۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
این وصیتم است
این وصیتم است

این وصیتم است

جزئیات

به‌مناسبت بیست و هشتم بهمن‌ماه، سالروز شهادت شهید سیدعباس موسوی

28 بهمن 1404
اشاره: سید الشهدای مقاومت اسلامی سید‌شهید عباس موسوی در محفلی که سال۱۹۹۱ م به مناسبت هفته مقاومت اسلامی در شهر سحمر در بقاع غربی برگزار شد سخنانی را ایراد کرد که در آن‌ها نظرش را درباره مقاومت و جهاد و انتفاضه در فلسطین اشغالی بیان نمود و در سفارشی مشهور به لزوم حفظ مقاومت اسلامی تأکید نمود. آنچه در ادامه می‌آید قسمت‌های مهم و مرتبط با وقایع پیش آمده است.


به میزانی که گفتنش امکان دارد به مناسبت هفته مقاومت و شهادت شیخ الشهدا شهید سعید شیخ راغب حرب(رض) سخن می‌گویم. این عصر، همان‌طور که می‌بینید عصر فساد و ریخته شدن خون‌ها در همه جای عالم است. آیا سرزمینی از بلاد دنیا را پیدا می‌کنید که در زمان ما در حالت جنگ و فساد نباشد؟
فرزندان بقاع غربی، چند بار ضربه‌هایی را دور کردید که نتیجه عدم ایستادگی محکم و قاطع همه بزرگان بود؟ فرزندان جنوب، چقدر از این آسیب‌ها دیدید؟ لبنان به صورت کلی چقدر آسیب خوردی؟ دولتی از دولت‌ها نبود مگر این‌که آسیبی دید؟ در هر روز خون‌هایی با دست اسراییل ریخته می‌شود ولی مجانی و بدون هیچ ثمری...
آنچه ما به دنبال آنیم فقط همان است که محمد بن عبدالله(ص) طالب آن بود؛ هنگامی که دید خونی رایگان و بدون فایده در جزیره العرب و غیر آن ریخته می‌شود، لوای مقاومت و رودررویی بر ضد دشمن را بالا برد تا هنگامی که این خون ریخته شد، به حق ریخته شده باشد...
هر پیامبری از پیامبران هنگامی که می‌خواست برای اثبات راستی‌اش دلیل بیاورد به مردم می گفت از شما مزدی طلب نمی‌کنم، از شما چیزی نمی‌خواهم. به من بگویید محمد بن عبدالله(ص) چیزی از دنیا گرفت؟ فرزندان مقاومت اسلامی نیز چنین هستند. دلیل صدق‌شان آن است که همه چیز را می‌دهند و چیزی نمی‌گیرند...خون پاک‌شان را می‌دهند... جان‌شان را می‌دهند... زنان‌شان بیوه می‌شوند... فرزندان‌شان یتیم می‌شوند... همه چیز را می‌دهند... آیا این برای دلیل صدق‌شان کافی نیست؟ شهید محمد بجیجی در بقاع چه گرفت؟ شهید رضا شاعر چه گرفت؟ شیخ الشهدا صاحب این یادواره پاک و معطر چه گرفت؟
همه آنچه شیخ الشهدا می‌گفت این بود: عزت این امت را می‌خواهم، کرامت این امت را می‌خواهم، می‌خواهم که این امت به بزرگی و عظمت خود برگردد که مجد و سربلندی و توانایی‌اش بنا شود.
عظیم‌ترین دلیل بر صدق آن‌ها خون‌های‌شان است... بزرگ‌ترین دلیل بر راستی ایشان این است که آن‌ها به زیر خاک حواله شدند... این دلیل صدق‌شان است. چگونه ممکن است تصور شود که این کاری از سر دنیای طلبی بوده است برای جوانی که در ابتدای زندگی در سن هفده سالگی عمرش قرار دارد، در بهار عمرش در غاری در جبل صافی زندگی می‌کند؟ این جوان می‌تواند در فرانسه باشد و در فرانسه‌ای که همه شهوات و لذایذ جمع است... این جوان می‌تواند در آنچه از زندگی پیش رو دارد هر آنچه می‌خواهد و هوس می‌کند به دست آورد، ولی او از دنیای ما کناره گرفت... و ما را ترک کرد... و ما و اموال ما را رها کرد و خودش را برای خدا در غاری نگه داشت... شهادت برایش کوتاه ترین راه به سوی خدا بود. آیا اینها ادله کافی برای اثبات راستی آن‌ها نیست؟
بله ‌ای شهدا، ای فرزندان مقاومت اسلامی پاک، ای شیخ شهیدان، حتی کودکی در فلسطین شما را راست می‌شمرد... فرزندان انتفاضه شما را تصدیق می‌کنند... آرزو و رویای بزرگ‌شان را برای اولین بار در شما می‌بینند... کارهای سال‌های گذشته همه زعمای عربی را تصدیق نمی‌کنند، چون به آن‌ها دروغ گفتند و در سایه ادعاهای‌شان نا امید و مأیوس زندگی کرده‌اند. هنگامی که خون‌های شما را دیدند، مشاهده کردند که در هر قطره خون پاک شما راهی به سوی آزادی‌شان است و دلیلی بر این‌که به اذن خدا آزادی به زودی منزل می‌گیرد. کافی است که کودکی کوچک در فلسطین ما را راست بداند و بعد از تصدیق ما، با قلبی زخم دیده آماده شود برای این‌که بار مسئولیت مواجهه با دشمن اسراییلی، با همه جبروتش را بردارد در حالی که در دستش جز سنگ نیست... .
