
در حملات سنگین موشکهای بالستیک نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پایگاه آمریکایی عینالاسد در عراق که محل استقرار نیروهای آمریکایی است مورد اصابت قرار گرفت.
یکی از نیروهای تخریب لشکر 10 سیدالشهدا (ع) گفت: آخرین باری که شهید «علی پیکاری» را دیدم داشت اشکهایش را پاک میکرد و گفت جعفر دستم خالی است. اما وقتی قایق حامل پیکر شهدای غواص در کربلای 5 رسید، چهره آرام شهید «علیرضا پیکاری» را دیدم که پلکهایش روی هم افتاده و به آرامش رسیده بود.»
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، «جعفر طهماسبی» از نیروهای تخریب لشکر 10 سیدالشهدا (ع) به مناسبت عملیات کربلای 5 روایت کرد: «ساعت حدود هشت شب بود که شهید سیدمحمد زینال حسینی فرمانده تخریب لشکر 10 گفت که «بچهها بیرون سنگر برای رفتن به خط شوند»، بچهها که از سنگر بیرون آمدند سر به سر هم میگذاشتند. شهید سیدمحمد یک داد زد «برادرها دیرشده. سریع سوار ماشینها بشوید» بعضی از بچهها که سردشان شده بود دنبال اورکت میگشتند.
شهید پیکاری را دیدم یک اورکت زرد رنگ پوشیده و کلاه اورکت را روی صورتش کشیده بود. رفتم سمتش که بگویم علی جان برف که نیامده. تا نگاهم به صورتش افتاد دیدم پهنه صورتش از اشک خیس خیس است.
بچهها سوار وانتها شدند و ماشین در مسیر سربالایی پل هفتی هشتی در حرکت بود. همه با هم شوخی میکردند، مخصوصا چند بار شهید «مجید عسگری» را از داخل ماشین پایین انداختند. من برای اینکه فضا را عوض کنم و روحیهای به بچهها بدهم شروع به خواندن این شعر کردم «آتیش زدم به خرمنم، آی خرمنم، آی خرمنم» همه میخندیدند و خطاب به من میگفتند «آی خر تویی، آی خر تویی». گفتم شاید حال علی پیکاری عوض شده باشد، دیدم بله، صدایش میآید که با بچهها در جواب دادن سرود همکاری میکند، اما با گریه.
با ناراحتی گفتم علی! ترسیدی؟! او مثل اینکه اصلا به حرفم توجه نکرده باشد هی میگفت «آی خر منم آی خر منم و گریه میکرد» گفتم: رفیق ما سال قبل والفجر 8 با هم از اروند گذشتیم اما حال امشبت فرق می کند. درحالی که اشکهایش را پاک میکرد گفت: «جعفر دستم خالی است.»
نماز صبح را خوانده بودیم. اما هوا هنوز روشن نشده بود. با شهید حاج ناصر اربابیان آمدیم لب اسکله و خواستیم، برویم آن طرف، چون هم نگران سید بودیم هم غواصها، که یک دفعه دیدیم قایقی با سرعت از طرف دشمن به سمت اسکله آمد.
از آن دور سکاندار صدا میزد «بچههای تخریب، بچه های تخریب» بند دلم پاره شد. گفتم ناصر حتما سیدمحمد یک چیزیش شده. تا اینکه قایق به اسکله رسید و سکاندار طناب را انداخت و ما گرفتیم. گفتم چه شده سر و صدا میکنی؟ گفت این غواصها شهدای تخریب هستند که داخل آب بودند. دیدم تمام سطح قایق از بدنهای شهدا پر شده.
لباسهای سیاه غواصی به سرخی میزد. اصلا حواسم نبود، مدام دنبال سید بودم. در آن نور کم که تازه خورشید داشت بالا میآمد تا صبح روز 19 دی 65 خودش را نشان دهد، چهره آرام شهید علیرضا پیکاری را دیدم که پلکهایش روی هم افتاده و به آرامش رسیده بود.»

در حملات سنگین موشکهای بالستیک نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پایگاه آمریکایی عینالاسد در عراق که محل استقرار نیروهای آمریکایی است مورد اصابت قرار گرفت.

در پی شهادت سردار پرافتخار اسلام شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی و شهدای همراه او به ویژه مجاهد بزرگ اسلام جناب آقای ابومهدی المهندس رهبر انقلاب پیامی صادر کردند.

ستاد کل نیروهای مسلح درباره علت سقوط هواپیمای اوکراینی اطلاعیه ای صادر کرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دستوری به ستادکل نیروهای مسلح در پی سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی بر لزوم پیگیری کوتاهیها یا تقصیرهای احتمالی و مراقبت از عدم تکرار تاکید کردند.

از همان روزهای آغازین انقلاب به دلیل مهارتهای بالایش در تیراندازی و حفاظت، چندین بار به عنوان فرمانده نیروهای محافظ حضرت امام انتخاب شد و مسئولیت آموزش تمامی محافظین رهبر بر عهدهاش بود.

مسئول دفتر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی با تأکید بر سجایای اخلاقی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: وصیت نامهای دارد که من آن را به عنوان منشور میدانم. قطعا این وصیت نامه در چهلمین روز شهادتش توسط خانواده ایشان انتشار داده میشود.

پیام رهبر انقلاب به تشکلهای دانشجویی: امروز بیشتر از همیشه کشور به عنصر مؤمن حزباللهی احتیاج دارد