۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com

جمع هزینه خرید : 0 تومان

رفتن به سبد خرید

چهرۀ زیبایش

چهرۀ زیبایش

چهرۀ زیبایش

جزئیات

کوتاه، اما یادی از فرمانده گردان تخریب حاج‌محسن دین‌شعاری/ به مناسبت ۱۵ مرداد، سالروز شهید دین‌شعاری

15 مرداد 1400
همه بچه‌ها دوستش داشتند چون‌ که واقعاً دوست داشتنی بود. با آن چهرۀ زیبا و دلربایش که وقتی می‌دیدیش در لحظۀ اول عاشقش می‌شدی. آن‌قدر خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد بود که آدم متوجه نمی‌شد این جوان که بیست و چند سال بیش‌تر از عمرش نگذشته، فرمانده یک گردان عملیاتی است که در سخت‌ترین شرایط جنگ باید حضور داشته باشد. دین‌شعاری فرمانده گردان تخریب لشکر۲۷محمد رسول‌الله(ص) توانسته بود با آن سن کم، در اوج جوانی فرماندهی گردانی را به عهده بگیرد که با گردان‌های دیگر در بعد نظامی، اعتقادی و اخلاقی فرق می‌کرد. او در دشوارترین شرایط، خنده از لبش محو نمی‌شد. حتی زمانی که بر بالین مجروحان حاضر می‌شد. وقتی همه متعجب، علتش را می‌پرسیدند، خودش هم نمی‌دانست برای چه می‌خندد. شاید از شادی وصل همرزمانش می‌خندید.
از جوانی با جبهه و رزمنده‌ها مأنوس بود. بچه‌های قدیمی تخریب هنوز که هنوز است حاج‌محسن دین‌شعاری از یادشان نرفته، حتی آن‌هایی که یک‌بار حاج‌محسن را دیده بودند. در اردوگاه تخریب که پشت پادگان دوکوهه بود، همیشه می‌شد این مرد خدایی را  دید. از نظر ظاهری، ریش حنایی و بلندش از بقیه فرماندهان متمایزش می‌کرد. مرتضی شادکام می‌گفت: یک‌بار سر به سر حاج‌محسن گذاشتم که: حاجی! شما که شب می‌خوابی، ریش بلندت رو می‌ذاری زیر پتو یا روی پتو؟! با تعجب گفت: تا حالا به‌اش فکر نکرد‌ه‌ام. گذشت. فردا دیدم بچه‌های گردان می‌گویند: مرتضی! حاج‌محسن دنبالت می‌گرده. وقتی دیدمش با حالت شوخی و جدی گفت: مرتضی، خدا بگم چی کارت کنه! دیشب تا صبح خوابم نبرد. با تعجب گفتم: چرا؟! گفت: آخه ریشمو می‌ذاشتم زیر پتو، خوابم نمی‌برد. می‌ذاشتم روی پتو، بازم خوابم نمی‌برد. کلافه شده بودم. اصلاً توی این سال‌ها به‌اش فکر نکرده بودم تا این که دیروز، تو این حرفو زدی.
محسن بارها مجروح شد. کربلای۱ و والفجر۸ و بارها قبل از آن. روزهای نزدیک به شهادت وقتی برای زیارت مزار علیرضا نوری به بهشت زهرا رفته بود، دست گذاشت روی مزاری که کنار شهید نوری خالی بود و گفت: منو این‌جا دفن کنین. همان هم شد. حاج‌محسن دین‌شعاری سرانجام در عید قربان مرداد سال ۶۶ در میدان مین ارتفاعات دوپازا در سردشت به هنگام خنثی کردن مین والمری به دوستان شهیدش پیوست. همه چیز دست به دست هم داد و محسن در قطعه ۲۹ بهشت‌زهرا در کنار رفیقش به خاک سپرده شد.
نوشتن از محسن دین‌شعاری و کسانی چون او، زنده نگه‌داشتن یاد و خاطرۀ آن‌هاست که یادشان هنوز در دل و روح ما جاودان است. بر همۀ ما واجب است که یاد این بزرگواران را سینه به سینه به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

مقاله ها مرتبط