۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com

هجمه بی‌امان

هجمه بی‌امان

هجمه بی‌امان

جزئیات

به مناسبت ۱۴ شهریور سالروز شهادت آیت‌الله علی قدوسی به دست منافقین

14 شهریور 1399
دادستانی انقلاب اسلامی چه نهادی است؟
بنیان تشکیل دادستانی انقلاب اسلامي به شکل‌گیری دادگاه‌های انقلاب در روزهای ابتدايی پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) برمی‌گردد ولی نهاد دادسراها به عنوان یک مجموعه متشکل و منسجم در کنار دادگاه‌های انقلاب و برای انجام وظایف خاص، پس از آیین‌نامه‌ دادگاه‌ها و دادسراهای انقلاب مصوب ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ تشکیل شد. در ماده یک این آیین‌نامه آمده است: «به‌منظور رسیدگی به جرایمی که قبل از پیروزی انقلاب برای تحکیم رژیم پهلوی و ایجاد و حفظ نفوذ بیگانگان صورت گرفته است یا پس از پیروزی انقلاب بر ضد انقلاب اسلامی ملت ایران روی داده یا می‌دهد، به دستور رهبر انقلاب در مرکز هر استان یک دادسرای انقلاب تشکیل می‌شود.»
چند سال بعد، حدود صلاحیت دادسراها و دادگاه‌های انقلاب مصوب ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۲(روزنامه‌ رسمی شماره‌ ۱۱۱۹۳) تعيين شد. براساس این مصوبات، دادسراها و دادگاه‌های انقلاب بخشی از دادگستری شناخته شدند که باید زیر نظر شورای عالی قضایی اداره شوند. به این ترتیب، بعد از مقطعی که دادسراهای انقلاب به صورت مستقل عمل می‌کردند، دادستانی زیر چتر قوه‌‌ قضايیه قرار گرفت و این وضع تا به امروز ادامه دارد.
 
اصل حفظ نظام
کسانی که حتی آشنایی مختصری با اندیشه‌های رهبر کبیر انقلاب دارند، به این نکته واقف هستند که در نگاه امام عزیز حفظ نظام جمهوری اسلامی چه اهمیت ویژه‌ای داشته تا جایی که آن را از واجب‌ترین امور می‌دانستند. چنان‌چه فرمودند: «مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می‌شود و با این نشانه‌گیری‌هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می‌شود از اهم واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز بر آن مزاحمت نمی‌کند.»
قاعدتا حفظ نظام ابعاد گوناگونی در بخش‌های امنیتی، قضايی و حقوقي، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی دارد. در بخش قضایی و حقوقی، حفظ نظام و مقابله با توطئه دشمنان و بدخواهان در قانون اساسی بر عهده قوه قضاییه و به شکل ویژه بر عهده دادستانی قرار دارد. بر همین اساس، عملکرد دادستانی انقلاب در جهت مقابله با دشمنان موجب شده و می‌شود که این نهاد مورد حقد و کینه قرار بگیرد. کینه‌ای که بارزترین جلوه آن به شکل دروغ‌پردازی، شایعه‌آفرینی و تخریب مسئولان این نهاد از سوی دشمنان برای نجات مهره‌های خود از چنگال قانون، نمود پيدا مي‌كند.
 
یک نمونه تاریخی بسیار مهم
شاید بتوان ادعا کرد یکی از مقاطع بسیار مهم تاریخی در ایستادگی دادستانی انقلاب اسلامی مقابل کارشکنی دشمنان فرهنگی نظام، به زمان مسئولیت آیت‌الله شهید علی قدوسی در دادستانی انقلاب برمی‌گردد.
حدود یک سال و نیم بعد از پیروزی انقلاب، ارگان مطبوعاتی دشمنان اسلام و نظام با تمام قدرت به میدان آمد تا با دروغ‌پردازی‌ها و شایعه‌پراکنی‌ها مردم را از حکومت اسلامی ناامید کند، اما مقاومت و برخورد قاطع دادستان کل انقلاب تلاش آن‌ها را بی‌اثر کرد.
 
اما اصل ماجرا...
شورای انقلاب در ابتدای تابستان سال ۵۸ تصمیم گرفت برای مقابله با هجمه مطبوعاتی مخالفان، معاندان و دشمنان نظام جمهوری اسلامی لایحه‌ای قانونی را به تصویب برساند. بر اساس این لایحه خطوط قرمز مشخص و از هرج و مرج ایجاد شده در مطبوعات به دلیل نبود قانون جلوگیری می‌شد. در این قانون اولا مطبوعات باید از وزارت ارشاد بابت انتشار مجوز می‌گرفتند و در مرحله بعد باید ملزم به رعایت چارچوب‌ها و خطوط قرمز نظام می‌شدند. بعد از مطرح شدن اين لایحه، مطبوعات ضدانقلاب شروع به هجمه به این عمل قانونی نمایندگان امام در شورا کردند. مثلا ایرج مستعان سردبیر مجله فردوسی در یادداشتی با عنوان «مطبوعات! رنگ تازة قفس‌ات مبارک» تصویب قانون مطبوعات را محکوم کرد و آن را ادامه سیاست سانسور رژیم پهلوی دانست.
مجله تهران مصور که از مجلات هتاک به علما و مذبیون بود هم تیتر اصلی روی جلد شماره ۲۶ خود را به تصویری از چکمه‌ای در حال لگدمال کردن گُل‌ها اختصاص داد و با تیتر «در بهار آزادی؟!» با تمام قدرت به لایحه مطبوعات حمله کرد. به‌ویژه در مطلب «دشمنی آشکار برخی رهبران با آزادی» به قلم بزرگ پورجعفر اقدام اعضای شورای انقلاب را در تصویب لایحه مطبوعات، دشمنی آن‌ها با آزادی قلمداد کرد.
با وجود این اعتراض‌ها از سوی برخی اهالی مطبوعات، آيت‌الله علی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی با قاطعیت تمام، مجلاتی را که طبق قانون مصوب مطبوعات حاضر نبودند برای گرفتن مجوز اقدام کنند و غیر قانونی منتشر می‌شدند توقیف کرد. کاری که با اعتراض تندتر ضدانقلاب مواجه شد. به‌طوری که مطبوعات ضدانقلاب شخص دادستان و نهاد دادستانی را هدف قرار داده و انواع تهمت‌ها و دشنام‌ها را نثار آن‌ها می‌کردند.
 
امام از دادستان کل انقلاب حمایت کرد
هجمه به دادستانی انقلاب ادامه داشت تا کمی بعد با حمایت امام خمینی(ره) از اقدامات دادستانی و حمایت همه‌جانبه مردم از آن، ضدانقلاب در این مورد مجبور به سکوت شد. امام در تاریخ ۲۶ مرداد ۵۸ و در جمع گروهی از مردم به‌شدت به عملکرد مطبوعات فتنه‌گر انتقاد کرده و در سخنان صریحی فرمودند:
«و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به‌طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد. ما نمی‏ترسیم از این که در روزنامه‏های سابق، در روزنامه‏های خارج از ایران برای ما چیزی بنویسند. ما نمی‏خواهیم وجاهت در ایران و در خارج کشور پیدا بکنیم. ما می‏خواهیم به امر خدا عمل کنیم و خواهیم کرد. دادستان انقلاب موظف است مجلاتی که بر ضد مسیر ملت است و توطئه‏گر است تمام را توقیف کند و نویسندگان آن‌ها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند. موظف است کسانی که توطئه می‏کنند و اسم حزب روی خودشان می‏گذارند، روساي آن‌ها را بخواهد و آن‌ها را محاکمه کند. ما باز تا چندی مهلت می‏دهیم به این قشرهای فاسد و این اعلام آخر است و اگر چنان‌چه در کار خودشان تعدیل نکنند و به ملت برنگردند و دست از توطئه‏ها برندارند، خدا می‏داند انقلابی عمل می‏کنم. می‏آیم تهران و روسایی که مسامحه می‏کنند با آن‌ها انقلابی عمل می‏کنم.»
به این ترتیب، سه روز بعد در ۲۹ مرداد ۵۸ آيت‌الله قدوسی دادستان انقلاب اسلامی، ۲۲ روزنامه و مجله را توقیف کرد. پیکار، مردم، جوان، کارگر، جوانان، بهلول، کار، حاجی‌بابا، آهنگر، مش‌حسن، آزاد، امید ایران، تهران مصور، آرمان، یولداش، آذربایجان، چه باید کرد، تهران، آزاد، آزادی، گزارش روز و جوشن از جمله مطبوعات توقیف شده بودند.
این توقیف‌ها و اجرای بدون مماشات قانون باعث شد در شرایطی که کشور در حال دفع توطئه‌های هر روزه ضدانقلاب بود، فضای خبری و رسانه‌ای مقدار زیادی آرامش پیدا کند. البته این اقدام دادستان کل و اقدامات ديگر در مهار فعاليت‌هاي ضدانقلابي منافقين موجب عصبانیت بیش‌تر دشمنان انقلاب شد. عصبانیت و کینه‌ای که در نهایت به ترور آیت‌الله علی قدوسی و شهادت ایشان در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ توسط منافقین انجامید.
 
روشنگری رسانه‌ای
جمهوری اسلامی از مقطع پیروزی انقلاب تا به امروز تجربه‌ای چهار دهه‌ای از حمله دشمنان به دادستانی انقلاب را به‌خاطر مقابله با ناقضان امنیت و اصول نظام دارد. تجربه‌ای که می‌تواند برای مقابله با هجمه رسانه‌ای دشمن بسیار کارآمد باشد و موجب بیداری ذهن مردم ایران در مقابله با شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی‌های رسانه‌های بیگانه شود.
بدون شک مسئله احقاق حق، اجرای عدالت، دفاع از آرمان‌های انقلاب و برخورد با ناقضان امنیت و دشمنان نظام جمهوری اسلامی از وظایف اصلی دادستانی است که باید با قاطعیت انجام شود، اما نمی‌شود در این میان از شایعه‌پراکنی و دروغ‌پردازی رسانه‌ای دشمن غافل بود. لازم است در کنار این قاطعیت، قوه قضاییه با کمک گرفتن از جوانان انقلابی‌ فعال در عرصه رسانه و خبر، در زمان محاکمه و صدور حکم مجرمان امنیتی و هنجارشکن با ارايه اخبار به‌موقع و سریع درباره فرد یا افراد مذکور از یک طرف و تولید کلیپ و گزارش درباره همان موضوع از طرف دیگر، راه را برای شایعه‌سازان در رسانه‌های دشمن ببندد. هم‌چنین مي‌توان با اعتماد به جوانان مستندساز انقلابی و متعهد، به ساخت مستندهای خوش‌ساخت و هنرمندانه از زندگی قضات پاک‌دست و عادل اقدام کرد. یا با ساخت مستندهای افشاگرانه درباره نقش دشمن در تبرئه جنایتکاران و مجرمان، موجب رفع موانع اعتماد عمومی به دستگاه قضایی کشور شد.
 
نویسنده: انوشه میرمرعشی

مقاله ها مرتبط