ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

سلاح، بی اتحاد

به مناسبت سی‌امین سالگرد خروج نیروهای شوروی از افغانستان

 

نیروهای بیگانه پس از نزدیک به 10 سال اشغال، افغانستان را در سال 1367(1988) ترک کردند. اشغالی که بیش از یک میلیون کشته و چندین و چند برابر، آواره و بی‌خانمان برجا گذاشت. پایان اشغال افغانستان غیر از خسارت‌های انسانی، یک میراث قابل توجه دیگر نیز داشت. یک نیروی‌هوایی قوی به‌خاطر وجود تعداد زیادی هواپیمای مدرن و یک نیروی‌زمینی مقتدر به واسطۀ انبوهی از تسلیحات روز، ارث به‌جا مانده از سال‌ها حضور نیروهای نظامی شوروی در افغانستان بود. 3000 تانک، 500 هواپیمای جنگی و ترابری، 5000 وسیله موتوری جنگی، 7000 انواع راکت‌انداز و تجهیزات و تسلیحات گوناگون. تسلیحاتی که ارتش افغانستان را در منطقه بی‌نظیر می‌کرد و آن را حتی در رتبه‌ای بالاتر از ارتش آن دوران ایران قرار می‌داد. یک نیروی نظامی قوی که میلیاردها دلار ارزش داشت. با این تسلیحات پیشرفته، افغانستان تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای ‌می‌شد اگر... اما بر سر آن همه امکانات که با حساب‌های ظاهری می‌توانست یک ارتش قدرتمند بسازد چه آمد؟

حکومت کمونیستیِ دست‌نشانده و تحت حمایت شوروی در افغانستان نزد مردم مشروعیت نداشت و از حمایت آنان برخوردار نبود. به علاوه، اتحاد ملی که با حضور 10 سالۀ بیگانگان تضعیف شده بود راه را برای ظهور گروه‌های مخالف و معارض شامل اقوام، مناطق و فِرَق گوناگون باز کرد. با حمایت آمریکا از گروه‌های ضد دولتی و بالا گرفتن نزاع‌های داخلی و سقوط دولتِ وابسته به بیگانه و به چالش کشیده شدن وحدت ملی، همه امکانات نظامی ذکر شده، توسط گروه‌های رقیب به غارت رفت. تانک‌ها دزدیده شدند و به قیمت ناچیز دست به دست به فروش رسیدند. سلاح‌ها تا جایی که مهمات داشتند برادرکشی کردند، سپس به چماق‌هایی بی‌خاصیت تبدیل شدند. آن همه سلاح توسط معارضان و البته با آتش‌بیاریِ کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به کار گرفته شدند تا جایی که زاغه‌ها از مهمات خالی شد. بسیاری از دارایی‌های نظامی افغانستان مثل هواپیماها که نیاز به نگه‌داری داشتند در گذر زمان فرسوده و غیرقابل استفاده شده و به شکل آهن‌ضایعات به دیگر کشورها فروخته شدند. بقیه هم که از دستبردهای داخلی مصون ماندند، سال‌ها بعد با حمله آمریکایی‌ها نابود شدند و در نهایت، افغانستان شد این که شد.

تجربه نشان داده هر زمان که یک ملت به جای اتحاد و اتکا به نیروهای داخلی، بر خط‌ دیگران حرکت کنند، وجود پیشرفته‌ترین سلاح‌ها هم کارایی ندارد. اتحاد یعنی توافق نظر شاید فقط در یک مورد. مواردی مثل خاک وطن، عزت ملی یا موضوعات مهم‌تری چون مبارزه با بی‌عدالتی در جهان یا حمایت از مظلومان عالم. وقتی اتحاد نباشد، «امنیت» یعنی اکسیر مانایی یک ملت نیز وجود نخواهد داشت. می‌شود خسارت‌های مالی و جانی را هرچند بزرگ و زیربنایی تحمل کرد ولی صبوری بر ناامنی محال است. ناامنی اصل و ریشۀ یک ملت را هدف قرار می‌دهد. ناامنی علاوه بر فقر، چرخۀ بازتولید خود را سلسله‌وار تکرار می‌کند و موجب بروز ناامنی‌های بیش‌تر می‌شود تا جایی که مثل خوره، موجودیت وطن را می‌خورد. افغانستان 30 سال‌ بعد از آزادی از زنجیر اشغال بیگانگان ولی گرفتار تشتت داخلی، اکنون کجا ایستاده؟

 

نویسنده: زهره علی‌عسگری

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد