ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

مدینه فاضله در رخ انقلاب

قلم به دست مي‌گيرم تا به بهانه 40 سالگي انقلاب، چند سطري براي مجله بنويسم. برمي‌گردم به سال 57. آن روزها نوجواني در ميان بقيه بودم و کم‌تر نسبت به انقلاب و امام درک داشتم. براي اولين‌بار که عکس امام و اعلاميه ايشان را ديدم فکر نمي‌کردم بعد از 40 سال که انقلاب به سن باروري و ثمردهي مي‌رسد و سني از ما گذشته، روزهاي تلخ و شيرين و حوادث بالا و پايين بسياري را با گوشت و پوست‌مان درک کرده باشيم. روزهاي مبارزه و زندان به انتها رسيده بود، کساني پس از شکنجه و آزار و خون‌دل خوردن، طعم تلخي‌ها در مزاج‌شان به شيريني تبديل شده بود، تظاهرات انگار اعلامي بود که ما آمده‌ايم تا بمانيم، بساط دروغ و نيرنگ و ظلم طاغوت و طاغوتيان در بقچه‌اي از تاريخ گذاشته و گره‌اي به آن زده شد و تاريخ اين عبرت را براي هميشه در صفحات خود ثبت کرد که نصر الهي، حتمي و يقيني است.

انقلاب با جواناني که هنوز چهره‌هاي‌شان سرخ و سفيد بود و باطراوت، شکل گرفت. نسلي که در سازمان‌هاي انقلابي فعاليت داشتند و حالا مي‌خواستند سکان کشتي انقلاب امام را در امواج متلاطم غائله‌هايي که هر روز کسي به نام خود يا خلق به پا مي‌کرد، در دست بگيرند. روز و شب مي‌گذشت و انقلاب کم‌کم شکل مي‌گرفت. آرزوهاي دنيايي، همه کنار رفته بودند. ايران مدينه فاضله‌اي شده بود که مصداق خدايي بودن را در رخ انسان‌هاي انقلابي مي‌ديدي. زن و مرد، کوچک و بزرگ، نگاه‌شان به رهبري بود که مي‌فرمود: «من خادم اين ملت هستم.» او خود را نمي‌ديد و تمام آن‌چه را که مي‌خواست، خدا بود.

ديگر نامي از لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و امتياز دادن به آمريکايي‌ها و ايادي آن‌ها نبود. امام جرياني ايجاد کرده بود که ساختة خودش بود. اگر کسي همراه اين جريان نبود يا غرق مي‌شد يا از گردونه انقلاب به بيرون پرتاب مي‌شد. اتفاقات يکي پس از ديگري، داخلي و خارجي، هيچ در اراده خدايي امام خللي ايجاد نمي‌کردند. انقلاب، واقعا انفجار نور شده بود. نوري که چشمان همه بدخواهان را کور کرده بود. مردم آگاه شده بودند. شور و شعور انقلابي آن‌ها فوران کرده بود و حال خوبي پيدا کرده بودند.

جنگ شروع شد. مشکلات و سختي‌ها با شروع جنگ بيش‌تر شد. کمبود، گراني، شهيد و مجروح دادن و به اسارت رفتن بهترين جوانان وطن، خانواده‌‌ها را آبديده کرده بود. هيچ چيز در اراده مصمم جوانان انقلابي و مردم ايران تاثيري نداشت. پس از هشت سال دفاع، قطع‌نامه پذيرفته شد. پس از جنگ ندانستيم چرا امام فرمود: «جنگ نعمت است.» جنگ فرصتی بود برای شکوفایی و پيشرفت‌هاي علمي، نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي در آینده.

امام با آبرويش به ميدان آمده بود تا از شعاري که قبل از آن مي‌داد يعني «جنگ‌، جنگ تا رفع کل فتنه» عدول کند. در ماجرای قبول قطع‌نامه، تاريخ بايد تکليف سياسيون و نظاميون را مشخص کند. بعد از قطع‌نامه، امام ديگر ملاقات عمومي نداشت. بعد از اندکي، امام فوت کرد. غم از دست دادنش کمر امت را شکست. با انتخاب آيت‌الله خامنه‌اي به رهبري، روزنه‌هاي اميد باز شدند. اين‌بار سکان کشتي انقلاب به دست سيدخراساني افتاده بود. تدابير حضرت‌آقا در مرحله جديد انقلاب، مثمر ثمر واقع شد و تلاش‌ها در زمينه‌هاي مختلف باعث رشد کشور شد.

آن‌ها که دل‌بسته و اميدوار به آمريکايي‌ها و اروپايي ها بودند در مقاطع مختلف، روي ديگري از ويرانگري‌هاي دشمن طمعکار را ديدند. چنگال مخملي آن‌ها هربار نتوانست در بدن ملت ايران فرورود و آن‌چه را رهبري فرموده بودند به واقعيت ديديم و ديدند. هر سال براي ملت ايران يک گام به جلو شد تا کشور از سرازيري‌ها و چالش‌ها در امان بماند. اکنون، اين ثمره رهبري و ولايت‌پذيري ملتي است که با جان و مال و آبروي خود باعث سربلندي و سرافرازي پرچم ايران شده‌اند. اين افتخار و عزت در ايران و در کل جهان تاثير خود را گذاشته. رويش‌هاي انقلاب در دورترين نقاط دنيا و بر سخت‌ترين دل‌ها موثر واقع شده و اين نيست جز به غيرت ديني و انقلابي مردم ايران.

چهل ساله شدن انقلاب اسلامی در 22 بهمن 97 مبارک باد.

 

نویسنده:علی حسین‌پور

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد