اشاره: حرکت بزرگ ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره) که در بهمن ۱۳۵۷ (فوریه ۱۹۷۹) به پیروزی رسید، خیزشی بسیار بزرگتر از حد تصور در میان مسلمانان و خاصه شیعیان جهان ایجاد کرد. اگرچه باید گفت غربیها در مواردی با تکیه بر قدرتشان در عرصههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و بهخصوص رسانهای توانستند اثری اندک بر این نهضت داشته باشند، ولی همه میدانیم که «… وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»*.
در این پرونده که به صورت «مکان محور» به نهضت امام(ره) و اثرات آن بر مسلمانان جهان پرداخته، قصد داریم با دیدگاهی فراملی شما را با تاثیر نهضت امام خمینی(ره) بر مردم عراق آشنا سازیم. اگر بخواهیم تاثیر نهضت امام خمینی
(ره) را بر کشورهای اسلامی بررسی کنیم، درمییابیم که مردم چند نقطه از دنیا از نهضت امام
(ره) تاثیر بیشتری گرفتهاند. این مناطق عبارتند از:
۱. همسایه غربی جمهوری اسلامی ایران یعنی عراق
۲. ملتهای درگیر در قضیه فلسطین، بهخصوص ملت لبنان
۳. شبهجزیره بالکان در جنوب اروپای شرقی
۴. شبهقاره هند (هندوستان، پاکستان، کشمیر اشغالی و سریلانکا)
۵. جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی سابق بهخصوص آذربایجان شیعه مذهب
۶. کشورهای آسیای جنوبشرقی (فیلیپین، مالزی، تایلند و…)
۷. کشورهای مسلمان آفریقایی (تانزانیا، نیجریه، تونس و…)
این هفت منطقه وسیع، نقاطی هستند که بیش از هر جای دیگری در دنیا، از حرکت انقلاب ملت ایران به رهبری امامخمینی
(ره) الگو گرفتند.
آنچه اکنون پیش رو دارید، شرحی است از خیزشهای انقلابی شیعیان مظلوم و ستمدیده عراق در قرن ۲۰ و ۲۱.
عراق؛ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷، شیعیان عراق حمایت همه جانبهای از این انقلاب کردند و فرصت قیام علیه رژیم بعث را مهیا دیدند. اولین حرکت و تظاهرات در حمایت از انقلاب اسلامی در اولین جمعه پس از بازگشت امام خمینی به ایران، در اطراف مسجد «الحضیره» در نجف اشرف شکل گرفت که توسط شهید سید محمد باقر صدر
(ره) حمایت میشد و بعثیها این تجمع را متفرق کردند. در پی این اقدام، جوانان نجف اشرف به جای تسلیم، شروع به نوشتن شعارهای ضدحکومتی بر دیوارها و گذرگاههای شهر، نظیر انقلاب ایران کردند. شعارهایی مانند «نَعَم للاسلام، لا لعفلق و صدام» (بله به اسلام و نه به عفلق و صدام). این خیزش انقلابی به دیگر شهرهای شیعهنشین مانند «بصره»، «ناصریه»، «عماره»، «کربلای معلی» و … هم رسید.
رژیم صدام فوراً دست به کار شد. صدام برخلاف شاه ایران فهمیده بود که برای جلوگیری از وقوع دومین انقلاب اسلامی- شیعی در عراق، باید رئوس این جریان را حذف کند.

«رهبری» (جریانی با هدایت یک فرد)، «ایدئولوژی» (عقیده و مرام) و «سازماندهی و تشکیلات» (نیروها و عناصر فعال) اضلاع مثلث یک انقلاب هستند. از طریق این عناصر میتوانیم فرق یک «شورش» یا «خیزش مردمی» را با «انقلاب» درک کنیم. در عراق تمام اضلاع لازم برای یک انقلاب اسلامی وجود داشت: رهبری مانند سید محمدباقر صدر در جریان دینی حوزه علمیه نجف اشرف، ایدئولوژی اسلام شیعی اثنیعشری و در نهایت، تشکیلات منسجمی مانند مجلس اعلای اسلامی شیعیان عراق یا حزب دعوت اسلامی (حزب الدعوه الاسلامیه). بنابراین صدام بدون تردید وارد عمل شد.
