هفتم تیر ۶۰ راهگشا و معرفتآموز است. شرایط آن دوران:
- در آن روزها جنگ تحمیلی در سختترین و بدترین شرایط خودش بود...؛ نیروهای دشمن مسلط، نیروهای ما ناآماده، امکانات ما در نهایت ضعف، امکانات دشمن فراوان...
- در داخل کشور، در خیابانهای تهران جنگ داخلی بود. منافقین ریخته بودند و با هر چیز که دستشان میآمد... افتاده بودند به جان مردم و پاسدار کمیته و پاسدار سپاه و...
- تقریبا یک هفته قبل از هفتم تیر، عدمکفایت رئیسجمهورِ وقت در مجلس احراز و برکنار شده بود یعنی کشور بدون رئیسجمهور بود.
جوانهای عزیز! روی اینها فکر کنید: - کشور در یک چنین شرایطی، یک استوانهای مثل بهشتی را از دست داد... استوانههای انقلاب که انقلاب را نگه میدارند، ارزششان قابل محاسبه نیست.
- حدود دو ماه بعد، رئیسجمهور جدید و نخستوزیر(شهید رجایی و شهید باهنر) را با هم در یک جلسه شهید کردند.
- در یک فاصله کوتاهی بعد از آن، چند نفر از فرماندهان ارشد جنگ از ارتش و سپاه در حادثه هواپیما به شهادت رسیدند (شهدا فلاحی، فکوری، کلاهدوز، نامجو و جهانآرا).
شما کدام کشور و دولت را سراغ دارید که بتواند در مقابل این همه حوادث بِایستد و از پا نیفتد؟ اما: - مردم ایستادند.
- امام مثل کوه دماوند، سربلند ایستاد.
- مسئولین دلسوز و جوانهای انقلابی ایستادند.
نتیجه: - اوضاع را صد و هشتاد درجه بهعکس کردند.
- جنگ را از باخت پیدرپی به بُرد پیدرپی تبدیل کردند.
- منافقین را از سطح خیابانها جمع کردند.
- ارتش و سپاه را روزبهروز منظمتر و مرتبتر کردند.
- کشور را به روال عادی و جاری انداختند.
نکته * وقتی این حوادث اتفاق میافتاد... دشمنان سرِ شوق میآمدند و امیدوار میشدند که دیگر، بساط این نظام انقلابی جمع شد ولی ناامید شدند.
- آن روز ناامید شدند. در این چهار دهه هم مکرر این ناامیدی تکرار شده.
دشمن نمیفهمد. پرسش: علت چیست که جمهوری اسلامی هر دفعه از زیر بار این همه فشار میتواند بلند بشود بِایستد، سینه سپر کند و راه خودش را ادامه بدهد؟
پاسخ: اینها نتوانستند بفهمند که در عالمِ بشر، غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنتهای الهی است.
سنت یعنی قانون و قاعده شرح
- خدای متعال در عالم طبیعت و عالم انسان قواعدی دارد (قوانینی جلوی چشم و قوانینی که همه قادر به فهم آنها نیستند).
مثالهای قرآنی ۱- هر کسی که خدا را نصرت کند، خدا او را نصرت میکند (نصرت خدا یعنی نصرت دین خدا و نصرت ارزشهای الهی).
۲- اگر نعمت الهی را در جایش مصرف کردید، خدا آن نعمت را بر شما زیاد خواهد کرد.
۳- کسانی که در راه ما کوشیدهاند، به یقین راههای خود را بر آنان مینماییم.
قانون چگونه عمل میکند؟ ۱- قانون یک موضوع دارد و یک نتیجه و حکم دارد.
۲- شما اگر خودتان را با آن موضوع منطبق کنید، نتیجه، قطعا مترتب خواهد شد... این، بروبرگرد ندارد، وعده الهی است.
