۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com

جمع هزینه خرید : 0 تومان

رفتن به سبد خرید

حماسه هشت ساله از نگاه دیگر

حماسه هشت ساله از نگاه دیگر

حماسه هشت ساله از نگاه دیگر

جزئیات

واکاوی عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر۱/ به مناسبت ۲۰ فروردین، سالروز عملیات والفجر۱

20 فروردین 1401
اشاره: یکی از فواید ترویج واقعی آن سالهای افسانهوش، عبرتآموزی از فراز و نشیبهای آن دوران مقدس است. گرچه جنگهای احتمالی آینده علیه نظام اسلامی ما کمترین شباهت را با جنگ تحمیلی حکومت بعثی عراق با جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؛ اما تجربیات مختلف هشت ساله میتواند اصول قابل استفادهای را برای بهرهبرداری ما در تقابل با دشمنان، استخراج نماید؛که در هیچ مکان و زمانی، دریافت چنین اصول ارزشمند و ثبت شدهای، امکانپذیر نبوده است.
ملت ما پس از گذشت سالها از آن قطعه نورانی تاریخ، با دریافت درسها و عبرتها از چگونگی بروز و گذر دوران دفاعمقدس، از جنگ و مقاومت هشت ساله، با افتخار سخن میگوید؛ و با دریافت روحیه استقامت،ایستادگی و شجاعت از آن سالهای زیبا، همچنان ایستاده است؛ و این یک عامل استراتژیک در بازدارندگی دشمن از هر گونه تجاوز تاکنون بوده است.
گرچه هشت سال دفاعمقدس سرتاسر افتخار است؛ اما واکاوی عدم موفقیتها در بعضی از مقاطع جنگ و بررسی علل و بیان واقعی آن برای مخاطبان، راه عمل بهتر نسلهای پس از جنگ را در مقابله با تجاوز احتمالی دشمنان، روشنتر مینماید.
سرگذشت دفاعمقدس خواندنی و عبرتآموز است؛ چه آنجا که حکایت غیرت، تعصب و وفاداری عمیق به آرمانها مطرح است و چه آنجا که به دلیل غفلت، در آزمایش سختی قرار گرفتیم.
عدم موفقیتهای ما، شکست نبود؛ زیرا تجربهای شد درسآموز؛ که راه را برای موفقیتهای بعدی هموار نمود. ما در شکستهایمان، شهامت انتقاد از خود را داشتیم و آنرا به گردن «بخت بد» نینداختیم و پشتکار و پایداری را دنبال کردیم؛ و با دور کردن نومیدی از فضای اندیشه خویش، به دنبال راه پیروزی بودیم؛ و میدانستیم وجود دارد؛ و همانگونه هم شد.
در طول دفاع مقدس عملیاتهایی داشتیم که منجر به موفقیت نشد؛ که عملیاتهای والفجر مقدماتی و والفجر۱ از آن جملهاند؛ بررسی و واکاوی این عدم فتحها در زمان خود باعث شد که ما پیروزی را در شیوههای دیگر نبرد جستجو کنیم، اما پس از گذشت چند دهه از آن واقعه، بررسی این شکستها، برای همگان قابل استفاده و عبرتآموز است، برای همه مسئولین نظام، ردههای مختلف نظامی کشور و برای همه نسلها که میخواهند خواب را در هر برههای از زمان، بر متجاوزان احتمالی حرام نمایند.
خلاصه عملیات والفجرمقدماتی:
زمان: ۱۳۶۱/۱۱/۱۸
مکان: منطقه عمومی فکه و چزابه
اهداف عملیات: تصرف پل غزیله و پیشروی به سوی شهر العماره عراق
حمله از سه محور آغاز شد. موانع ایذایی، استحکامات، کانالهای عمیق و متعدد. میدانهای مین و دشتهای رملی و خشک، باعث کندی حرکت یگانهای خودی و عدم الحاق نیروها به هم شد و لذا نیروهای خودی در عمق موانع و خطوط دشمن موضع گرفتند و این موضوع با روشن شدن هوا خطرناکتر گردید. بالاخره با گذشت چند روز این عملیات بدون دستیابی به اهداف اصلی و تنها با آزاد کردن تعدادی از پاسگاههای مرزی و سیصد کیلومتر از سرزمین اسلامی پایان پذیرفت.
با توجه به این که این عملیات در ایامالله دهه فجر انجام میگرفت و پیشبینی میشد، پیروزی آن در سرنوشت جنگ تأثیر اساسی بگذارد، نام والفجر بر آن نهاده شد؛ ولی با توجه به عدم فتح، پسوند «مقدماتی» بر آن گذارده شد.
خلاصه عملیات والفجر۱:
