یکی از چالشهای دیگر نظام در سال ۱۳۷۸، حادثه کوی دانشگاه در ۱۸ تیرماه این سال بود که تا ۲۲ تیرماه تداوم یافت. این حادثه که از جوانب مختلف قابل بررسی و تامل است، آنقدر برای نظام اسلامی و ملت ایران سخت بود که چگونگی شکلگیری، روند و تداوم و همچنین مدیریت آن میتواند برای هر زمانی درسآموز باشد. گرچه در ۲۳ تیرماه با حضور ملت، حماسهای دیگر آفریده شد و این توطئه نیز همسان سایر دسیسهها خنثی شد؛ اما شبیه این ماجرا برای هر کشور دیگری میتواند بحرانی شدید و غیر قابل جبران به دنبال داشته باشد؛ گرچه این حادثه آسیبهای جدی را نیز برای ایران اسلامی به همراه داشت!
با توجه به سوابق قبلی توطئهها علیه نظام اسلامی و تجربه ملت ایران در بیست سال گذشته در شناسایی و رویارویی با تهدیدات، اگر بپذیریم که شروع آن توسط گروهی ذی حق و بدون توجه به خواست دشمن شکل گرفت؛ قطعا تداوم آن توسط کسانی مدیریت شد که از قبل به دنبال تحقق برنامههای خود بودند. دلیل این ادعا را میتوان در اطلاع دشمنان از این آشوبها، یک سال قبل از وقوع آن یافت به عنوان نمونه، رئيس سازمان جاسوسي آمريکا در سال قبل اعلام کرده بود «در سال ۱۹۹۹ در ايران انتظار حوادثي را داريم که در اين بيست سال گذشته يعني از اول انقلاب تاکنون بيسابقه است.» نشریه آمریكایی میدل ایست اكونومیك دایجست هم در اوایل تیرماه ۱۳۷۸، وعده آزمون حیاتی قدرت و تقابل جناحها را در ایران در تابستان این سال داده بود.
مقام معظم رهبری در این ارتباط در دیدار خود با جمعی از دانشجویان و مردم در ۲۱ تیرماه در خصوص وقوعِ این رخداد این گونه فرمودند «به هیچ وجه در نظام اسلامى قابل قبول نیست. جوانان این کشور، چه دانشجویان و چه غیر دانشجویان، فرزندان من هستند و هرگونه چیزى که براى این مجموعهها مایه اضطراب و ناراحتى و اشتباه در فهم باشد؛ براى من بسیار سخت و سنگین است.»
ایشان در ادامه سخنان خویش چهار پیام را بدین گونه بیان داشتند:
۱. به دانشجویان؛... «مراقب دشمن باشید؛ دشمن را خوب بشناسید؛ مبادا از شناسایى دشمن غفلت کنید. غریبههایى را که در لباس خودى خودشان را در همه جا داخل مىکنند بشناسید؛ دستهاى پنهان را ببینید... دانشجو، قشر فاخر و باارزشى است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است.»
۲. به ملت بزرگ ایران؛... «هوشیاریتان را بیشتر کنید. دشمن، امنیت ملى ما را هدف گرفته است. امنیت ملى براى یک ملت، از همه چیز واجبتر است. اگر امنیت ملى نباشد هیچ دولتى نمىتواند کار کند؛ براى سازندگى، هیچ سنگى روى سنگ گذاشته نخواهد شد... هیچ مشکلى از مشکلات مملکت حل نخواهد شد.»

۳. به دشمنان نظام اسلامی؛...«این دشمنان بدانند که خواب برگشتن آمریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است. این عناصر داخلىِ حقیر، این عناصر سیاسىِ مطرود و منفور... اینها هم بدانند که اشتباه کردند؛ در همین قضیه هم اشتباه کردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان را مشخص کردند... نمىتوانند این ملت را با این روشها از صحنه مبارزه در راه استقلالشان، در راه اسلام عزیزشان و در راه مبارزه با دشمنانشان عقب برانند...»
۴. به جریانهای سیاسی موجود در کشور؛... «شما خودیها وقتى سر قضایاى بیهوده این طور با هم درگیر مىشوید، دشمن سواستفاده مىکند؛ بفرمایید، این یک نمونه؛ دیدید دشمن چطور استفاده کرد؟! دیدید دشمن چگونه نیش خود را زد؟! این مسائل را کنار بگذارید...»
رخدادی دیگر در نخستین ساعات روز بیستودوم اسفند ماه ۱۳۷۸، میرفت تا فضای کشور را ملتهب سازد که بازهم با هوشیاری رهبر و همدلی ملت و مسئولان به خوبی مدیریت شد؛ ترور حجاریان!
در پی این ترور عمده شخصیتهای حقیقی و حقوقی سیاسیـ مذهبی، با تمام سلیقههایی که داشتند، این ترور را به شدت محکوم و آن را اقدامی در جهت به بحران کشاندن نظام اسلامی ارزیابی کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز با صدور پیامی، این اقدام را جنایتآمیز و ناجوانمردانه خواندند و از نیروهای امنیتی و انتظامی کشور مؤکداً خواستند که با دقت و سرعت هر چه تمامتر، در شناسایی و مجازات عاملان این توطئه اقدام کنند.