نمونه قانون الهی: پیروزی جمهوری اسلامی * آن روز (روزهای انقلاب و پس از آن) ما خودمان را با یک مصداقِ سنت الهی منطبق کردیم و خدای متعال هم نتیجه را مترتب کرد.
توجه، توجه با نگاههای علمیِ جامعهشناسی روی تعبیرات و آیات قرآنی پیدا کنید که چطور میشود یک کشوری، دولتی، حکومتی پیشرفت کند و چطور میشود متوقف بشود و چطور میشود سقوط کند (عوامل سقوط: میل به دنیا و دنیاطلبی، عافیتطلبی، کار نکردن، زحمت نکشیدن و دنبال طعمه گشتن).
سنتهای الهی تغییرناپذیرند. - قوانین الهی، قوانین متقنی است.
- خدا با کسی قوم و خویشی ندارد.
- اینکه بگوییم ما مسلمانیم و شیعهایم و جمهوری اسلامی هستیم، پس هر کاری که دلمان خواست بکنیم، نه؛ ما با دیگران هیچ فرقی نداریم.
خدای سال ۶۰، همان خدای امسال است. - ما در سال ۶۰، در مقابل این همه حادثه و شدت عمل توانستیم روی پای خودمان بِایستیم و دشمن را ناامید کنیم، امروز هم میتوانیم.
- خدای دورانهای سختی و دورانهای گوناگون یکی است، همۀ سنتهای الهی هم سر جایش است.
- سعی کنیم خودمان را مصداق سنتهای الهی در راه پیشرفت قرار بدهیم.
قوه قضاییه؛ یک رکن اساسی کشور است. موفقیتها و ناکامیهای شما، هر دو محکوم به احکام سنتهای الهی است و در کل کشور هم تاثیر میگذارد.
تعیین تکلیف ما در سوره حج * اَلَّذینَ اِن مَکَّنّاهُم فِی الاَرضِ اَقامُوا الصَّلوهَ وَ آتَوُا الزَّکوهَ وَ اَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَر/ همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وامیدارند و از کارهای ناپسند بازمیدارند:
۱- اَقامُوا الصَّلوه اشاره است به اینکه باید روح تعبد و توجه به خدا و معنویت در جمهوری اسلامی گسترش پیدا کند.
۳- وَ آتَوُا الزَّکوه این است که در جامعه اسلامی بایستی عدالت در توزیع، مورد نظر باشد.
۳- وَ اَمَروا بِالمَعرُوف وَ نَهَوا عَنِ المُنکَر. در صلات و زکات و مانند اینها یک کارهایی شده، اما در [وظیفۀ] اَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَر عقبیم.
معروف چیست؟ - عدالت، انصاف، برادری، ارزشهای اسلامی. باید امر به معروف بکنیم.
منکر چیست؟ - ظلم، فساد، تبعیض، بیانصافی، عدماطاعت الهی. از اینها باید نهی بشود یعنی [جزو] وظایف است.
امر به معروف از همه احکام الهی حتی از جهاد هم بالاتر است و جزو وظایف قوه قضاییه هم هست. نکته: اگر چنانچه عمل نکردیم، ضربه خواهیم خورد... اگر استفاده نکردید، نعمت، تضییع شده است.
قدرتها از دو ناحیه ضربه میخورند: ۱- سوءاستفاده از قدرت (در جهت اهوای شخصی و گروهی یا در جهت ایجاد فساد).
۲- عدماستفاده از قدرت (معطل گذاشتن قدرت بهخاطر تنبلی یا غفلت).
۸ نکته بالاتر از توصیه، خطاب به مسئولان قوه قضاییه 
۱- به سند تحول [قوه قضاییه] عمل بشود.
- در سطوح مختلف قوه... هم قضات، هم کارکنان و مدیران باید این [سند] را دنبال کنند.
- بر طبق این سند باید شخصیتسازی و کادرسازی بشود.
۲- مبارزه با فساد جدی گرفته بشود.