زمان: ۱۳۶۲/۱/۲۰
مکان: شمال غربی فکه
اهداف عملیات:‌ همان اهداف عملیات قبلی
دو ماه پس از عملیات ناموفق والفجر مقدماتی، این عملیات در منطقه شمال غربی فکه تا بلندیهای حمرین و با حمله یگانهای ادغامی ارتش و سپاه به فرماندهی شهید صیادشیرازی آغاز شد.
در این عملیاتروش «هجوم در پوشش آتش تهیه» برای در هم کوبیدن دشمن برگزیده شد، ولی به دلیل  موانع و استحکامات هوشمند دشمن (کمینهای دشمن در درون موانع)‌ و آتش چندین برابر توپخانه رژیم بعثی و اختلاف در فرماندهی نیروها، بدون دستیابی به اهداف، پس از شش روز پایان پذیرفت.
توضیح: پس از پیروزیهای ایران در عملیاتهای فتحالمبین و بیتالمقدس، دشمن به ضعفهای خویش پی برد و با عنایت به توان نیروهای ایران در استفاده از شب و غافلگیری،به این نتیجه رسید که تغییر اساسی در ساختار پدافندی خویش ایجاد نماید. لذا در کمتر از ششماه به ترمیم و اصلاح خط پدافندی خویش پرداخت و با یک سری اقدامات مهندسی پیشرفته، از قبیل ایجاد کانالهای طویل به طول هشتاد کیلومتر، ریختن آب درون این کانالها و تجهیز این کانالها به میادین مین، استفاده از میادین مین و سیمهای خاردار به عنوان موانع مکمل و هوشمند کردن این موانع، با استقرار نیروهای کمین، گشتی و رزمی، خود را برای تقابل با حملات غافلگیرانه ایران آماده کرد. عراق همچنین در یک اقدام سریع، هشتاد تیپ از نیروهای مردمی تشکیل داد. در حقیقت با قرار دادن موانع مختلف و سه ردیف دیوار گوشتی، قصد داشت که حمله ما را به صبح بکشاند. نیروهای ما پس از عبور از این حجم موانع و درگیر شدن با خطوط مختلف که توسط نیروهای جیشالشعبی محافظت میشد، خسته و کوفته در مقابل نیروهای اصلی عراق قرار میگرفتند و آنگاه لشکریهای سه، پنج و شش عراق آماده و سرحال، نیروهای ما را زیر آتش پر حجم خویش و عملیات آفندی قرار میدادند.
در مدت زمان پس از عملیات بیتالمقدس، عملیاتهایی صورت پذیرفت که به دلیل شناسایی خوب دشمن، از نقطه قوت ما، موفقیت چشمگیری در آنها به دست نیامد؛ این مقطع از جنگ را باید دوران رکود و بن‌‌بست عملیاتها دانست. همین رکود باعث ایجاد اختلاف در بین فرماندهان جنگ، در نحوه برون رفت از آن شد. در همین سالها بارها حضرتامام(ره) فرماندهان جنگ را به وحدت و همدلی و رفع اختلافات دعوت کردند. اگر دلیل اصلی این اختلافات را، نگاه مثبت فرماندهان در چگونگی خروج از همین بنبست بدانیم، دلیل این بنبست را باید در تغییر ساختار دفاعی عراق جستجو کرد؛ ضمن آن که دشمن با استفاده از ماهواره‌‌های آمریکایی و فرانسوی، آن قدر توان اطلاعاتی خویش را بالا برده بود که کمترین تحرک در جبهه ما را به خوبی شناسایی میکرد.
عملیات والفجر مقدماتی که به عنوان عملیات موانع لقب گرفت، در منطقه فکه صورت پذیرفت و موقعیتدشمن در منطقه العماره یکی از دلایل طرحریزی این عملیات بود.
فکه در شمالغربی خوزستان واقع است، از غرب به خط مرزی، از شمال به چنانه، از شرق به ارتفاعات رقابه و میشداغ و از جنوب به چزابه محدود میشود. این منطقه رملی همراه با شنهای روان است، نیروهای پیاده پس از کیلومترها پیادهروی با موانعی به عمق چهار کیلومتر رو به رو میشوند؛ موانعی به شرح زیر که راه را برای یک عملیات سریع و غافلگیرکننده که شگرد ایران تا آن زمان بود، مسدود میکرد:
میدان مین، سیمخاردارهای حلقوی به عرض شش متر، مواضع کمین (نیروهای مسلح و مجهز به بیسیم) سیمخاردار معمولی، میدان مینبا عمق زیاد، سیم خاردار حلقوی، کانال به عرض چهار متر، سیم خاردار حلقوی، میدان مین، سیمخاردار حلقوی، کانال دوم، سیمخاردار حلقوی، میدان مین،خط اول، خط دوم، و با توجه به شرایط منطقه و وجود تپههای مختلف دشمن اشراف بیشتری نسبت به منطقه پیدا میکرد.
