شهید صیاد شیرازی در خاطرهای نقل کرده است: زمزمهای شروع شد که ما توان جنگیدن نداریم. میگفتند اگر ما را آزاد کنند، برای این است که برویم استراحت کنیم، یا خودمان را بازسازی کنیم. باید انگیزه در آنها ایجاد میکردیم و بعد دستور میدادیم. تدبیری که به ذهن ما خطور کرد، این بود که گفتیم: «شما را میخواهیم ببریم پیش امام. میتوانیم شما را با قطار ببریم پیش امام و بعد برگردیم؛ چون عملیات داریم، باید سریع برگردید».