۰۲۱-۷۷۹۸۲۸۰۸
info@jannatefakkeh.com
توطئه دیپلماتیک آمریکا علیه ایران و حزب‌الله در آمریکای لاتین
توطئه دیپلماتیک آمریکا علیه ایران و حزب‌الله در آمریکای لاتین

توطئه دیپلماتیک آمریکا علیه ایران و حزب‌الله در آمریکای لاتین

جزئیات

لاپاز به خط مقدم نبرد پنهان واشنگتن و تهران تبدیل شده است؛ جایی که هیئت آمریکایی با مأموریتی فوری آمده تا دولت جدید بولیوی را با وعده‌های مالی کلان، وادار به قطع رابطه با ایران و برچسب‌زنی به متحدانش کند.

6 بهمن 1404

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: آمریکا در حال اعمال فشار دیپلماتیک بر بولیوی است تا حضور افراد مرتبط با ایران را در این کشور مدیریت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کند. این فشار بخشی از تلاش‌های گسترده‌تر واشنگتن برای تقویت نفوذ ژئوپلیتیکی خود در آمریکای لاتین و مقابله با گسترش قدرت تهران در منطقه محسوب می‌شود.

منابع آگاه از گفت‌و‌گو‌های حساسی گزارش می‌دهند که طی آن آمریکا از دولت بولیوی می‌خواهد حزب‌الله لبنان و حماس را که هر دو به عنوان متحدان نزدیک تهران شناخته می‌شوند، به عنوان گروه‌های تروریستی معرفی کند. این رویکرد هراسان دیپلماتیک آمریکا نشان‌دهنده عمق نگرانی این کشور از حضور گسترده و نفوذ ایران در آمریکای لاتین است، جایی که بولیوی به عنوان یک پایگاه کلیدی برای عملیات دیپلماتیک ایران در سراسر قاره عمل می‌کند و این امر تهران را قادر ساخته تا روابط خود را در منطقه تقویت نماید.

بولیوی، کشوری محصور در خشکی با جمعیت ۱۲ میلیون نفر در قلب آمریکای جنوبی، در نگاه اول ممکن است مکانی نامحتمل برای رقابت قدرت‌های بزرگ جهانی به نظر برسد. با این حال، مقامات فعلی و سابق آمریکایی تأکید دارند که این کشور به یک پایگاه مهم برای فعالیت‌های دیپلماتیک ایران در قاره آمریکای جنوبی تبدیل شده است.

دلیل این امر، فضای باز سیاسی بولیوی، همراه با موقعیت جغرافیایی مرکزی آن است که با چندین کشور دیگر هم‌مرز می‌باشد. «ریک دلا توره» افسر ارشد سابق سیا و رئیس سابق ایستگاه کاراکاس، توضیح می‌دهد که پایگاه اصلی عملیات دیپلماتیک ایران در آمریکای لاتین، ونزوئلا بوده است. با این وجود، بولیوی و نیکاراگوئه در سال‌های اخیر به عنوان شریان‌های تهران در منطقه عمل کرده‌اند.

ارزش بولیوی برای تهران، جو باز سیاسی، نظارت متعادل و جغرافیای مرکزی آن است. در گزارش منتشر شده بر اساس اطلاعات افشا شده توسط رسانه‌های آمریکایی، الگویی که در سراسر آمریکای لاتین مشاهده می‌شود، این است که ایران و حزب‌الله از حوزه‌های قضایی باز به عنوان هاب استفاده و سپس به طور آرام به کشور‌های توانمندتر یا با ارزش بالاتر مجاور نفوذ می‌کنند. این الگو، عمق استراتژیک نفوذ ایران را در منطقه برجسته می‌سازد و نشان می‌دهد چگونه تهران از موقعیت‌های جغرافیایی و سیاسی برای گسترش روابط و فعالیت‌های خود بهره می‌برد، و همین امر نگرانی‌های فزاینده آمریکا را برانگیخته است.

شرایط سیاسی بولیوی در حال تغییر است و این تغییر، فرصت‌هایی برای آمریکا ایجاد کرده تا نگرانی‌های خود را بیان کند. اوو مورالس، رئیس‌جمهور چپ‌گرای بولیوی از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۹ روابط خود با ایران در مسائل دفاعی و امنیتی را تعمیق بخشیده بود. وی استدلال می‌کرد که هر دو کشور در مبارزه علیه امپریالیسم آمریکا متحد هستند.