ایشان طی نامهای خطاب به رئیسجمهور وقت نوشتند «... شایسته است که جنابعالی به دستگاههای مسئول همچون وزارتهای اطلاعات و کشور و شورای امنیت کشور دستور فرمایید؛ با سرعت و جدیت بیشتری در جستوجوی کشف و تعقیب عوامل جنایت باشند... مشاهده میشود که متأسفانه برخی زبانها و قلمها به شدت سرگرم التهابآفرینی و شایعهپردازیاند. بیتعهدی را به آنجا رساندهاند که علاوه بر نام آوردن از افراد و اشخاص، با اتهامهای بیدلیل، حتی سازمانهای مسئول و مورد اعتماد و حتی سپاه و بسیج، یعنی مطمئنترین حافظ امنیت ملی را زیر سؤال بردهاند... این جوسازی و غوغاگری موجب آن است که عناصر جنایتکار با خیال راحت بتوانند از چشم قانون پنهان بمانند و به همین خاطر اینجانب نسبت به اظهارات کسانی که به این جو دامن میزنند، خوشبین نیستم. شایسته است مسئولان یاد شده را موظف فرمایید که در مدت معینی به نتیجه قانعکنندهای در پرونده حادثه برسند.»
این توطئه نیز همانند توطئههای دیگر با مدیریت خوبِ رهبر نظام و مسئولانِ آگاه و خدوم کشور و همراهی ملت بزرگ ایران خنثی و پرونده آن با شناسایی و دستگیری ضاربان و تشکیل دادگاه و محکومیت عاملان خاتمه یافت!
در ۱۹ فروردینماه سال ۱۳۷۹ کنفرانسی با عنوان «ایران پس از انتخابات» در خانه فرهنگهای جهان در شهر برلین برگزار و تعدادی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی که از جمله شرکت کنندگانِ در این کنفرانس بودند، به سخنرانی پرداختند. برگزارکنندگان و جریانهایِ مخالفِ نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور درصدد بودند، این کنفرانس را به جلسه محاکمه انقلاب و نظام اسلامی تبدیل کنند و البته در میان کشورهای اروپایی، آلمان که سابقه توطئهچینی علیه نظام اسلامی ایران را بیش از دیگران به همراه داشت، از این حرکت توطئهآمیز حمایت کرد!
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از مسئولان، از اهداف پنهان این کنفرانس پرده برداشته و چنین فرمودند «کنفرانس برلین به دنبال تدارک و برنامهریزی چندین ماهه و با دقت در انتخاب میهمانان کنفرانس برگزار شد؛ تا این گونه وانمود شود که این افراد، نمایندگان قشرهای مختلف ملت ایران هستند. برگزارکنندگان کنفرانس در واقع در صدد بودند با این مقدمات و تدارکات و دعوت از همه جناحهای مخالف نظام در خارج، کنفرانس را به جلسه محاکمه انقلاب و نظام اسلامی تبدیل کنند و با تبلیغ ناکارآمدی نظام اسلامی از زبان دعوتشدگان داخلی، از زبانِ ضدانقلاب هم این گونه تبلیغ کنند که اصلاحات اساسی، تنها با حذف اسلام، ولایت فقیه، شورای نگهبان و حدود اسلامی از قانون اساسی و یا کلا نوشتن قانون اساسی جدید، امکانپذیر است. اما خداوند این نقشه را بر هم زد و روسیاهی کنفرانس برلین برای سیاستمداران آلمانی ماند.»
این چالش نیز با احضارِ متهمان به دستگاه قضایی و محاکمه و مجازات عاملان خاتمه یافت و برگی دیگر از واقعی بودن توطئه دشمنان علیه نظام اسلامی و ملت بزرگ ایران مرور شد.
اما سال ۱۳۸۰ به گونهای دیگر آغاز شد. هنوز یک ماه و اندی از بهار این سال نگذشته بود که سانحهی هوایی دیگر، فضای کشور را غم بار کرد. در بیست و هشتمین روز از اردیبهشت، هوایپمای یاک۴۰ در جنوب شرقی شهرستان ساری سقوط کرد و تمام ۳۱ سرنشین آن جان باختند؛ از جمله رحمان دادمان وزیر راه و ترابری و هفت نماینده استان گلستان و چند تن از معاونان وزیر و...!!
مقام معظم رهبری ضمن بیان خاطرهای ازمرحوم دادمان، در خصوص فقدان ِ او چنین فرمودند «من وقتی در سفر گیلان، به بندر انزلی رفتم و آن پل قدیمی را -که خود من حدود چهل سال قبل از آن عبور کرده بودم- دیدم، در دل شرمنده شدم... به مرحوم دادمان گفتم شما این پل را میسازید؟ ایشان فکری کرد و گفت بله، ما سهساله آن را تحویل میدهیم. من گفتم آن را دوساله تحویل دهید. ایشان سری تکان داد و من فکر کردم که تلقی به قبول کرده که دوساله تحویل دهد. گفتم من دلم میخواهد دو سال دیگر رئیسجمهور بیاید و در همین موقع این پل را افتتاح کند. وقتی دادمان از دنیا رفت، کسانی از دوستان ما که با خانواده ایشان مرتبطند، گفتند دادمان در خانه گفته بود که فلانی به من گفت دو ساله پل را بسازید؛ اما من آن را یکساله تمام میکنم! همت آن مرد، اینگونه بود. ببینید انسان از فقدان چنین آدمهایی چقدر میسوزد.»
نویسنده: فتحالله نادعلی