- فساد وجود دارد... اینجور نیست که در داخل قوه، فساد نباشد.
- البته اکثریت قضات، پاکدست، نجیب، مومن، زحمتکش و حقیقتا شریف هستند، اما در یک جمع هزار نفره اگر ده نفر هم آدم ناباب پیدا بشوند، میتوانند آن بقیه را از لحاظ آبرو و کار مورد آسیب قرار بدهند.
- عمده این است که با ساختارهای فسادزا مقابله بشود.
۳- دانش قضایی به معنی احاطه علمی و قضایی هم به موضوع، هم به حکم بایست تقویت بشود.
۴- به مسئله تشویق و تنبیه در درون قوه [توجه بشود].
- بعضیها هستند... که واقعا زحمت میکشند، در مواردی وقت استراحتشان را هم به رسیدگیهای قضایی صرف میکنند.
- اینها شناسایی و تشویق بشوند.
- تشویق فقط مالی نیست؛ تشویق آبرویی، معرفی کردن و مانند اینها است.
۵- هیچ بخش از اختیارات و ماموریتهای قوه قضاییه که در قانون اساسی و قوانین مترتب بر آن معین شده، معطل نماند.
مثالها: * در حوزه حقوق عمومی، دادستانکل وظایفی دارد [و باید] رصد کامل نسبت به حقوق عامه داشته باشد.
- [در این حوزه] با استناد به قانون، محکم وارد بشوند.
* پیشگیری از جرم که یکی از وظایف قوه قضاییه است و در قانون اساسی هم آمده، بایستی جدی گرفته بشود و هیچ اهمالی روا داشته نشود.
۶- نوع ارتباط قوه قضاییه با ضابطین قضایی خیلی مهم است (نگاه همهجانبه در ارتباط بین قوه و ضابطین).
- بایستی بر رفتار ضابطین مراقبت و نظارت بشود... که تندروی و زیادهروی و مانند اینها انجام نگیرد.
- قوه تحتتاثیر نظر ضابط قرار نگیرد... خودش بایست مستقل رسیدگی کند.
- ضابطین گاهی نظرات کارشناسی دارند که تحقیقشده است. این نظرات کارشناسی را ندیده نگیرند (چه در نیرویانتظامی، چه در وزارت اطلاعات، چه جاهای دیگر).
- اگر (برای پیگیری نظر ضابطین) قانون ندارید... لایحه تنظیم کنید، بدهید به مجلس تا برایتان قانون تصویب کند.
۷- امنیت روانی مردم باید تامین بشود.
- یکی از حقوق عمومی مردم این است که امنیت روانی داشته باشند.
- یعنی هر روز یک شایعهای، دروغی، یک حرف هراسافکنندهای در ذهنها پخش نشود.
- تا دیروز فقط روزنامهها بودند که این کارها را میکردند، حالا فضای مجازی هم اضافه شده.
- گاهی اوقات هم منبع این اخبار، خود قوه قضاییه است... یک چیزی راجع به یک کسی یا مجموعهای ذکر میکند که افکار عمومی را تحتتاثیر قرار میدهد.
- یکی از وظایف قوه قضاییه برخورد با این مسئله است.
- میشود از همین قوانین موجود استفاده کرد و حکم این را فهمید.
- اگر قانون هم ندارید، سریع قانون تهیه کنید.
۸- پروندهای را که باز میکنید، تا آخر دنبال کنید و تمام کنید.
- پروندههای گوناگون... راجع به برخی کارخانهها، برخی تصرفات بیمورد و امثال اینها را به آخر برسانید.
- جوری نباشد که سر زخم را باز کنید، بعد رها کنید.
کارتان سخت است! یکی از کارهایی که خیلی سخت است، قوه قضاییه است... [ولی] به تناسب سنگینی کار، اجر الهی هم سنگین است.
نویسنده: زهره علیعسگری