دنیای اسلام در امتداد گوشه‌های زمین به شما ایمان آوردند ای شهیدان... به تو ایمان آوردند ای شیخ شهیدان ... به درستی موضع گیری تو ایمان آورد... دید که تو تنها کسی بودی که حتی دست دادن با دشمن اسراییلی را بر خود حرام کرد. هنگامی که افسران اسراییلی به خانه شهید داخل شدند به خاطر این‌که اسیرش کنند، افسر اسراییلی پیش دستی کرد و دستش را دراز نمود و تصور می‌کرد که شیخ خواهد ترسید و از دیدن نیروها مرعوب خواهد شد و دستش را برای مصافحه دراز خواهد کرد... ولی دست شهید عزیز در جایش ماند و تکانی نخورد و به افسر گفت هرگز با تو دست نمی‌دهم. حتی هنگامی که بازجو دستش را دراز کرد و شهید در زندان داخل فلسطین در اسارت بود دست دراز کرد تا به شهید سلام دهد، شهید رد کرد... بازجو گفت «چه می‌خواهی؟ ای شیخ چه می‌خواهی؟ چرا مردم را بر علیه ما تحریک می‌کنی؟»
گفت «می‌خواهم از منطقه خارج شوید.»
به او گفت «از کجا؟ از لبنان؟»
به او گفت «نه، حتی از فلسطین. لازم است که از این‌جا بیرون روید ...این منطقه مال شما نیست.»
هنگامی که مسلمانان دنیا موضعی به این درستی را ببینند، تصدیق خواهند کرد. ما هستیم که به سوی آن دعوت می‌کنیم و این فقط دعوت است. دعوت می‌کنیم به سوی این‌که خون‌ها ریخته شود ولی در کانال‌های طبیعی‌اش ... که خون‌ها در زیر پرچم حق ریخته شود... هنگامی که می‌گوییم مقاومت واجب است که بر اساس اسلام و اصول زیربنایی اسلام و بر اساس فکر رسول الله(ص) باشد، همانی که امام خمینی(ره) آن را عینیت بخشید و آیت‌الله خامنه‌ای به انجامش ادامه داد... هنگامی که بر آن دست یابیم، پس بر ماست که این پرچم را پرچمی راستین بشناسیم که امکان ندارد همراه آن نفاق باشد، امکان ندارد با آن دروغ باشد... در وقت خودش مانع کسی نخواهیم شد که به سوی ما بیاید. هرکس بخواهد که به شرف رودر رویی با اسرائیل نایل شود پس بفرماید، و ما را در خدمت خویش ببیند... از این جا دوباره دعوت‌های‌مان را متوجه همه می‌کنیم به خاطر این‌که سلاح بر ضد اسراییل برداشته شود و به آن‌ها می‌گوییم ما در خدمت شماییم... حتی به کسانی که با هم اختلاف عقیده داریم. نه فقط کسانی که با آن‌ها اختلاف برنامه داریم، نه فقط کسانی که با آن‌ها اختلاف حزبی داریم، حتی کسانی که با آن‌ها اختلاف عقیده داریم حتی به آن‌ها هم گفتیم بفرمایید، باهم و در کنار هم خواهیم جنگید و در خدمت شما خواهیم بود. مهم این است که همه گلوله‌ها به سوی دشمن اسراییلی متوجه شود و ما از همه می‌خواهیم که در صفی واحد باقی بمانند و خون‌ها و سلاح‌شان را به طرف اسراییل متوجه کنند و این نزد ما اساس است و به خاطر آن، به هر چیزی روی آوردیم و قبول کردیم که از خیلی چیزها کوتاه بیاییم... مهم این است که آن‌جا کسی از تفنگ واحد در برابر دشمن صهیونیستی کوتاه نیاید.
آخرین کلامی که با آن سخنانم را خاتمه می‌دهم وصیت من است به اهالی بقاع غربی. ما مدام در خدمت شما خواهیم بود و با پلک چشمان‌مان برای آن‌که در خدمت‌تان باشیم کار خواهیم کرد... ، ولی وصیت اساسی این است که مقاومتی را که همیشه در حال حمایت از شما است و مقاومتی که با همه توان با تلاش حضانتش می‌کنید، پس سحمر در این راه شهدایی تقدیم کرده و مشغره، شهدایی دراین راه داده است و میدون، عین تینه، قلیا، لبایا و زلایا و همه روستاهای این‌جا که در این راه شهدایی تقدیم کرده‌اند، بیعانه وفاداری بر صدق موضع‌تان برابر مقاومت است...
وصیت ما این است که بایستید و ما در کنار شما می‌ایستیم در صفی واحد، در برابر همه توطئه‌ها و مخصوصا توطئه‌های اسراییلی هنگامی که مقاومت را هدف کار سوء قرار می‌دهد ... هنگامی که شانه به شانه همگی در صحنه رودررویی باشیم به اذن خدا پیروزی هم پیمان همه ما خواهد بود...
در آخر از خدا برای شیخ الشهدا شیخ سعید راغب حرب و همه شهدا رضوان و رحمت را مسئلت می‌کنم و از خدا می‌خواهم که این هفته و این محفل را برای ما پر برکت گرداند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


مقاله ها مرتبط