این عملیات پس از گذشت چند روز،بدون دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، خاتمه یافت. به دلیل عدم فتح در این عملیات، دامنه اختلافات قبلی بین سپاه و ارتش به شدت گسترش یافت. فرماندهان ارتش عقیده داشتند که بایستی از اصول جنگهای کلاسیک استفاده شود و فرماندهی واحد ارتش لازم و ضروری است و لذا طرح جدیدی جهت انجام عملیات والفجر۱ پیشنهاد شد؛ از زمان عملیات ثامنالائمه تا این زمان، همواره برای در هم کوبیدن خطوط دشمن، از اصل غافلگیری و استفاده از تاریکی شب، بهرهگیری میشد. در طرح جدید که مورد حمایت کارشناسان نیروی زمینی ارتش بود؛استفاده از روش «هجوم در پوشش آتش تهیه» پیشنهاد گردید و مورد تصویب قرار گرفت؛ حتی برای آمادگی و توجیه مناسب نیروهای ادغام شده (سپاه و ارتش) مانور بسیار بزرگی، متناسب با شرایط منطقه عملیاتی، در دشتعباس اجرا گردید ولی نکتهای که در این میان پوشیده ماند، حضور گسترده دشمن در منطقه و کیلومترها موانعی بود که میتوانست هر طرحی را با عدم موفقیت رو به رو سازد. ضمن آنکه این طرح در مقابل آتش چند برابر دشمن و استحکامات ایجاد شده، توان رقابت نداشت و علاوه بر آن ادغام نیروهای وظیفه و غیر داوطلب، با نیروهای داوطلبی که عشق عملیات و شهادت را داشتند توان رزم و ماندگاری در میدان را تا پایان عملیات تقلیل میداد. اگر به عوامل اشاره شده، جاسوسی عاملان رژیم بعث عراق، اختلاف فرماندهان و از همه مهمتر غرور رزمندگان را اضافه نماییم، زنجیره عوامل شکست برای هر عملیاتی فراهم میگردد.
نمونهای از عدم هماهنگیها در رده فرماندهی را میتوان در سخن فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش جستجو کرد. او میگوید: «در این عملیات ما تک رخنهای را در نظر گرفته بودیم،یعنی گفتیم به جای تلاش در یک جبهه عریض بیاییم فشار را از یک جا بیاوریم و عمق را بیشتر کنیم. جاهای دیگر فقط مقاومت کنند یا تظاهر به تک کنند. در عوض از نیروهای عمدهمان در این محور استفاده کنیم،برویم جلو و در خط دشمن رخنه کنیم، بچهها در حالت روحی خاصی بودند زیربار نمیرفتند که مثلاً در شب اول حمله نکنند و بمانند در شبهای بعدی عبور از خط کنند و نیروی پشتیبان باشند؛این حالتها موجب شد که طرحهای ما را توی قرارگاه به زانو در آوردند
پس از عملیات والفجرهای مقدماتی و یک، دشمن با کمک استکبار جهانی، تبلیغات وسیعی را به راه انداخت و ادعا کرد که ایران دیگر نخواهد توانست حمله مؤثری در جبههها انجام دهد. با توجه به شرایط جدید جنگ و افزایش توانایی نظامی دشمن، ادامه جنگ و انجام عملیات پیروزمندانه، بدون تغییر اساسی در شیوه نبرد، ممکن نبود و تغییر در تاتکتیک جنگی به جهت به دست آوردن نتایج مؤثر، بدون وحدت فرماندهی و کنار گذاشتن اختلافات در سطوح عالی فرماندهان، دست یافتنی نبود؛ لذا دو حرکت استراتژیک و راهبردی در جبهه خودی اتفاق افتاد که می‌‌توان آن را از ثمرات اساسی دو عملیات والفجر مقدماتی و والفجر۱ و از نتایج عبرتآموزی و واکاوی این دو عملیات در آن زمان دانست:
الف: در اختیار گرفتن فرماندهی جنگ، توسط جانشین فرماندهی کل قوا، با حکم حضرت امام(ره)برای تحقق وحدت فرماندهی و از بین بردن اختلافات مابین فرماندهان ارتش و سپاه.
بطراحی عملیات آبی- خاکی و شناسایی منطقه هور جهت انجام عملیات، برای برونرفت از آن بنبستها، با توجه به اینکه دشمن تقریباً تمام راههای زمینی را مسدود کرده بود و تجربه نشان داده بود که جنگ در خشکی در آن مقطع از دفاعمقدس، با عنایت به هوشیاری دشمن در این مناطق به نفع نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیست.
