباط داشته و دارم. جوانان این دوره و زمانه، شرایط‌شان با زمان جنگ خیلی فرق می‌کند. آن‌ زمان رسانه‌ زياد نبود. ارتباطی با خارج از کشور نبود که دشمن بخواهد تاثیر منفی بگذارد. الان جوان ما با یک کلیک در اتاق خوابش به هرجا که بخواهد سرک می‌کشد. دشمن هم واقعا سرمایه‌گذاری کرده. سال ۱۳۷۰ شهید آوینی به آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت نامه‌ای می‌نویسد و تذکر می‌دهد که «آقای خاتمی، با این وضع فرهنگی حاکم بر کشور، تصور این که بچه‌های ما فردا در چه جامعه‌ای زندگی می‌کنند، آدمی را به وحشت می‌اندازد». هنگامی که رهبر معظم انقلاب، ابتدا تهاجم فرهنگی و سپس شبیخون فرهنگی و اکنون جنگ نرم را مطرح می‌کنند یعنی در حال حاضر ما در یک جنگ تمام عیار به سر می‌بریم. با وجود این، جوان ما سالم مانده است. گرچه در هر جنگی تلفات دادن طبیعی است. اکنون جوانان ما در عراق و سوریه دارند می‌جنگند. در اردوهای جهادی، مساجد، دانشگاه‌ها و... . اگر ظاهر جوان ما خراب است، قابل اصلاح است، اما ریشه نباید خراب شود.
* وقتی خبرهای فساد اقتصادی به گوش‌تان می‌خورد، چه احساسی پیدا می‌کنید؟
قلبم به درد می‌آید. در دوره‌ای وقتی پاسداری از حقوق سپاه، موتورسیکلت یا ماشین می‌خرید، آن را کاملا در اختیار بسیج و سپاه و مسجد می‌گذاشت. سال‌ها در بسیج و مسجد و جبهه بودیم و دیده‌ایم. گاهی حقوقی اختصاص می‌یافت. کسی نمی‌رفت آن را دریافت کند. خجالت می‌کشیدیم به سپاه برویم و حقوق‌مان را بگیریم. وقتی به یاد خلوص بچه‌های جنگ می‌افتم، خبرهای فساد اقتصادی شکنجه‌آورتر می‌شوند.
* حرفی که دوست داشتید بزنید...
مقام معظم رهبری پنج مرحله را تبیین کرده‌اند؛ انقلاب اسلامی، نظام‌سازی، دولت اسلامی، جامعه‌ اسلامی و تمدن اسلامی. ما در مرحله‌ سوم گیر کرده‌ایم. دولت ما اسلامی نیست. باید به مسئولان بگوییم «آقایان! دولت اسلامی را راه بیندازید. دولتی که فقر و تبعیض و رشوه و فساد در آن ریشه‌کن شود و مشکلات برچیده شود تا بتوانیم به سوی جامعه‌ اسلامی و سپس تمدن اسلامی حرکت کنیم.»
 
 مصاحبه، تنظیم و عکس: عبدالرزاق پورعاطف

مقاله ها مرتبط