مورالس و «لوئیس آرس» رئیس‌جمهور چپ‌گرای بعدی که از سال ۲۰۲۰ تا اواخر سال گذشته رئیس جمهور این کشور بود، از سوی مقامات آمریکایی به عنوان افرادی دیده می‌شدند که نسبت به تلاش‌های احتمالی برای فاصله انداختن لاپاز از تهران، علاقه‌ای نشان نمی‌دادند. اکنون، با انتخاب رودریگو پاز، رئیس‌جمهور میانه‌رو در انتخابات اکتبر که پایان دو دهه حاکمیت تقریباً مداوم حزب چپ‌گرای MAS را رقم زد، مقامات آمریکایی معتقدند فرصتی منحصر‌به‌فرد برای بیان نگرانی‌های خود ایجاد شده است.

دولت پاز، که با چالش‌های اقتصادی قابل توجه و مجلسی آشفته رو‌به‌رو است، به دنبال ترمیم روابط با واشنگتن و تشویق سرمایه‌گذاری خصوصی بوده است. مقامات آمریکایی علنا از انتخاب پاز استقبال کرده‌اند و در دسامبر، آمریکا، بولیوی را برای تأمین مالی کمک‌های بلاعوض از سوی شرکت «چالش هزاره»، یک آژانس مستقل آمریکایی، واجد شرایط اعلام کرد. این اقدامات، نشان‌دهنده تلاش آمریکا برای بهره‌برداری از تغییرات سیاسی به منظور بیان نگرانی‌های خود در برابر نفوذ گسترده ایران است.

تلاش برای مدیریت روابط با ایران در بولیوی، بخشی از کمپین گسترده‌تر آمریکا در منطقه است و به دنبال آن، در ماه سپتامبر، اکوادور، متحد آمریکا، سپاه پاسداران، حماس و حزب‌الله را به عنوان گروه تروریستی معرفی کرد، در حالی که آرژانتین نیز به تازگی نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را به عنوان گروه تروریستی دانست.

در حالی که تلاش فعلی برای ایجاد شکاف ژئوپلیتیکی بین ایران و آمریکای لاتین جدید نیست، نشانه‌هایی وجود دارد که این تلاش در حال افزایش است. در همین راستا، هیئتی شامل مقامات وزارت خارجه و اطلاعاتی آمریکا، به تازگی به لاپاز، پایتخت بولیوی سفر کرد.

مقامات آمریکایی همچنین در مورد فشار بر شیلی، پرو و پاناما بحث کرده‌اند، اما مشخص نیست که آیا این موضوع را با همتایان خود در آن کشور‌ها مطرح کرده‌اند یا خیر. مقامات آمریکایی ادعا کرده‌اند که نیروهای حزب‌الله در همه این کشور‌ها حضور دارند.

مقامات آمریکایی عموماً بر این باورند که حزب‌الله یک حضور پایدار و مداوم در آمریکای لاتین دارد. با این حال، در جامعه اطلاعاتی آمریکا بحث‌های جدی و قابل توجهی در مورد میزان استحکام و سازمان‌یافتگی این حضور در جریان است. برخی تحلیل‌گران و کارشناسان اطلاعاتی، فرایند تامین مالی حزب‌الله در این منطقه را بسیار سازمان‌یافته، سلسله‌مراتبی و ساختارمند توصیف می‌کنند.

در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که تأکید می‌کند بسیاری از فعالیت‌های مالی منتسب به حزب‌الله، در واقع ناشی از کمک‌های داوطلبانه، حواله‌های مالی و حمایت‌های طبیعی مهاجران بزرگ لبنانی ساکن در آمریکای لاتین است که به صورت اتفاقی یا غیرمستقیم به افراد و جریان‌های مرتبط با حزب‌الله می‌رسد.

این فشار‌های دیپلماتیک آمریکا بر بولیوی و سایر کشور‌های آمریکای لاتین، عمق نفوذ ایران را در منطقه برجسته می‌سازد. ونزوئلا و ایران سال‌ها متحدان استراتژیک و کلیدی یکدیگر بوده‌اند و پس از عملیات غیرقانونی ربایش نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، مقامات آمریکایی سریعاً دولت رئیس‌جمهور موقت این کشور، دلسی رودریگز را تحت فشار قرار دادند تا همکاری اقتصادی و امنیتی بین کاراکاس و تهران را متوقف کند. اکنون نوبت بولیوی شده است تا تحت فشار سیاست‌های خارجی تحمیلی آمریکا قرار بگیرند. با این حال وزارت خارجه بولیوی هنوز موضع مشخصی در خصوص فشار‌های آمریکا اتخاذ نکرده است.

اخبار مرتبط