بدون هیچ تردیدی، موفقیت ایران در دفع تجاوز و پیروزینهایی در دفاعمقدس، در سایه وحدت، یکپارچگی و همکاری و همدلی ارتش و سپاه و بسیج، جهاد سازندگی و سایر ارگانها و آحاد مردم و فرماندهی الهی امام بزرگوار(ره) به دست آمد و اگر هر کدام از حلقههای این زنجیره دفاع مقدس نبود، به دست آوردن این فتح بزرگ و الهی را با مشکل مواجه مینمود. بدین لحاظ در نقل تاریخ دفاع مقدس تضعیف هر کدام از ارگانهای درگیر، جفا به زحمات طاقتفرسای آنها و ظلم به شهدای بزرگوار این نهادهای اسلامی است.
یکی از دلایل طراحی عملیات در خشکی، تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت بود که در آن زمان از سوی فرماندهی کل قوا به عنوان شرط پایان جنگ مطرح بود؛ لذا تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت و پایان جنگ با ورود ما به خاک عراق ارتباط مستقیم داشت. زیرا در آن هنگام معاوضه خاک در مقابل خاک، منطقی به نظر میرسید، اما هنگامی که پاسخ مثبتی به شرط ایران داده نشد و از سویی عملیاتهای خشکی با عدم فتح رو به رو گردید، ایران با بررسی شرایط و کسب تجربه از این عملیاتها، جنگ در هور را در دستور کار خویش قرار داد و این یعنی ایجاد یک فرصت جدید برای کسب پیروزی که به خوبی هم به ثمر نشست و پس از گذشت مدتی عملیات خیبر با شیوه جدید فرماندهی و توسط نیروهای پیاده سپاه و بسیج و توان مهندسی بالای جهادسازندگی و بهرهگیری از توپخانه و هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی در غافلگیری کامل دشمن صورت پذیرفت.
در این قسمت به بخشی از عبرتها و درسهایی که از عملیاتهای ناموفق، به خصوص این دو عملیات گرفتیم و توانستیم با به کارگیری آن نقاط ضعف خویش را جبران نموده و ابتکار عمل را در مدیریت جنگ به دست گیریم، اشاره میکنیم:
۱-وحدت فرماندهی و به کارگیری تمام ظرفیتهای نظام تحت مدیریت واحد ولایی.
۲-داشتن تنوع در طرحهای عملیاتی در نقاط استراتژیک مرزی برای در اختیار داشتن ابتکار عمل تحت هر شرایط.
عدم کوچک پنداشتن دشمن و آمادگی کامل برای تقابل با دشمن که از سوی تمام کانونهای قدرت در دنیا و ارتجاع منطقه حمایت میگردید.
عدم اصرار و تعصب نسبت به تاکتیکی خاص و داشتن تاکتیکهای متنوع و به خصوص استفاده از تاکتیکهای انحصاری و تغییر قاعده جنگ کلاسیک در صورت لزوم.
دوری از غرور و اختلاف به عنوان دو عامل تضعیف اساسی جبهه خودی.
عدم اعتماد به دشمن و مراقبت همه جانبه از اطلاعات جبهه خودی با توجه به فعالیتویژه چهرههای نفوذی دشمن و منافقین در زمان جنگ.
یکسانسازی انگیزهها و وفاداری نیروهای عملکننده نسبت به آرمانها و ارزشهای اعتقادی و دفاع مقدس.
هوشیاری و آگاهی فرماندهان، مسئولان و مردم نسبت به شرایط زمانی و مکانی و کنار گذاشتن اختلافنظرها، در جهت ایجاد وحدت رویه و دستیابی به اهداف اصلی و مشترک.
و چه زیباست سخن مقام معظم رهبری در ارتباط با دوران دفاع مقدس آنجا که میفرمایند:
»
دفاعمقدس، جنگ سرتا پا افتخار است. از همان روزی که رژیم صدام به تهران حمله کرد و فرودگاه را زد و تا روزی که امام(ره) قطعنامه را قبول کردند و تا بعد از آنکه صدام دوباره حمله کرد و باز مردم مبارز و مجاهد ما ریختند و تمام صحرای این منطقه را پر کردند و جوانان بسیجی از سرتاسر کشور که نمایش عجیبی نشان دادند و عراق را در این نوبت دوم، مجبور به عقبنشینی کردند، سرتاسر این دوران، دوران افتخار است

مقاله ها مرتبط