صدام در ابتدا قوانین رعبآوری را تصویب و اجرا کرد. سپس آیتالله امام سید محمدباقر صدر و خواهرش سیده بنتالهدی را به عنوان «رهبر» این حرکت دستگیر و سپس شهید کرد. صدام در گام بعدی «سازماندهی و تشکیلات» این جریان را نشانه گرفت و به سراغ جوانان و انقلابیان نجف اشرف، کربلایمعلی و دیگر مناطق شیعهنشین رفت و یکایک آنان را پس از دستگیری، در بسیاری موارد بدون محاکمه اعدام کرد. کار به جایی رسید که در نجف اشرف در خیابان، كوچه بلکه منزلی از شیعیان نبود که جوان یا مردشان را صدامیان نکشته و شهید نکرده باشند!
یکی از دلایلی که رژیم صدام، سید محمدباقر صدر را شهید کرد این بود که او جنگ با «برادران ایرانی» را حرام دانسته بود. شهید صدر قبل از این فتوا نیز جمله صریح «ذوبوا فی الخمینی کما ذاب فی الاسلام» (در خمینی ذوب شوید همانگونه که وی در اسلام ذوب شده است) را ایراد کرده بود. شهید صدر یاران و دوستداران آلمحمد
(ص) در عراق و همچنین لبنان را به پیروی از انقلاب اسلامی ایران و رهبرش امام خمینی
(ره) دعوت میکرد. بنابراین با این اقدامها دو ضلع از سه ضلع انقلاب عملاً از سر راه برداشته یا ناتوان شدند.
صدام در جایي دیگر هم بدون تردید وارد عمل شد و آن نبرد با ایران اسلامی در سال ۵۹ بود. هدف صدامیان در این نبرد، نه «ناصریه» کردن اهواز یا «عربستان» کردن خوزستان و الحاقش به عراق بود و نه گرفتن «اروندرود» یا به قول خودشان «شطالعرب». هدف، جلوگیری از نفوذ موج انقلاب اسلامی به عراق و سپس سایر ممالک جهان عرب بود.
صدام در راستای همین اقدامها، شیعیان ایرانیالاصل عراقی را از خاک این کشور اخراج و سپس شیعیان عثمانیالاصل عراقی را وادار به حضور در خط مقدم جنگ با ایران کرد. هدف وی از چنین اقدامی، از بین بردن دشمن خارجی (شیعیان ایران) و دشمن داخلی (شیعیان عراق) بود.
در راستای عوام فریبی و شستوشوی مغزی جهان عرب، صدام و جبهه استکبار، ماجرای ظاهرسازی شده حمله هوایی ارتش اسرائیل غاصب به تأسیسات اتمی عراق را ریختند تا بگویند «ایران و اسرائیل با یکدیگر همدستاند». یکی از افسران عراقی شیعهمذهب و متخصص رادارهای ارتش عراق به نام «شهید عیسی عبدالرسول» (ابوشبر) که اندکی پس از این واقعه توسط رژیم صدام مسموم شد و در منزلش در کوفه به شهادت رسید، هواپیماهای اسرائیلی را در سیستمهای خود در کوفه مشاهده کرده و به مقامات بعثی اطلاع داده بود، اما آنان ضمن تأیید حرف وی فوراً ارتباط با او را قطع کردند. بعد هم به سراغش رفتند و …
۱ جنگ ایران و عراق، غافلگیری دیگری نیز برای صدام داشت؛ شیعیان عراقی که در ایران بودند، یگانی به نام «لشكر۹ بدر» را تحت فرماندهی و نظارت مجلس اعلای اسلامی شیعیان عراق و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل دادند. فرماندهی این یگان نیز به سردار دلیر شهید اسماعیل دقایقی سپرده شد. غیر از شیعیان عراقی، تعداد بسیاری از افسران و نیروهای اسیر شده ارتش صدام که حقانیت مکتب اهلبیت
(ع) و نهضت امام خمینی
(ره) به آنان نیز ثابت شده بود، به این یگان که کمی بعد به «تيپ۹ بدر» ارتقا یافت، پیوستند. شهیدان بسیاری از بین این نیروها تقدیم اسلام شد که فرماندهشان شهید دقایقی در رأس آنان قرار دارد. تيپ۹ بدر در عملیاتهای مختلفی مانند «عاشورای۴»
۲، «کربلای۲»
۳ و «کربلای۵»(شلمچهغربی،این عملیات در بین نیروهای ارتش صدام به عملیات نهر جاسم شهرت داشت) حماسه آفرید.
