ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

اهواز، قلب مقاومت ایران

شرحی کوتاه پیرامون حادثه تروریستی اهواز

 

همه چیز طبق روال آماده شده بود تا شکوه هر ساله یک‌بار دیگر تکرار شود. تا نیروهای مسلح اهواز چون سایر شهرهای ایران اسلامی یک‌بار دیگر مقاومت و صلابت ملت‌شان را در برابر بیگانگان به نمایش بگذارند. دشمن کینه‌توز اما خواب‌هایی پریشان دیده بود تا دست تقدیر، سرنوشتی سرخ را برای جان بر کفان اسلام و امنیت کشور در فردای عاشورای حسینی رقم بزند. تا اهواز بار دیگر قلب مقاومت ایران اسلامی شود.

همه چیز طبق روال هر ساله آماده شده بود. اهواز پس از روزها و شب‌ها مویه و عزا بر سالار شهیدان در آرامش خوابیده بود تا در صبحگاه روز سی و یکم شهریور شاهد رژه نیروهای مسلح خود باشد. همان‌ها که یادگار روزهای سخت مقاومت اهواز در برابر دشمنی از هزار فرقه و ملیت بودند. دشمنی که چشم طمع به ایران تازه انقلاب کردۀ آن روزها داشت. دشمنی که جنگی سخت و هشت ساله را به این کشور تحمیل کرد.

 

از سحرگاه روز 31 شهریور 96 نیروها و آخرین دستاوردهای نیروهای مسلح آماده بودند تا راس ساعت مقرر، رژه را آغاز کنند. حوالی ساعت 8 صبح، دقایقی بود رژه آغاز شده و همه چیز طبق برنامه در حال اجرا بود که ناگهان صدای تیراندازی‌ از سمت پارک کنار جایگاه رژه، جمعیت را در هم پیچید. اول به نظر یک غافلگیری نظامی می‌آمد، اما با به زمین افتادن سربازان غرق به خون، حادثه رنگ و بوی تروریستی به خود گرفت و جمعیت و حضار در جایگاه وحشت‌زده شدند.

افسران و سربازان به جای رژه به هر سو می‌گریختند و تفنگ‌های خالی‌شان را به دنبال خود می‌کشیدند. مردم که برای تماشا در اطراف محل حضور داشتند، افتان و خیزان به دنبال جان‌پناه می‌گشتند. گلوله‌ها از هر سو می‌آمدند و سینه زن و مرد و کودک را می‌دریدند. گلوله‌هایی که بی‌محابا و بی‌چشمداشتِ این که در قلب نظامی می‌نشینند یا غیرنظامی، شلیک می‌شدند. وحشت تنها عطری بود که در هوا پراکنده می‌شد و صدای شیون و فریاد از هر سو با آن همنوایی می‌کرد.

تعدادی از سربازها، افسرها و درجه‌دارها فارغ از رسته و یگان و جایگاه، به دنبال شکار شکارچی‌های بی‌حیا به سمت منبع صدا می‌خزیدند و تیرها را از بیخ گوش‌ خود می‌گذرانیدند. عده‌ای به دنبال کمک به زخمی‌ها و شهدا بودند. عده‌ای هم بودند که در آن هول و ولا به دنبال ثبت تاریخ، دوربین‌ها و گوشی‌ها را به دست گرفته بودند.

اوج درگیری چندان طول نکشید. کم‌تر از 15 دقیقه درگیری‌ها فروکش کرد. دیگر تنها صدای تیرهای پراکنده و بی‌هدف به گوش می‌رسید. بهت‌زدگی، مستولی بر چهرۀ همه بود. هیچ کس نمی‌دانست چه خبر شده و چه کسی یا چه گروهی این مصیبت را بر سر ملت آوار کرده است.

هرکس که توانی در جانش مانده بود، شهید یا زخمی‌ای را سر دست گرفته بود و از معرکه دور می‌کرد و به آمبولانس‌ها که آژیرکشان به طرف جایگاه رژه در حرکت بودند می‌رساند. صدای غمبار مادر «طاها» که مجروح و نیمه هوش پسر خردسالش را صدا می‌زد و هنوز نمی‌دانست که به آسما‌ن‌ها پر کشیده، صورت رنگ پریده افسر را اشکبار می‌کرد. مردم دور پیکر بی‌جان جانباز 70درصد جنگ تحمیلی که حالا به آرزوی دیرینه‌اش، شهادت رسیده بود جمع شده بودند و بر سر و صورت می‌زدند و نوای «یاحسین» سر ‌داده بودند. سربازی دست در گردن همرزم مجروحش، کشان‌کشان از جایگاه دور می‌شد. نیروهای انتظامی و امنیتی با کشیدن نوار زرد پیرامون محوطه پارک کنار پادگان لشکر92 زرهی، حلقه محاصرۀ محل حمله تروریست‌ها را تنگ و تنگ‌تر می‌کردند.

***

خبر حادثه تروریستی اهواز، خیلی زود در صدر خبرهای رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفت. سه تن از تروریست‌ها در همان لحظه تیراندازی کشته شده بودند. نفر چهارم هم در راه بیمارستان به هلاکت رسیده بود. آمار شهدا و مجروحان از همان نخستین دقایق، زیرنویس بخش‌های مختلف خبری شد و تا شب‌هنگام به 25 شهید و 60 مجروح رسید. پیام‌های تسلیت یکی پس از دیگری صادر شدند. نوار سیاهی گوشه تصویر تلویزیون نقش بست. ایران در سوگ عزیزان از دست رفته‌اش نشسته بود.

مقام‌های کشوری و لشکری در تلویزیون ظاهر می‌شدند و ضمن ابراز تاسف و تسلیت، آخرین خبرها را درباره تروریست‌ها و حامیان‌شان می‌دادند. انتقامی سخت و سنگین را نیز وعده می‌کردند. اول، گروه الاحوازیه مسئولیت این حمله را به عهده گرفت و گفت قصدمان زدن نظامی‌ها بود و می‌خواستیم صدای اعتراض‌مان به گوش ملت برسد. یک ساعت بعد، داعش مسئولیت حمله تروریستی اهواز را به عهده گرفت تا از این آب گل‌آلود به سود خود ماهی بگیرد. آن‌چه اما برای ملت ایران واضح و مسجل بود این که دشمنان ایران اسلامی از آمریکا و اسرائیل که بازیگردانان اصلی این جنایت بودند، با اجرای این عملیات کور و ناجوانمردانه، اوج ناتوانی و استیصال خود را در دستیابی به اهداف‌شان نشان دادند.

پیکر شهدای حادثه تروریستی اهواز در دوم مهر و روز سوم شهادت اباعبدالله‌الحسین(ع) بر دستان انبوه عزاداران ثارالله تشییع و به خاک سپرده شد.

***

ایران اسلامی خیلی زود وعده انتقام خود را عملی ساخت. موشک‌های بالستیک سپاه پاسداران با هدف قرار دادن پایگاه فرماندهان داعش در شرق فرات، آن‌هایی را که در عملیات تروریستی اهواز دست داشتند به درک واصل کرد تا به کسانی که خواب پریشان برای ایران اسلامی می‌بینند اعلام کند «دوران بزن و در رو به پایان رسیده است».

 

نویسنده: اسما طالقانی

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد