یکی از مهمترین ابزارهای مهم سازمان سیا برای کودتا و ساقط کردن دولت مصدق، پروراندن جاسوسان ایرانی برای انحراف اذهان ایرانیان نسبت به دشمنی آمریکا با منافع ملیشان بود. ماموریتی که جاسوسان با انجام دقیق آن، زمینه وقوع موفق کودتا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را فراهم کردند. این روش البته در سالهای بعد در ایران دنبال شد.
در این مقاله، روشهای جاسوسپروری سازمان سیا در ایران از دهه ۳۰ شمسی تا به امروز مورد بررسی قرار گرفته است.
تعریف جاسوس و جاسوسی جاسوسی از جمله جرایمی است که در فقه اسلامی و قانون جزا در حوزه امنیت عامه و ملی تعریف میشود. در این تعریف به هرگونه عملی که در آن اطلاعات کشور اعم از نقشه، اسرار و اسناد فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، نظامی و... به کشور رقیب یا متخاصم منتقل شود یا عملی که موجب ضربه به منافع ملی با نقشآفرینی عناصر خارجی شود، جاسوسی گفته میشود.
از جمله سازمانهای جاسوسی معروف دنیا میتوان به سی.آی.اِی در آمریکا، ام.آی.پنج و ام.آی.شش در انگلستان، موساد در فلسطین اشغالی و کا.گ.ب در اتحاد جماهیر شوروی سابق اشاره کرد.
روزنامهنگارانی در خدمت بدامن از شروع نهضت ملی شدن صنعت نفت، آمریکا و به ویژه سازمان نوبنیاد امنیتی آن یعنی سیا به کمک کشور استعمارگر انگلیس و سرویس جاسوسی آن یعنی ام.آی.شش آمد. این دو سازمان جاسوسی برنامه مشترکی برای شکست استقلالخواهی ایرانیان در عرصه اقتصاد و منافع ملی(ملی کردن صنعت نفت) طراحی کردند که با اسم رمز «بدامن» شناخته میشود. در راس این پروژه افرادی چون شاپور ریپورتر، اسدالله علم، ریچارد کاتم، جورج کندییانگ و فرخ کیوانی قرار داشتند.
این پروژه دو هدف اصلی را دنبال میکرد. هدف اول، پروراندن جاسوسانی ایرانی بود که به عنوان نفوذی در عرصه جامعه، فرهنگ و فضای سیاسی کشور به مجری برنامههای سیا در ایران تبدیل شوند. دوم، عملیات جنگ روانی برای ترساندن مردم از خطر انقلاب کمونیستی در ایران و تبلیغ به نفع آمریکاییها بود.

براساس هدف اول، گروه بزرگی از روشنفکران و روزنامهنگاران ایرانی جذب پروژه بدامن شده و آموزش آنها برای دروغنویسی، پخش شایعات، بزرگنمایی حوادث و وقایع و حمله به روحانیت مخالف استعمار انجام شد. از جمله این روشنفکران و روزنامهنگاران تربیت شده میتوان به نصرتالله معينيان، مظفر بقايیكرمانی، علی جواهركلام، عباس شاهنده، جعفر شاهيد، مصطفی مصباحزاده، عباس مسعودی، هادی هدايتی، علیاصغر اميرانی، مهدی ميراشرافی، عبدالرحمن فرامرزی، رسول پرويزی، برادران رشیدیان و برادران بزرگمهر اشاره کرد. به روایت ریچارد کاتم(مامور رسمی سیا در ایران) نیروهای تربیتشده در پروژه بدامن با عملیاتهای ضربتی مثل سنگباران کردن مساجد با عنوان جعلی اعضای حزب توده و سپس نشر وسیع اخبار آن در روزنامهها و مجلات، جنگ روانی شدیدی را در ایران مدیریت میکردند تا از یک طرف مردم مذهبی احساس کنند خطر سلطه تودهایهای بیدین شدید است و از طرف دیگر با خوب جلوه دادن حکومت آمریکا و ترویج سبک زندگی آمریکایی، اذهان مردم را نسبت به ایالات متحده مثبت کنند.
به این تربیت با فعالیت سیاسیون نفوذی و روشنفکران جاسوس، پروژه جدایی میان رهبران نهضت اتفاق افتاد و سیر حوادث به سمت روز ۲۸ مرداد و انجام کودتای آمریکایی در ساقط کردن دولت مصدق منتهی شد. البته جاسوسان روشنفکر و روزنامهنگار در آن سالها کار خود را آنقدر خوب انجام داده بودند که متاسفانه بعد از کودتا تعدادی از مردم و حتی طرفداران و دوستداران دکتر مصدق در جبهه ملی و نهضت آزادی، آمریکا را دشمن ندانسته بلکه کشوری دوست و مهد تمدن میدانستند.
عباس امیرانتظام در اسناد لانه جاسوسی بعد از کودتا و سلطه کامل آمریکا بر حکومت پهلوی پسر، دیگر برنامه جاسوسی از مردم، حاکمان و تمام عرصههای فرهنگی و اقتصادی کشور در سفارت آمریکا به شکل رسمی انجام میشد. با وقوع انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری خمینی کبیر
(ره)، فضا برای رفتارهای کاپیتولاسیونی آمریکا از بین رفت. پس شبکه جاسوسی سیا در ایران به شکل سازمان یافته و با شدت بیشتر شروع به توطئهآفرینی و حمایت از ضدانقلاب کرد، آنهم توسط جاسوسان داخلی. بعد از تسخیر لانه جاسوسی در آبان ۵۸، اسناد زیادی از

روشهای جاسوسی سیا در ایران و جاسوسان آنها به دست آمد. یکی از این جاسوسان عباس اميرانتظام معاون نخستوزير در دولت موقت بود. او که اسناد زیادی از ارتباطش با ریچارد کاتم و جورج کیو(آدلسیک) از ماموران رسمی سیا در ایران موجود است، با اتهام جاسوسی دستگیر، محاکمه و زندانی شد.
جالب است که سالها بعد، هممسلکان سیاسی امیرانتظام در نهضت آزادی، جمهوری اسلامی را در زندانی کردن او محکوم کرده و میگفتند امیرانتظام تنها به تبادل اطلاعات با مامور سفارت آمریکا میپرداخته و چنین عملی جاسوسی نبوده است! ادعایی آنقدر عجیب که گویی او با یک مامور دیپلمات ساده(نه مامور سیا) و در سفارت یک کشور دوست و برادر(نه دشمن اصلی مردم ایران) ارتباط داشته است.
جاسوسان محیط زیستی و هنرمند بعد از شروع تهاجم فرهنگی آمریکا علیه ایران در دهه ۷۰ شمسی، روشهای جاسوسی سازمان سیا علیه منافع ایران پیچیده و سازمان یافتهتر شد. دایره جاسوسی از مراکز نظامی و مسائل سیاسی و امنیتی به عرصههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی محیط زیستی هم رسید. پروژه نفود عناصر مرتبط با سیا و موساد به مراکز حساس کشور، با دستگیری و محاکمه سیدحسین موسویان در تیم مذاکرهکننده هستهای، جیسون رضاییان در فضای سیاست داخلی، کاوه مدنی و کاووس سیدامامی در پوشش فعالیتهای محیط زیستی، ارس امیری در پوشش فعالیتهای فرهنگی و هنری و... بر همگان آشکار شده است.
روشهای جدید دشمنی آمریکا و صهیونیسم بینالملل با ایران اسلامی و نفوذ جاسوسان به مراکز اصلی، امر مهمی است که باید حساسیت عامه مردم را نسبت به آن بالا برد تا از این رهگذر آسیبی به کشور وارد نشود.
منابع
۱- روزنامه وطن امروز، «مسئول پروژه نفوذ علمی سیا در ایران»، ۱۹ اسفند ۱۳۹۴.
۲- ساریخانی، عادل، جاسوسی و خیانت به کشور، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸.
۳- شهبازی، عبدالله، ظهور و سقوط پهلوی-جستارهایی از تاریخ معاصر، جلد دوم، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۲.
۴- میرمحمدصادقی، حسین، «جرم جاسوسی»، فصلنامه دادرسی، شماره ۱۸، ۱۳۷۸.
۵- موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، اسناد لانه جاسوسی، جلد اول و ششم
نویسنده: انوشه میرمرعشی