۴ البته بعدها اين تيپ به لشكر ارتقاء پيدا كرد.
جنگ ایران و عراق بدون دستیابی صدام به خواستههایش به پایان رسید. اختلاف با عربستان و کویت بر سر کمکهای جنگی باعث حمله صدام به کویت شد. پس از تصرف کویت توسط صدام، آمریکا برای حفظ امنیت عربستان وارد منطقه شد. عملیات طوفان صحرا و انهدام وسیع نفرات و ادوات ارتش صدام و سپس تصویب قطعنامه ۶۷۰ شورای امنیت سازمانملل مبنی بر اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز عراق، مردم این کشور به خصوص شیعیان که پس از آتشبس ایران و عراق، موضعشان را «تداوم نبرد تا سرنگونی صدام ستمگر» اعلام کرده بودند، فرصت بزرگی را برای پایان دادن به کار رژیم بعث پیش رو دیدند؛ فرصتی که میتوانست با حرکتی عظیم، سرنگونی صدام را که توسط نیروهای برادر ایرانی با فتح بصره صورت نگرفته بود، در پیش داشته باشد.
انتفاضه شعبانیه سال ۱۹۹۱ م (۱۳۷۰ش) مردم عراق پس از فلج شدن رژیم صدام طی حمله به کویت، خیزشی سراسری را علیه رژیم بعث آغاز کردند. اکثریت مطلق شیعیان به همراه کردها، به تمام مراکز دولتی و دفاعی هجوم برده و کنترل ۱۴ استان از ۱۸ استان عراق را به دست گرفتند؛ استانهایی با اکثریت عرب سنی(مانند صلاحالدین و الانبار) در برابر این خیزش مقاومت کردند.
یکی از مراکز مهم خیزش شیعیان پس از نجف اشرف، شهر شیعهنشین «ناصریه» مرکز استان «ذیقار» در جنوب عراق بود. طرفداری عمده این شهر از امام خمینی
(ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مقابله با صدام و حضور در لشكر ۹ بدر و انتفاضه شعبانیه باعث شده بود که حتی در خود عراق، این شهر را با لقب «شهر امامخمینی
(ره)» بشناسند. علاوه بر ناصریه، هورهای جنوب و شرق عراق (هورالهویزه، هور الستاف، هورالقرنه، هور الشویجه، هورالزلچری و …) از مراکز مهم فعالیت امنیتی و نظامی مجاهدین عراقی و شیعیان در انتفاضة شعبانیه به شمار میرفت. رهبری اين قیام را هئیتی ۹ نفره از علمای حوزه علمیه نجف اشرف با هدایت حضرت آیتالله سیدابوالقاسم خویی
(رضوانالله علیه) برعهده داشت.
در این بین مردم که تحت فرماندهی افرادی مانند «نوریالمالکی»، «ابراهیم الجعفری» و … بنیه نظامی پیدا کرده بودند به سمت حرمین شریفین در کربلای معلی هجوم برده و موفق به عقبزدن نیروهای صدام از کربلا شدند. در این میان آمریکاییها بسیار احساس وحشت کردند. آنها که فهمیدند اگر مردم عراق دستشان به بغداد برسد، کار مزدوران بعثیشان تمام خواهد شد، در اقدامی عجیب و البته هماهنگ با خواستههای سران رژیم غاصب صهیونیستی و مرتجعین خلیجفارس، قطعنامه الزامآور شورای امنیت را «کان لم یکن» تلقی کردند تا ارتش صدام با تمام توان، انتفاضة یک ماهة مردم عراق را قلع و قمع کند.
ارتش صدام با پشتوانه نیروهای بعثی و سنیهای تندروی حاضر در گارد ریاستجمهوری (متشکل از دو سپاه، هر کدام سه لشکر) که به طور عمده از اهالی تکریت، فلوجه و شهرهای حامی صدام بودند، شروع به سرکوب خیزش مردم به شکلی بسیار فجیع کرد. آنها مردم شهرهای مختلف خصوصاً نجف، کربلا و ناصریه اعم از مرد و زن و کودک را در دستههای ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفری جمع کرده و پس از اعدام، همه را در گورهای دستهجمعی -که هر از چندگاهی یکی از آنها پیدا میشود- دفن میکردند. جنازه بسیاری از مردم که در هجوم بعثیان در اطراف شهرها شهید شده بودند نیز خوراک حیوانات درنده شد.

بعثیها بیشرمی را از این حد هم فراتر بردند. موشکباران شهر نجف با موشکهای «اسکاد بی
۵» و بمبباران کربلای معلی بهخصوص حرم امام حسین
(ع) و حضرت اباالفضلالعباس
(ع) توسط تانک، توپخانه نیروی زمینی و بمبافکنهای نیروی هوایی ارتش، گوشههای تاریکی از جنایات ارتش بعث در سرکوب انتفاضه مردمی شعبانیه سال ۱۳۷۰ به شمار میرود.
بعثیها زندانهای مخصوصی برای نگهداری انقلابیون انتفاضه شعبانیه داشتند مانند زندان معروف «ابوغریب»، زندان مرکزی صدام در شهر «رمادی» که محل اسارت بسیاری از رزمندگان اسلام طی جنگ ایران و عراق بود، زندانهای زیرزمینی مانند «حدائق الربیع»
۶، «جلولا»
۷، «مرکز پزشکی قانونی بغداد» و زندان «زعفرانیه» در منطقه مرزی «قائم» که مخصوص زنان بود و زندانهای دیگر.
طی سرکوب رژیم صدام، حرمهای شریف اهلبیت
(ع)، بهخصوص حرم امام علی
(ع) و امام حسین
(ع) و حضرت عباس
(ع) آسیب بسیاری دید و تا ۶ ماه بر روی دوستداران رسولخدا
(ص) و خاندانش
(ع) بسته بود. بعثیها غیر از این، مراکز دینی و فرهنگی را نیز از هجمه بیبهره نگذاشتند. برای مثال، مدرسه علمیه «دارالحکمه» نجف اشرف توسط آنان تعطیل و تخریب شد.
کردها هم از تروریسم بعثیها در امان نماندند. ۱۸۰ روستای کردنشین کاملاً منهدم شد و بسیاری از کردها، پیاده وادار به ترک عراق و رفتن به ترکیه شدند و در این مسیر بسیاری از آنها جان خود را از دست دادند. علاوه بر این صدام به سراغ ۷۰۰ هزار شیعه ساکن «اهوار» (هورها) نیز آمد. نیروهای بعثی با بستن سد بر روی آب رودخانههای منتهی به هورها، باعث خشکشدن آنها و از بین رفتن طبیعت و همینطور مردم ساکن منطقه شدند. مساحت هورهای عراق- با هورالعظیم که قسمتی از آن در خاک ایران است- حدوداً پنج برابر خاک کشور لبنان میشود.
شیعیان عراق که بیش از ۲۰۰ هزار نفرشان طی انتفاضة شعبانیه به شهادت رسیدند، ضربه سختی خوردند. به همین دلیل پس از این فاجعه، عده کثیری از آنان راهی جمهوری اسلامی ایران، لبنان و برخی کشورهای دیگر شدند. آیتالله خویی
(ره) نیز مدتی بعد، طبق برخی اظهارات، توسط عوامل رژیم بعث مسموم شد و پس از مدتی به شهادت رسید.
وضع شیعیان عراق و عتبات عالیات در نهایت مظلومیت به همین منوال بود تا اینکه …
حملة آمریکا به عراق در روزهای پایانی اسفند ۱۳۸۱ (مارس۲۰۰۳) آمریکا سلاحهای شیمیایی و میکروبیولوژیک صدام را بهانه کرد تا عراق را اشغال کند. بسیاری معتقدند که حمله آمریکا در راستای حمایت از منافع رژیم صهیونیستی بود.
بعثیها بدون کمترین مقاومتی بصره و دیگر شهرها را تسلیم آمریکاییها و دوستان انگلیسیشان و هم پیمانان خود در ناتو کردند. تا اینکه پای نیروهای ارتش آمریکا به شهر «فلوجه» در غرب عراق رسید…
«فلوجه» در سر راه رمادی به بغداد قرار دارد. مردم این شهر که در سرکوب شیعیان در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جنگ تحمیلی و انتفاضة شعبانیه با همه وجود از صدام و رژیم بعثیاش پشتیبانی کردند، تصمیم گرفتند جلوی آمریکا که روزی حامیشان بود خودی نشان دهند، اما ارتش آمریکا برای اینکه درسی به مردم این شهر داده باشد، با انواع سلاحهای ممنوع بهخصوص تسلیحات فسفری و حاوی اورانیوم ضعیفشده، فلوجه را بمبباران کرد. در نتیجه این عمل غیرانسانی، افراد زیادی کشته و بسیاری به بیماریهای خطرناک مانند سرطان و … مبتلا شدند. بر مصیبتهای این حملهها تولد کودکان ناقصالخلقه را نیز باید افزود.
رژیم صدام سقوط کرد و خود او نیز چند ماه بعد، در زیرزمین مخفی خانهای در یکی از روستاهای حومه زادگاهش «تکریت» در شمال عراق به اسارت نیروهای سپاه چهارم پیاده ارتش آمریکا درآمد.
اکنون در عراق، قدرت در دست نخستوزیر شیعه نوریالمالکی قرار دارد. اگرچه تلخی ترور شهید سید محمدباقر حکیم
(ره) در کربلای معلی، انفجارهای حرم امامین عسکریین
(ع) در سامرا و نظایر آن به این زودی از خاطر دوستداران و شیعیان و یاران آلمحمد
(ص) زدوده نخواهد شد ولی… این سنت خداست که سرانجام مظلومان و مستضعفان قدرت و پیروزی مییابند
. پینوشتها:
۱. در مورد شهید عیسی عبدالرسول و زندگی این مجاهد شهید، به کتاب «سفرها و خاطرهها» نوشته دکتر سید محمد تیجانی تونسی (قسمت سفر به عراق) رجوع شود.
۲. غرب دریاچه امالنعاج، شمال هور العظیم، استان میسان عراق، مهر ۱۳۶۴
۳. ارتفاعات حاجعمران، استان اربیل عراق، شهریور ۱۳۶۵
۴. برای مطالعه بیشتر پیرامون حماسهآفرینیهای نیروهای لشكر عراقی ۹ بدر در دوران دفاع مقدس به کتاب «پل» (الجسر) نوشته شهید محمد الاسدی رجوع کنید.
۵. که نسخه پیشرفته شده آن در نزد مردم ایران با نام «شهاب۲» معروف است.
۶. زیر جنگلها و کشتزارهای موصل
۷. نزدیک مرز ایران
* صف-۸: و خدا کاملکننده نور خویش است اگرچه کافران را ناخوش آید.
نویسنده: محمدجواد مهدیزاده